ا يؤ منون ) و آيه ششم سوره بقره كه مدنى است و مى فرمايد: (ان الذين كفروا سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا يؤ منونو لا يزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعه او تحل قريبا من دارهم حتى ياتى وعد اللّه ان اللّه لا يخلف الميعاد 

سياق آيات شهادت مى دهند بر اينكه منظور از جمله (بما صنعوا) همان كفر ورزيدنشان به رحمان ، در قبال دعوت حقه اسلام است . و كلمه (قارعه ) به معناى مصيبتى است كه انسان را بكوبد.
و در آيه شريفه تهديد و وعيد قطعى است براى كسانى كه كفر ورزيدند به عذابى كه هرگز برنمى گردد، و نيز در آن علائم و مقدمات آن عذاب ذكر شده ، كه يكى پس از ديگرى بروز مى كند تا خود آن عذاب موعود فرا رسد.
تهديد كفارى كه در ابتداى دعوت اسلام انكار و دشمنى پيشه كردند بهنزول مصيبتها
و معناى آيه اين است كه : لا يزال مصيبتهاى كوبنده بر سر اينها كه به دعوت حقه تو كفر مى ورزند بخاطر آنچه كردند و كفرى كه به رحمان ورزيدند مى آيد، و يا در نزديكى هاى خانه شان فرود آمده ، همواره بدين حال هستند، تا آنكه آن عذابى كه خداوند وعده شان داده برسد، چون خداى تعالى خلف وعده نمى كند و گفتارش تغيير نمى پذيرد.
دقّت در اينكه اين سوره مكى است ، - به شهادت مضامين آياتش - و همچنين دقّت در حوادثى كه بعد از بعثت و قبل از هجرت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) رخ داده ، و بررسى حوادثى كه بعد از هجرت تا قبل از فتح اتفاق افتاده ، اين معنا را به دست مى دهد كه منظور از جمله (الذين كفروا - كسانى كه كافر شدند) همان كفار عرب از اهل مكه و غير ايشان است كه در ابتداى دعوت اسلام آن را رد نموده ، انكار و عناد را به نهايت رسانده ، در انگيختن فتنه و فساد پافشارى نمودند.
و مقصود از (آنانكه مصيبت ها بر سرشان آمد كفار اطراف مكه است كه جنگ ها و قتل و غارتها از پايشان درآورد. و مقصود از (آنها كه مصائب در نزديكى هاى خانه هاشان فرود آمد) اهل مكه اند كه حوادث ناگوار در پيرامون شهرشان اتفاق مى افتاد، و دودش به چشم آنها نيز مى رفت و وحشت و اندوه و ساير آثار سوء آن خواب و خوراك را از ايشان سلب مى نمود. و مقصود از (عذابى كه وعده شان داده ) عذاب شمشير است كه در روزهاى بدر و احد و ساير غزوات با آن روبرو شدند.
و بايد دانست اين عذابى كه خداوند در اين آيه كفار را بدان تهديد نموده غير آن عذابيست كه در سوره يونس كه تفسيرش گذشت بدان انذار كرده و فرمود: (و لكل امه رسول فاذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط و هم لا يظلمون ) تا آنجا كه براى بار دوم فرمود: (و قضى بينهم بالقسط و هم لا يظلمون ) زيرا آيه سوره يونس تهديدى است عمومى درباره همه امت ، و اما اين آيات تهديد و وعيدى است در خصوص كفار قريش و غير ايشان كه در ابتداى دعوت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) عليه دعوتش قيام مى نمودند.
قبلا هم در جلد اول اين كتاب در سوره بقره در تفسير آيه (ان الذين كفروا سواء عليهم ءانذرتهم ام لم تنذرهم لا يؤ منون )
گفتيم : كه منظور از (الذين كفروا) هر جا كه در قرآن بطور مطلق آمده باشد معاندين از مشركين عرب است ، كه در ابتداى دعوت اسلام عليه آن قيام مى كردند، همچنانكه مقصود از (الذين آمنوا) هر جا كه بدون قيد آمده باشد سابقين در اسلامند، كه در اول دعوت اسلام ايمان آوردند.
اين را نيز بايد دانست كه مفسرين در آيه شريفه مورد بحث اقوال گوناگونى دارند، كه چون فائده اى در ايراد بيشتر آنها نديديم از ايرادش خوددارى نموديم . علاوه بر اينكه آنچه ما خود اختيار نموده و آورديم براى اهل بحث كافى است ، و - ان شاء اللّه - در بحث روايتى آتيه بعضى از آن اقوال را خواهيم آورد.

