 رَّبِّكَ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (149)
 وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنْهُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأُتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (150)
كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولاً مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُم مَّا لَمْ تَكُونُواْ تَعْلَمُونَ (151)

ترجمه آيات

بزودى سفيهان از مردم خواهند پرسيد چه انگيره اى مسلمانان را از قبله اى كه رو بدان سو نماز مى كردند برگردانيد؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را بخواهد بصراط مستقيم هدايت مى كند (142) و ما شما را اينچنين امتى وسط قرار داديم تا شاهدان بر ساير مردم باشيد و رسول بر شما شاهد باشد و ما آن قبله را كه رو بآن ميايستادى قبله نكرديم مگر براى اين كه معلوم كنيم چه كسى رسول را پيروى مى كند و چه كسى به عقب بر مى گردد هر چند كه اين آزمايش جز براى كسانيكه خدا هدايتشان كرده بسيار بزرگ است و خدا هرگز ايمان شما را بى اثر نمى گذارد كه خدا نسبت به مردم بسيار رئوف و مهربان است (143 ) ما تو را ديديم كه رو در آسمان مى چرخاندى پس بزودى تو را بسوى قبله اى برميگردانيم كه دوست مى دارى ، اينك (همين امروز) روى خود به طرف قسمتى از مسجدالحرام كن ، و هر جا بوديد رو بدان سو كنيد و كسانيكه اهل كتابند مى دانند كه اين برگشتن به طرف كعبه حق است و حكمى است از ناحيه پروردگارشان و خدا از آنچه مى كنند غافل نيست (144) و اگر براى اهل كتاب تمامى معجزات را بياورى باز هم قبله تو را پيروى نمى كنند، و تو هم نبايد قبله آنان را پيروى كنى ، و خود آنان هم قبله يكديگر را قبول ندارند و اگر هوى و هوسهاى آنان را پيروى كنى بعد از آنكه علم به هم رساندى تو هم از ستمكاران خواهى بود (145) آنهائيكه ما كتابشان داديم قرآن را مى شناسند آنچنانكه فرزندان خود را، ولى پاره اى از ايشان حق را عالما عامدا كتمان ميكنند (146) حق همه از ناحيه پروردگار تو است زنهار كه از دودلان مباش (147) و براى هر جمعيتى وجهه و قبله ايست كه بدان رو ميكند پس بسوى خيرات هر جا كه بوديد سبقت بگيريد كه خدا همه شما را مى آورد كه خدا بر همه چيز قادر است (148) و از هر جا بيرون شدى رو بسوى قسمتى از مسجدالحرام كن و بدان كه اين حق است و از ناحيه پروردگار تو است و خدا از آنچه ميكنيد غافل نيست (149)
و از هر جا بيرون شدى رو بسوى قسمتى از مسجدالحرام كن و هر جا هم كه بوديد رو بدان سو كنيد تا ديگر مردم بهانه اى عليه شما نداشته باشند مگر آنهائيكه ستمكارند، پس از آنها مترس و از من حساب ببر براى اينكه نعمتم را بر شما تمام كنم باشد كه راه را بيابيد (150) همانطور كه رسولى در ميانه شما فرستادم تا آيات ما را بر شما بخواند و تزكيه تان كند و كتاب و حكمتتان بياموزد و بشما ياد دهد آنچه را كه هرگز خودتان نمى دانستيد. (151)

