 خصوص مومنين تذكر هم هست .
بحث روايتى
(روايتى درباره تبديل زمين در قيامت در ذيل آيه : (يومتبدل الارض غير الارض ...)
در معانى الاخبار به سند خود از ثوبان نقل كرده كه مردى يهودى خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض ‍ كرد:اى محمد!.ثوبان ناراحت شد و او را با پايش بلند كرد و گفت بگو:يا رسول الله .يهودى در جوابش گفت :من او را جز به اسمى كه خانواده اش برايش گذاشته اند صدا نمى زنم .آنگاه گفت :به من خبر بده از اين كلام خدا كه گفته است :(يوم تبدل الارض غير الارض و السموات )، در آن روز مردم كجا هستند؟ رسول خدا فرمود:در ظلمت پايين تر از محشر.پرسيد:اولين چيزى كه اهل بهشت در هنگام ورودشان مى خورند چيست ؟ فرمود:جگر ماهى .پرسيد:بعد از آن اولين شربتى كه مى آشامند چيست ؟ فرمود:سلسبيل .گفت :درست گفتى اى محمد.
مؤ لف :اين روايت را الدر المنثور از مسلم و ابن جرير و حاكم و بيهقى - در كتاب الدلائل - از ثوبان نقل كرده است ، اما تا كلمه (در ظلمت )، البته از عده اى از عايشه روايت شده كه خود او از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين سوال را كرد، و حضرت در جوابش فرمود:آن روز مردم در صراطند.
و در تفسير عياشى از ثوير بن ابى فاخته از حسين بن على (عليهماالسلام )
روايت آورده كه در معناى (تبدل الارض غير الارض ) فرموده است :به زمينى عوض مى شود كه روى آن گناهى نشده است ، و زمينى است بارز، يعنى كوه و نبات ندارد، مانند روز نخستى كه خدا آن را گسترده كرده بود.
مؤ لف :اين روايت را قمى در تفسير خود آورده .و از آن بر مى آيد كه در روز پيدايش زمين ، كوه و پستى و بلندى و همچنين روييدنى در زمين نبوده است ، و پس از اتمام خلقت آن ، اين چيرها در زمين پيدا شده است .
و در الدر المنثور است كه بزار، ابن منذر، طبرانى ، ابن مردويه و بيهقى در كتاب (البعث ) از ابن مسعود روايت كرده اند كه گفت :رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در تفسير آيه (تبدل الارض غير الارض ) فرمود:زمينى سفيد رنگ مانند نقره كه در آن هيچ خونى به حرام ريخته نشده و هيچ گناهى در آن نشده باشد.
مؤ لف :الدر المنثور اين روايت را از ابن مردويه از على (عليه السلام ) از آن جناب نيز نقل كرده است .
باز در همان كتابست كه ابن ابى الدنيا در كتاب (صفه الجنه ) و ابن
جرير، ابن منذر و ابن ابى حاتم از على بن ابى طالب نقل كرده اند كه در ذيل آيه تبدل الارض غير الارض فرموده است :زمينى از نقره و آسمانى از طلا.
مؤ لف :بعضى از مفسرين ، كلام على (عليه السلام ) را حمل بر تشبيه كرده اند، همچنان كه در حديث ابن مسعود هم ديديد كه داشت :زمينى چون نقره .
رواياتى كه مى گويد زمين در قيامت مبدل به نان مى شود 
و در كافى به سند خود از زراره از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت :ابرش كلبى از آن حضرت از آيه (يوم تبدل الارض ‍ غير الارض ) سوال كرد، امام فرمود:زمين مبدل به نانى پاكيزه مى شود كه مردم از آن مى خورند تا رسيدگى به حسابها تمام شود.ابرش مى گويد:پرسيدم
آخر آن روز مردم در گرفتارى محشرند، كجا حال و حوصله نان خوردن دارند؟ فرمود:چطور آنهايى كه در آتشند عذاب آتش از خوردن ضريع و آشاميدن حميم بازشان نمى دارد، آنوقت محشر، محشريان را از خوردن باز مى دارد؟.
مؤ لف :اينكه فرمود:زمين مبدل به نانى پاكيزه مى شود احتمال دارد از باب تشبيه باشد همچنان كه از خبرى كه اينك مى خوانيد همين معنا بر مى آيد.