و لقد استهزى ء برسل من قبلك فامليت للذين كفروا ثم اخذتهم فكيف كان عقاب 

اين آيه تاءكيد همان وعيد قطعى است كه در آيه قبلى كرده بود، به بيان نظائر آن تا دلالت كند بر اينكه تهديد در آيه قبلى صرف تهديد نيست و آنچنان نيست كه دليلى بر وقوعش نباشد، بلكه از امكان وقوع گذشته ، وقوع هم يافته است ، و آنچنان نيست كه كفار پيش خود پنداشته و گفتند: (لقد وعدنا هذا نحن و آباونا من قبل ان هذا الا اساطير الاولين ).
آرى ، قبل از تو (اى پيغمبر اسلام ) بفرستادگان ديگر نيز كفر ورزيدند، و استهزاء كردند، و معجزات دلبخواه پيشنهاد كردند، عينا همينطور كه اينان به دعوت تو كفر مى ورزند و با وجود معجزه قرآن ، معجزات ديگرى از پيش خود پيشنهاد مى كنند، من هم كفار را هميشه مهلت مى دهم و سپس ايشان را به عذاب خود مى گيرم ، و كس نمى داند كه عقاب من چگونه است ، آيا صرف تهديد است ؟ و يا چيزيست كه مى توانند از آن بگريزند؟ و يا چيزيست كه مى توانند تحمّل كنند؟ پس وقتى عذاب من بر امتهاى گذشته نازل شده اينها نيز بايد بدانند كه عذاب من واقع شدنى است ، و بايد از كارهايى كه نظير افعال آنان است بپرهيزند تا آنچه بر سر آنان آمد بر سر اينان نيايد.
و از اينجا معلوم مى شود اينكه بعضى از مفسرين گفته اند آيه مورد بحث تسليت و مايه دلگرمى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) است صحيح نيست .
و اگر فرمود: (فامليت للذين كفروا) با اينكه جا داشت بفرمايد: (فامليت للذين استهزوا) بدين منظور بوده كه بفهماند استهزاء كفر بوده ، همچنانكه كفرشان كفر استهزاء بوده ، پس ايشان كافرانى استهزاء كننده به آيات خدا بودند، همچنانكه معاصرين رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) همينطور بودند، قرآن را كه خود آيت خدا بود انكار نموده ، از در استهزاء مى گفتند: (چرا آيتى از ناحيه پروردگارش بر او نازل نمى شود).

افمن هو قائم على كل نفس بما كسبت و جعلوا للّه شركاء 

معناى قائم بودن خداى تعالى بر هر نفس و به هر آنچه مى كند
(القائم على شى ء) به معناى مسلط بودن بر چيزى است و (القائم بشى ء) به معناى كسى است كه به نوعى مدبّر آن باشد و خداى سبحان ، هم قائم بر هر نفس است ، و هم قائم به آنچه مى كند. اما قيامش بر هر نفس ، براى اينكه او محيط به ذات آن و قاهر بر آن و شاهد و ناظر ذات آنست . و اما قيامش به آنچه مى كند، براى اين است كه او مدبّر امر اعمال آن است و آن را از مرتبه حركت و سكون به مرحله عمل تحوّل مى دهد، و اعمالش را در صحيفه هاى اعمال ضبط نموده ، سپس آنها را بصورت ثوابها و عقابهاى دنيا و آخرت ، و قرب و بعد، و هدايت و ضلالت ، و نعمت و نقمت ، و جنت و نار، متحول مى سازد.
اين آيه متفرع است بر آيات قبل ، بدين بيان كه : خداى سبحان هدايت مى كند هر كه را بخواهد، و پاداش مى دهد به بهترين ثواب ها، و گمراه مى كند هر كه را بخواهد، و كيفر مى دهد بشديدترين عقاب ، و وقتى همه امور بدست اوست ، پس او قائم بر هر نفس و قائم به كرده هاى هر نفس ، و مسلط بر آن ، و مدبّر نظام اعمال آنست ، و با اين وصف آيا كسى معادل او هست تا در الوهيت شريك او باشد؟
از اينجا معلوم مى شود كه خبر مبتداء، در (افمن هو قائم ...)، حذف شده ، و جمله (جعلواللّه شركاء) دلالت بر آن محذوف مى كند، (و تقديرش چنين است : افمن هو قائم ... هل يشاركه احد - آيا كسى كه قائم بر هر نفس است ... كسى هست كه شريك 