نس و غير ايشان وارد شده ، ولى در كيفيّت بيان داستان اختلاف مختصرى در الفاظ آنها هست ، ترمذى و غير او هم از خود ابى اليسر - كه داستان مربوط به اوست - روايت كرده اند.
اميدوار كننده ترين آيات كتاب خدا
و در تفسير عياشى از ابى حمزه ثمالى روايت كرده كه گفت : من از يكى از آن دو بزرگوار (امام باقر و امام صادق (عليه السّلام ) شنيدم كه مى فرمود: على (عليه السلام ) رو به مردم كرد و فرمود: كدام آيه از قرآن كريم براى شما اميدوار كننده تر است ؟ بعضى گفتند: آيه (ان اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء) فرمود: اين اميدوار كننده هست ، ولى آنطور كه بايد باشد نيست . بعضى ديگر عرض كردند آيه (يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمه اللّه ) فرمود: اين نيز خوبست ، ولى آنكه بايد باشد نيست . بعضى ديگر عرض كردند آيه (و الذين اذا فعلوا فاحشه او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم ) فرمود: اين هم خوبست ولى آن نيست .
امام فرمود: مردم همه سكوت كردند، حضرت فرمود: چرا سكوت كرديد بگوييد ببينم مسلمانها؟ عرض كردند نه به خدا سوگند ما آيه ديگرى به نظرمان نمى رسد. فرمود: من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم كه مى فرمود: اميدوار كننده ترين آيات كتاب خدا آيه (اقم الصلوه طرفى النهار و زلفا من الليل ...) است ، و فرمود: اى على ! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمى خيزد براى وضو گرفتن ، گناهانش از جوارحش مى ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا مى شود از نمازش كنار نمى رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمى ماند، و مانند روزى كه متولّد شده پاك مى شود،و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش مى كند، آنگاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امّت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امّت من همين حكم را دارد.
مؤ لف : مثالى كه در آخر اين روايت است به طرقى از اهل سنت از عده اى از صحابه مانند ابى هريره ، انس ، جابر و ابى سعيد خدرى از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت شده .
دو روايت از امام صادق (ع ) در ذيل (ان الحسنات يذهبن السيئات ...)
و نيز در آن كتاب از ابراهيم كرخى آمده كه گفت : من نزد امام صادق (عليه السّلام ) بودم كه مردى از اهل مدينه بر او وارد شد، امام پرسيد، فلانى از كجا مى آيى ؟ راوى مى گويد: آن مرد چيزى در جواب امام نگفت . خود حضرت فرمود: از فلانجا و فلانجا آمدى ، فلانى متوجه باش ببين روز خود را با چه اعمالى به پايان مى رسانى ، زيرا با تو فرشته اى است موكّل بر تو كه آنچه را مى كنى حفظ مى كند و مى نويسد پس هيچ گناهى را كوچك نشمار، هر چند خيلى ناچيز باشد، زيرا همين گناه ناچيز يك روز تو را بدبخت خواهد كرد، و هيچ كار نيكى را كوچك نشمار، زيرا هيچ چيز به مثل حسنه در جستجو نيست . حسنه ، گناه خيلى بزرگ و قديمى را پيدا مى كند و آن را از نامه عملت محو و ساقط مى سازد و نمى گذارد بعد از تو بماند، و اين در كلام خداى تعالى است كه مى فرمايد: (ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين .
و در همان كتاب از سماعه بن مهران روايت كرده كه گفت : مردى از اهل شامات از امام صادق (عليه السّلام ) پرسيد: از كارمندان دولت پولى گرفته و فعلا از آن پول صدقه مى دهد و صله رحم مى كند و به حج مى رود تا شايد خداوند او را در آنچه كه به دست آورده بيامرزد، و او به اين فكر است كه : (ان الحسنات يذهبن السيئات ) حضرت فرمود: حسنه كفاره گناه مى شود، و اما گناه نمى تواند كفاره گناه گردد.
