 نيست و وعده اى را هم كه به پيغمبرانش ‍ داده خلف نمى كند.و چگونه غافل است و خلف وعده مى كند با اينكه او داناى به
مكر و عزيزى صاحب انتقام است ، بلكه اگر آنها را به خشم خود نمى گيرد براى اين است كه مى خواهد عذابشان را براى روز سختى تاخير بيندازد، و آن روز جزاست .علاوه بر اينكه در همين دنيا هم آنها را عذاب خواهد كرد، همچنانكه امتهاى گذشته را هلاك نمود.
و آنگاه سوره مورد بحث را به آيه زير كه جامع ترين آيات نسبت به غرض اين سوره است ختم نموده و فرموده است :(هذا بلاغ للناس و لينذروا به و ليعلموا انما هو اله واحد و ليذكر اولوا الالباب ) كه بيانش به زودى خواهد آمد - ان شاء الله .

و لا تحسبن الله غافلا عما يعمل الظالمون ...و افئدتهم هواء 

كلمه (تشخص ) از (شخص ) به معناى باز ايستادن حدقه چشم است . و(مهطع ) از (هطع ) به معناى اين است كه شتر سر خود را بلند كرد.و همچنين (مقنع ) از (اقنع ) است كه آن نيز به معناى سربلند كردن است .و معناى اينكه فرمود:(لا يرتد اليهم طرفهم ) اين است كه از شدت هول و ترس از آنچه مى بينند قادر نيستند چشم خود را بگردانند.و معناى (افئدتهم هواء) اين است كه از شدت و وحشت قيامت دلهايشان از تعقل و تدبير خالى مى شود.و يا به كلى عقلشان را زايل مى سازد.
و معناى آيه اينست كه :تو از اينكه مى بينى ستمكاران غرق در عيش و هوسرانى و سرگرم فساد انگيختن در زمينند مپندار كه خدا از آن چه مى كنند غافل است ، بلكه ايشان را مهلت داده و عذابشان را تاخير انداخته براى فرا رسيدن روزى كه چشم ها در حدقه از حركت باز مى ايستد، در حالى كه همينها گردن مى كشند و چشمها خيره مى كنند و دلهايشان دهشت زده شود و از شدت موقف ، حيله و تدبير را از ياد مى برند.اين آيه براى ستمكاران انذار و براى ديگران جنبه تسليت را دارد.

وانذر الناس يوم ياتيهم العذاب ... 

