ش داخل شدند ديگر بساط خلقت برچيده شده ، كسى در روى زمين او را بندگى نمى كند، و او خلقى را براى بندگى و توحيدش نمى آفريند؟ نه چنين نيست ، بلكه به خداوند قسم كه او خلقى را بدون نر و ماده اى قبلى مى آفريند تا او را به يكتايى بپرستند و تعظيم كنند. و براى ايشان زمينى خلق مى كند تا بر پشت خود حملشان كند. و آسمانى خلق مى كند تا بر آنان سايه بيفكند، آيا مگر جز اين است كه خداى تعالى فرموده : (يوم تبدل الارض غير الارض و السموات ) و نيز فرموده : (افعيينا بالخلق الاول بل هم فى لبس من خلق جديد).
مؤ لف : نظير اين روايت را عياشى در تفسير خود از محمد بن مسلم از آن جناب نقل كرده و اين روايت مطلبى را ميگويد كه در هيچ يك از روايات قبلى نبود.
و در تفسير قمى در ذيل (يوم تبدل الارض غير الارض ) نقل كرده كه معصوم فرمود: زمين به صورت نانى سفيد در مى آيد كه مؤ منين در موقف قيامت از آن ميخورند. و در ذيل جمله (و ترى المجرمين يومئذ مقرنين فى الاصفاد) فرمود: بعضى با بعضى ديگر نزديك مى شوند. (سرابيلهم من قطران ) مقصود از (سرابيل ) پيراهن است .
قمى گفته است : در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه : در ذيل جمله (سرابيلهم من قطران ) فرموده : قطران مس ‍ داغ شده است كه از شدت حرارت آب شده باشد، همچنان كه خداى عز و جل فرموده : و (تغشى وجوههم النار) يعنى آن مس ‍ گداخته جامه آنها مى شود و آتش دلهايشان را مى پوشاند.
مؤ لف : يعنى مقصود از مجموع دو جمله (سرابيلهم من قطران ) و جمله (تغشى وجوههم النار) بيان اين معناست كه بدنهاى اهل جهنم با مس گداخته و صورتهايشان با آتش پوشيده شده است .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:548.txt:آیات 1 - 9 (1)">آیات 1 - 9 (1)</a><a class="text" href="widget:text:549.txt:آیات 1 - 9 (2)">آیات 1 - 9 (2)</a><a class="text" href="widget:text:550.txt:آیات 1 - 9 (3)">آیات 1 - 9 (3)</a><a class="text" href="widget:text:551.txt:آیات 10 - 15">آیات 10 - 15</a><a class="text" href="widget:text:552.txt:آیات 16 - 25">آیات 16 - 25</a><a class="text" href="widget:text:553.txt:آیات 26 - 48 (1)">آیات 26 - 48 (1)</a><a class="text" href="widget:text:554.txt:آیات 26 - 48 (2)">آیات 26 - 48 (2)</a><a class="text" href="widget:text:555.txt:آیات 26 - 48 (3)">آیات 26 - 48 (3)</a><a class="text" href="widget:text:556.txt:آیات 49 - 84">آیات 49 - 84</a><a class="text" href="widget:text:557.txt:آیات 85 - 99">آیات 85 - 99</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم
الَرَ تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَقُرْآنٍ مُّبِينٍ (1)
 رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ كَانُواْ مُسْلِمِينَ (2)
 ذَرْهُمْ يَأْكُلُواْ وَيَتَمَتَّعُواْ وَيُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ (3)
 وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلاَّ وَلَهَا كِتَابٌ مَّعْلُومٌ (4)
 مَّا تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَهَا وَمَا يَسْتَأْخِرُونَ (5)
 وَقَالُواْ يَا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ (6)
 لَّوْ مَا تَأْتِينَا بِالْمَلائِكَةِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (7)
 مَا نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَا كَانُواْ إِذاً مُّنظَرِينَ (8)
 إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (9)

ترجمه آيات

به نام خداوند بخشنده مهربان . الر، اين است آيات كتاب و قرآن مبين (1).
چه بسا كه كافران دوست ميدارند كه كاش مسلمان بودند (2).
رهايشان كن بخورند و سرگرم بهره گيرى از لذتها باشند و آرزوها به خود مشغولشان كند كه بزودى خواهند فهميد (3).
ما هيچ آبادى را هلاك نكرديم مگر آنكه اجلى معين داشت (4).
هيچ جمعيتى از اجل خود جلو نميزند و از آن عقب نخواهد افتاد (5).
و گفتند اى كسى كه بر تو ذكر نازل شده بى شك تو ديوانهاى (6).
اگر از راستگويانى چرا ملائكه را برايمان نمى آورى (7).
ما جز به حق ملائكه را نازل نمى كنيم و ايشان هم در اين هنگام (وقتى نخواهند داشت (8).
اين ماييم كه اين ذكر ( قرآن ) را نازل كردهايم و ما آن را بطور قطع حفظ خواهيم كرد (9).