آنگاه فرمود: اگر حلال و حرام با هم درآميخت بطورى كه به كلى مخلوط شد و ديگر حرام از حلال تشخيص داده نشد در آن صورت اين كار عيب ندارد.
و در الدّرالمنثور است كه احمد و طبرانى از ابى امامه روايت كرده اند كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: هيچ مرد مسلمانى وقت نماز يوميّه را درك نمى كند و براى وضو برنمى خيزد و به نيكويى وضو نمى گيرد و نماز را به خوبى نمى خواند مگر آنكه آنچه كه بين اين نمازش و نماز گذشته اش گناه كرده آمرزيده مى شود.
مؤ لف : روايات در اين باب بسيار است هر كه بخواهد همه آنها را رسيدگى كند بايد به جوامع حديث مراجعه نمايد.
و در همان كتاب آمده كه طبرانى و ابو الشيخ و ابن مردويه و ديلمى از جرير روايت كرده اند كه گفت : من از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم كه وقتى از تفسير آيه (و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و اهلها مصلحون ) سؤ ال شد، در جواب فرمود: يعنى اهل آن نسبت به يكديگر رعايت انصاف را داشته باشند.
چند روايت در ذيل جمله : (لايزالوان مختلفين الّا من رحم ربك و لذلك خلقهم )
و در كافى به سند خود از عبداللّه بن سنان روايت كرده كه وقتى از امام صادق (عليه السلام ) از اين قول خدا كه مى فرمايد: (و لو شاء ربك لجعل الناس امة واحدة و لا يزالون مختلفين الا من رحم ربك ) سؤ ال شد، حضرت در پاسخ فرمود: مردم امّت واحدى بودند، و خداوند پيغمبرانى مبعوث كرد تا برايشان حجّت بگيرد.
مؤ لف : مثل اين روايت را صدوق هم در معانى از آن جناب آورده .
و در معانى الاخبار به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : من از امام صادق (عليه السلام ) از فرمايش خداى تعالى كه فرموده : (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ) سؤ ال كردم ، حضرت فرمود: ايشان را آفريد تا به عبادت ماءمورشان كند. آنگاه مى گويد: از اين فرمايش خدا كه مى فرمايد: (و لا يزالون مختلفين الا من رحم ربك و لذلك خلقهم ) سؤ ال كردم فرمود: ايشان را آفريد تا كارهايى انجام دهند كه مستوجب رحمت باشند و خداوند رحمتشان كند.
و در تفسير قمى از ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه فرمود: (و لا يزالون مختلفين الا من رحم ربك ) مقصودش آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) و اتباع ايشان است ، خداوند مى فرمايد: (و لذلك خلقهم ) يعنى اهل رحمت در دين خدا اختلاف نمى كنند.
و در تفسير عياشى از يعقوب بن سعيد از ابى عبدالله (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : من از آن حضرت معناى (و ما خلقت الجن و الا نس الا ليعبدون ) را پرسيدم فرمود: ايشان را خلق كرد براى عبادت . مى گويد: عرض كردم (و لا يزالون مختلفين الا من رحم ربك و لذلك خلقهم ) چه معنا دارد؟ فرمود: اين آيه بعد از آن جمله نازل شده .
مؤ لف : امام اشاره به اين مى كند كه آيه دومى ، يعنى (الا من رحم ربك و لذلك خلقهم ) از آنجايى كه خاص است ناسخ آيه قبلى است كه عام بود. و ما در بحثى كه درباره نسخ گذرانديم گفتيم كه نسخ در عرف و اصطلاح ائمه ، اعم از آن معنايى است كه علماى اصول اراده مى كنند. آرى ، آيات خاصه تكوينى نسبت به آيات عامه تكوينى حكمش نافذتر است .معنى تفسير و تاريخچه آن 
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدلله الذى انزل الفرقان على عبده ليكون للعالمين نذيرا، و الصلو