بيان 

اين آيات اگر مورد دقت قرار گيرد، آياتى است زنجيروار، منتظم و مترتب بر هم كه داستان قبله شدن كعبه براى مسلمين را بيان مى كند، پس نبايد به گفتار بعضى اعتناء كرد كه گفته اند: اين آيات نامنظم است ، آن آيه كه بايد جلوتر ذكر شود، عقب تر آمده ، و آنكه بايد عقب درآيد جلو افتاده ، و همچنين گفتار بعضى كه گفته اند: در اين آيات ناسخ و منسوخ هست ، و اى بسا رواياتى هم بر تاءييد گفتار خود آورده باشند، كه به آن روايات هم نبايد اعتناء كرد، چون مخالف با ظاهر آيات است .
(سيقول السفهاء من الناس : ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها؟)
قبل از اين آيات ، داستان ابراهيم (عليه السلام ) خاطرنشان ميشد، كه نسبت به مسئله قبله جنبه توطئه و زمينه چينى داشت ، آيه مورد بحث توطئه دوم است ، و نيز ميخواهد جواب از اعتراض ماجراجويانى را كه ميخواهند حادثه اى سوژه آفرين پيش آيد، تا مشغول جدال و بگومگو شوند، به رسول خود تعليم دهد، و گفتيم : كه در آيات قبل نيز زمينه مسئله قبله را چيده بود سرگذشت ابراهيم و كرامتهائى كه در درگاه خدا داشت ، و كرامت فرزندش اسماعيل ، و دعاى آن دو بزرگوار براى كعبه ، و مكه ، و رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ، و امت مسلمان ، و نيز بنا كردن خانه كعبه ، و ماءموريتشان در خصوص تطهير خانه براى عبادت را ذكر فرموده بود.
تغيير قبله از بزرگترين حوادث و از اهم احكام تشريعى بود 
و معلوم است كه برگشتن قبله از بيت المقدس به كعبه ، از بزرگترين حوادث دينى ، و اهم احكام تشريعيه است ، كه مردم بعد از هجرت رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه با آن روبرو شدند، آرى در اين ايام اسلام دست به انقلابى ريشه دار مى زند، و معارف و حقايق خود را نشر ميدهد، و معلوم است كه يهود و غير يهود در مقابل اين انقلاب ، ساكت نمينشينند، چون مى بينند اسلام يكى از بزرگترين مفاخر دينى آنان را كه همان قبله ايشان بود، از بين مى برد، قبله اى كه ساير ملل بخاطر آن تابع يهود و يهود در اين شعار دينى متقدم بر آنان بودند.
علاوه بر اينكه اين تحويل قبله باعث تقدم مسلمانان ، و دين اسلام مى شود چون توجه تمامى امت را يكجا جمع مى كند، و همه در مراسم دينى به يك نقطه رو مى كنند، و اين تمركز همه توجهات به يك سو، ايشان را از تفرق نجات ميدهد هم تفرق وجوهشان در ظاهر، و هم تفرق كلمه شان در باطن ، و مسلما قبله شان كعبه تاءثيرى بيشتر و قوى تر دارد، تا ساير احكام اسلام ، از قبيل طهارت و دعا، و امثال آن ، و يهود و مشركين عرب را سخت نگران مى سازد، مخصوصا يهود را كه به شهادت داستانهائى كه از ايشان در قرآن آمده ، مردمى هستند كه از همه عالم طبيعت جز براى محسوسات اصالتى قائل نيستند، و براى غير حس كمترين وقعى نمى گذارند مردمى هستند كه از احكام خدا آنچه مربوط به معنويات است ، بدون چون و چرا مى پذيرند، ولى اگر حكمى درباره امرى صورى و محسوس از ناحيه پروردگارشان بيايد، مانند قتال و هجرت و سجده و خضوع و امثال آن ، زير بارش نمى روند، و در مقابلش به شديدترين وجهى مقاومت ميكنند.
و سخن كوتاه اينكه خداى تعالى هم خبر داد كه بزودى يهود بر مسئله تحويل قبله اعتراض خواهند كرد، لذا به رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم تعليم كرد: كه چگونه اعتراضشان را پاسخ گويد، كه ديگر اعتراض نكنند.
اما اعتراض آنان اين بود كه خدايتعالى از قديم الايام بيت المقدس را براى انبياء گذشته اش قبله قرار داده بود، تحويل آن قبله بسوى كعبه كه شرافت آن خانه را ندارد چه وجهى دارد؟.
اگر اين كار به امر خدا است ، كه خود، بيت المقدس را قبله كرده بود، چگونه خودش حكم خود را نقض ميكند؟ و حكم شرعى خود را نسخ مينمايد؟ (و يهود بطور كلى نسخ را قبول نداشت ، كه بيانش در آيه نسخ گذشت ).
و اگر به امر خدا نيست ، پس خود پيامبر اسلام از صراط مستقيم منحرف 