بيان آيات

مفاد كلى سوره مباركه حجر 
اين سوره پيرامون استهزاء كفار به رسول خدا (صلى الله عليه و آله وسلم ) سخن ميگويد كه نسبت جنون به آنجناب داده و قرآن كريم را هذيان ديوانگان خوانده بودند. پس در حقيقت در اين سوره رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم ) را تسلاى خاطر داده ، و وى را به صبر و ثبات و گذشت از آنان سفارش مى كند و نفس شريفش را خوشحال و مردم را بشارت و انذار ميدهد.
و اين سوره به طورى كه از آياتش بر مى آيد در مكه نازل شده است . ولى صاحب مجمع البيان از حسن نقل كرده كه آيه و (لقد آتيناك سبعا من المثانى ) را استثناء نموده و گفته كه اين آيه در مدينه نازل شده است . همچنين آيه (كما انزلنا على المقتسمين الذين جعلوا القرآن عضين ). ولى اشكال اين قول به زودى ذكر خواهد شد.
در اين سوره آيه (فاصدع بما توءمَر و اعرض عن المشركين ...) قرار دارد كه با يك مساله تاريخى در باره شروع دعوت اسلامى قابل انطباق است ، و آن مساله اين است كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله و سلم ) در اول بعثت ، دعوت خود را علنى نكرد و تا مدت سه و يا چهار و يا پنج سال پنهانى دعوت مينمود، زيرا اوضاع آن قدر نامساعد بود كه اجازه چنين اقدامى نميداد، لذا در اين مدت آحادى از مردم را كه احتمال ميداد دعوتش را قبول كنند ملاقات ميكرد، و دعوت خود را پنهانى با آنان در ميان ميگذاشت تا آنكه خداى تعالى با آيه مذكور اجازه اش داد تا دعوتش را علنى كند.
و اين مطلب تاريخى را روايات وارده از طريق شيعه و سنى نيز تاييد مى كند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در اول بعثت تا چند سال دعوت خود را براى عموم مردم علنى نكرد تا آنكه خداى تعالى آيه (فاصدع بما تؤ مر و اعرض عن المشركين انا كفيناك المستهزئين ) را فرستاد. آن جناب به ميان مردم آمد و دعوت خود را عمومى و علنى كرد. بنا بر اين ميتوان گفت كه سوره مورد بحث مكى است و در ابتداى علنى شدن دعوت نازل شده است .
و از جمله آيات برجستهاى كه در اين سوره واقع شده و حقايق بسيار مهمى از معارف الهى را در بر دارد آيه (و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم ) و آيه (انا نحن نزلنا الذكر و انا له لحافظون ) است .

الر تلك آيات الكتاب و قرآن مبين 

اشاره (تلك ) به آيات كريمه ، و مقصود از (كتاب ) قرآن است . و اگر قرآن را نكره و بدون الف و لام آورده براى اشاره به عظمت كتاب الهى است ، همچنان كه كلمه (تلك ) كه براى اشاره به دور به كار مى رود بر همين مطلب دلالت مى كند. و معناى آيه اين است كه : بر خلاف آنچه كفار پنداشته و تو را ديوانه خوانده و كلام خداى را استهزاء كرده اند، اين آيات بلند مرتبه و رفيع الدرجه اى كه ما به تو نازل كرديم آيات كتاب الهى است ، آيات قرآن عظيم الشان است كه جدا كننده حق از باطل است .
ممكن هم هست منظور از كتاب ، لوح محفوظ باشد، چون از برخى از آيات قرآن بر مى آيد كه قرآن در لوح محفوظ است و از همان لوح محفوظ نازل گشته ، مانند آيه (انه لقرآن كريم فى كتاب مكنون ) و آيه (بل هو قرآن مجيد فى لوح محفوظ) بنا بر اين احتمال ، جمله (تلك آيات الكتاب و قرآن مبين ) به منزله خلاصه اى از