در ارشاد مفيد و احتجاج طبرسى از عبد الرحمان بن عبد الله زهرى ، روايت آمده كه :زمانى هشام بن عبد الملك به زيارت خانه خدا آمده بود، وقتى وارد مسجد الحرام شد تكيه بر دست پسر سالم ، غلام خود كرده بود، و اتفاقا امام باقر (عليه السلام ) هم در مسجد نشسته بود.سالم غلام هشام به او گفت :يا امير المومنين !اين محمد بن على است كه اينجا نشسته .گفت :اين همانست كه مردم عراق مفتون و شيفته اويند؟ گفت آرى .گفت :نزد او برو و بگو امير المومنين مى گويد مردم در قيامت تا تمام شدن حساب چه مى خورند و چه مى آشامند؟ امام باقر (عليه السلام ) فرمود:مردم در سرزمينى محشور مى شوند كه مانند قرص نانى پاكيزه است و در آن نهرها جارى است ، هم مى خورند و هم مى آشامند تا حسابها پايان پذيرد.
راوى مى گويد:هشام از شنيدن اين پاسخ خوشحال شد و پنداشت كه مى تواند با يك اشكال ديگر بر آن جناب غلبه كند.گفت الله اكبر!برو بگو آن روز موقف محشر كجا مى گذارد كسى به فكر خوردن و آشاميدن بيفتد؟ امام باقر در پاسخ واسطه فرمود:آتش سخت تر است يا موقف حساب ؟ اهل آتش غذا مى چشند و آشاميدنى مى آشامند، و عذاب آتش از اين كار بازشان نمى دارد، به اهل بهشت خطاب مى كنند كه براى ما آب و يا از آن نعمت ها كه خدا روزيتان كرده بياوريد.هشام بعد از شنيدن اين جواب ساكت شد و ديگر نتوانست چيزى بگويد.
و در الدر المنثور استكه :ابن مردويه از افلح غلام ابى ايوب ، روايت كرده كه
گفت :مردى از يهود نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و از معناى آيه (يوم تبدل الارض غير الارض ) پرسش كرد و گفت :آنچيزى كه زمين به آن عوض مى شود چيست ؟ فرمود قرص نانى است .يهودى
گفت :پدرم فدايت باد!در مكه است ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) خنديد آنگاه فرمود:خدا يهود را بكشد!هيچ ميدانيد معناى (در مكه ) چيست ؟ در مكه به معناى نان خالص و يا مغز نان است .
و در همان كتاب است كه :احمد، ابن جرير، ابن ابى حاتم و ابو نعيم - در كتاب الدلائل - از ابى ايوب انصارى روايت كرده اند كه گفت : يكى از علماى يهود نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد و عرض كرد:به من خبر ده از معناى كلام خدا كه مى فرمايد:(يوم تبدل الارض غير الارض ) آن روز خلايق كجا هستند؟ فرمود مهمانان خدايند و هيچ چيز خدا را عاجز نمى كند.
مؤ لف : اختلاف روايات در تفسير (تبديل زمين ) خالى از اين دلالت نيست كه مقصود از همه آنها مثال است كه به منظور تقريب ذهن زده شده ، و گر نه آنچه مسلم از معناى تبديل است اين است كه آن روز هم ، حقيقت زمين و آسمان تفاوتى پيدا نمى كنند، چيزى كه هست نظام آخرتى آنها با نظام دنيائيشان فرق مى كند.
روايتى از امام باقر(ع ) در ترتيت خلقت آسمانها و زمين 
و در معانى الاخبار به سند خود از محمد بن مسلم روايت كرده كه گفت :از امام باقر (عليه السلام ) شنيدم كه فرمود: خداوند عز و جل از روزى كه زمين را خلق كرده تاكنون هفت عالم آفريده كه هيچ يك از آنها از نوع بنى آدم نبودند، همه آنها را از خود زمين خلق كرد و در زمين منزل داد و هر يك را بعد از انقراض عالم قبليش خلق كرد.
و بعد از آن هفت عالم ، خلقت اين عالم ( عالم بشريت ) را شروع كرد، و اولين فرد بشر يعنى آدم را آفريد و ذريه او را از او خلق فرمود. نه ، به خدا سوگند از آن روز كه خداوند بهشت را خلق كرده از ارواح مؤ منين خالى نبوده ، و از آن روز كه آتش دوزخ را آفريده از ارواح كفار و گنهكاران خالى نبوده است . آرى ، شماها شايد خيال كنيد كه وقتى قيامت شد و بدنهاى اهل بهشت با ارواحشان به بهشت رفتند و بدنهاى اهل جهنم با ارواحشان در آت