اين آيه انذار بعد از انذار است كه البته ميان اين دو انذار از دو جهت تفاوت است :
جهت اول اينكه انذار در دو آيه قبلى انذار به عذابى است كه خداوند براى روز قيامت آماده كرده است ، و اما انذار در اين آيه و ما بعد آن ، انذار به عذاب استيصال دنيوى است ، و از شواهدى كه بر اين معنا دلالت دارد جمله (فيقول الذين ظلموا ربنا اخرنا الى اجل قريب ...)است .
و از همينجا روشن مى شود اينكه بعضى گفته اند (منظور از اين روز، روز قيامت است ) وجهى ندارد.و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته اند (منظور از آن ، روز مرگ است ).
عذاب استيصالشامل مؤ منين نمى شود 
جهت دوم اينكه انذار اول انذار به عذاب قطعى است كه هيچ قدرتى آن را از ستمكاران و حتى از يك فرد ستمكار بر نمى گرداند، بخلاف انذار دومى كه هر چند از امت ستمكار بر نمى گردد ولى از يك فرد قابل برگشت است ، و لذا مى بينيم كه خداى تعالى در انذار اولى تعبير به (و انذر الناس ) كرده ، و در دومى فرموده (فيقول الذين ظلموا)، و نفرموده (فيقولون ).و اين خود شاهد بر اين است كه افرادى از عذاب دومى كه همان عذاب استيصال است استثناء مى شوند.آرى ، مومنين هيچوقت به چنين عذابى كه به كلى منقرضشان كند مبتلا نمى گردند، و اين عذاب مخصوص امتها است كه بخاطر ظلمشان بدان دچار مى گردند، نه تمام افراد امت ، و لذامى بينيم خداى تعالى مى فرمايد:(ثم ننجى رسلنا و الذين آمنوا كذلك حقا علينا ننج المومنين ).
و كوتاه سخن ، جمله و انذر الناس يوم ياتيهم العذاب انذار مردم به عذاب استيصال است كه نسل ستمكاران را قطع مى كند.و در تفسير سوره يونس و غير آن اين معنا گذشت كه خداى تعالى در امتهاى گذشته و حتى در امت
محمدى اين قضاء را رانده كه در صورت ارتكاب كفر و ستم دچارانقراضشان مى كند، و اين مطلب را بارها در كلام مجيدش تكرار نموده است .
با عذاب انقراض شرك ريشه كن مى شود 
و روزى كه چنين عذابهايى بيايد روزيست كه زمين را از آلودگى و پليدى شرك و ظلم پاك مى كند، و ديگر به غير از خدا كسى در روى زمين عبادت نمى شود، زيرا دعوت ، دعوت عمومى است ، و مقصود از امت هم تمامى ساكنين عالمند.و وقتى به وسيله عذاب انقراض ، شرك ريشه كن شود ديگر جز مومنين كسى باقى نمى ماند، آنوقت است كه دين هر چه باشد خالص براى خدا مى شود،
همچنانكه فرموده :(و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر ان الارض يرئها عبادى الصالحون ).
از آنچه گذشت جواب اشكالى كه بعضى بر آيه كرده و گفته اند:(اگر مراد از عذاب در آن ، عذاب استيصال باشد با حصرى كه در آيه قبلى بود و مى فرمود:(انما يوخرهم : تنها و تنها تاخيرشان مى اندازد براى روزى كه ديدگان خيره شود)، منافات دارد، زيرا اين آيه مى فرمايد خداوند عذاب هيچ كس را در اين دنيا نمى دهد) روشن مى شود، زيرا اين حرف وقتى صحيح است كه مقصود از عذاب در هر دو مورد يكى باشد، ولى چنين نيست ، آن عذابى كه برگشت ندارد و حتى يك نفر هم از آن جان سالم بدر نمى برد عذاب قيامت است ، و همين است كه منحصر به روز قيامت ، است ، و انحصارش به روز قيامت منافات ندارد با اينكه عذاب ديگرى هم در دنيا باشد.
علاوه بر اينكه انحصار، آنطور كه اشكال كننده پنداشته است با آيات بسيارى كه دلالت بر نزول عذاب بر امت اسلام مى كند منافات دارد.
از اينهم كه بگذريم اگر آيه مورد بحث را حمل بر عذاب قيامت كنيم ، ناگزير مى شويم از ظاهر آيات صرفنظر نموده ، دلالت سياق را هم ناديده بگيريم ، در حالى كه هيچ يك جائز نيست .
(فيقول الذين ظلموا ربنا اخرنا الى اجل قريب نجب دعوتك و نتبع الرسل ) - مقصود از ظالمين آنهايى هستند كه دچار عذاب استيصال
مى شوند و عذاب از آنان برگشت نمى كند.و مقصود آنان از اينكه گويند:(اخرنا الى اجل قريب ) اين است كه خدايا ما را مدت كمى مهلت بده و اندكى بر عمر ما بيفزا تا گذشته و ما فات را جبران كنيم ، چون اگر مقصود غير اين بود نمى گفتند:(نجب دعوتك و نتبع الرسل : دعوت تو را اجابت نموده ، فرستادگان را پيروى و اطاعت كنيم ).
اگر گفتند:(رسل :فرستادگان ) با اينكه مى بايست گفته باشند(رسول :فرستاده ) با اينكه ظاهر آيه بيان حال ظالمين اين امت است ، براى اين مى باشد كه بفهماند ملاك در آمدن اين عذاب ، حكم كردن ميان هر رسول و مردم آن رسول است ، و اين حكم اختصاص به يك رسول معين ندارد، همچنانكه آيه (و لكل امه رسول فاذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط و هم لا يظلمون ) نيز آن را افاده مى كند.
(اولم تكونوا اقسمتم من قبل ما لكم من زوال ) - كلمه (اقسام ) به معناى اين است كه گوينده ، گفتار خود را به امر شريفى - البته به جهت شرافت آن امر - پيوسته كند تا بدين وسيله صدق گفتار خود را برساند چون اگر با چنين پيوندى باز هم دروغ بگويد در حقيقت به شرافت آن امر شريف توهين نموده است ، و چون كسى را جرات چنين توهينى نيست پس شنونده مطمئن مى شود كه گوينده راست مى گويد، مثل اينكه بگويد و الله من رفتم ، و يا به جان خودم مطلب از اين قرار است .و در ادبيات ، قسم از محكم ترين ، وسائل تاكيد شمرده مى شود.و بعيد نيست كه منظور از (اقسام ) در اين آيه كنايه باشد از اينكه گوينده ، كلام خود را قاطع و جزمى و بدون ترديد بگويد.