دايتعالى به رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور داده بود كه بسوى بيت المقدس نماز بگزارد؟ فرمود: بله ، مگر نمى بينى خداى سبحان فرموده : (و ما جعلنا القبلة التى كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه ) الخ .
مؤ لف : مقتضاى اين حديث اين است كه جمله : (التى كنت عليها) صفت قبله باشد، و مراد بقبله ، بيت المقدس باشد، و اينكه آن قبله اى كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم رو بآن مى ايستاده ، همان بيت المقدس بوده باشد و همين معنا را سياق آيات تاءييد مى كند كه بيانش گذشت .
از اينجا آن روايتى هم كه از امام عسكرى (عليه السلام ) نقل شده تاءييد ميشود، چون آنجناب فرموده : مردم مكه هواى قبله شدن كعبه را داشتند خدايتعالى با قبله قرار دادن بيت المقدس امتحانشان كرد تامعلوم شود چه كسى بر خلاف هواى نفسش رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم را پيروى مى كند برخلاف مردم مدينه كه هواى بيت المقدس بسر داشتند و خدايتعالى با برگرداندن قبله دستورشان داد با هواى نفس خود مخالفت نموده رو به كعبه نماز بگزارند تا باز معلوم شود چه كسى پيروى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى كند؟ و چه كسى مخالفت مينمايد؟ كه هر كس او را بر خلاف ميل درونيش اطاعت كند، مصدق او و مواف ق او است (تا آخر).
با اين حديث فساد گفتار ديگرى نيز روشن مى گردد و آن اين است كه جمله (التى كنت عليها) مفعول دوم براى كلمه (جعلنا) است و معناى آيه اين است كه ما قبل از بيت المقدس قبله را كعبه اى كه (كنت عليها) نكرديم ، استدلال كرده است بجمله (الا لنعلم من يتبع الرسول ) كه حاصل معنا چنين ميشود (ما قبل از بيت المقدس كعبه را كه الان رو به آن هستى قبله نكرديم مگر براى اينكه بفهميم چه كسى رسول را پيروى مى كند) لكن اين حرف بيهوده است زيرا همانطور كه قبلا گفتيم سياق برخلاف آنست .
و در تفسير عياشى از زبيرى روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم : آيا مرا از ايمان خبر نميدهى ؟ بدانم آيا ايمان مجموع قول و عمل است و يا قول بدون عمل ؟ فرمود: ايمان همه اش عمل است ، چون خود قول هم يكى از اعمال است كه خدا واجبش كرده در كتابش بيان نموده نورش واضح و حجتش ثابت شده ،
كتابش بدان شهادت ميدهد و بسوى آن دعوت مى كند.
و چون خداى تعالى رسول اسلام را رو به كعبه گردانيد، مسلمانان به رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم گفتند: پس تكليف ما نسبت به نمازهائيكه در اين مدت (17 ماهه ) رو به بيت المقدس خوانديم چه ميشود؟ و تكليف مردگان ما كه در اين مدت نماز را به آنطرف ميخواندند چه ميشود؟ خدايتعالى در پاسخ به اين سؤ ال اين جمله را نازل فرمود: (و ما كان اللّه ليضيع ايمانكم ، ان الله بالناس لرؤ ف رحيم )، (خدا ايمان شما را ضايع نمى كند، كه خدا به مردم رئوف و رحيم است ). و در اين كلام خود نماز ما را ايمان خواند، پس ‍ هر كس از خدا بترسد و جوارح خود (از چشم و گوش و شكم و زبان و فرج ) را حفظ نموده هر عضوى از اعضاى خود را در آن جائى مصرف كند و بكار ببندد كه خدا برايش معين كرده و واجب هر عضوى را انجام دهد، با ايمان كامل خدا را ملاقات مى كند و از اهل بهشت است ، و اگر كسى در واجبى از اين واجبات خيانت كند و از آنچه خدا دستور داده تعدى نمايد، خدا را با ايمان ناقص ‍ ملاقات مى كند.
مؤ لف : اين روايت را كلينى هم آورده ، و اينكه در روايت ، نزول جمله (و ما كان اللّه ليضيع ايمانكم ) را بعد از تحويل قبله دانسته ، منافاتى با بيان قبلى ما ندارد.
و در كتاب فقيه آمده : كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم سيزده سال در مكه و نوزده ماه در مدينه بطرف بيت المقدس نماز خواند بعد كه يهوديان سرزنش كردند كه تو تابع قبله ما هستى و اندوه شديدى بر او مسلط شد، در دل شب از خانه بيرون آمد و رو به اطراف افق بگردانيد، فرداى آن شب هم نماز صبح را رو به بيت المقدس خواند و هم دو ركعت از نماز ظهر را، سر دو ركعتى جبرئيل آمد، و گفت : (قد نرى تقلب وجهك فى السماء، فلنو لينك قبلة ترضيها، فول وجهك شطر المسجد الحرام ) الخ ، آنگاه دست آنجناب را گرفته رو به كعبه اش كرد، مردمى هم كه پشت سرش به نماز ايستاده بودند رو به كعبه شدند، بطوريكه زنان جاى فعلى مردان قرار گرفتند و مردان جاى فعلى زنان ، و اين نماز ظهر اولش بسوى بيت المقدس و آخرش بسوى كعبه واقع شد، بعد از نماز ظهر خبر به مسجدى ديگر در مدينه رسيد، اهل آن مسجد دو ركعت از عصر خوانده بودند، دوركعت ديگر را بطرف كعبه برگشتند، آنها نيز اول نمازشان بسوى بيت المقدس و آخرش بسوى كعبه شد، و مسجد قبلتين ، همان مسجد است .
مؤ لف : قمى هم نظير اين را روايت كرده و گفته : كه رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم خودش (در مدينه )،
بلكه در مسجد بنى سالم نماز ميخواند كه اين جريان واقع شد.
و در تفسير عياشى از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه (فول وجهك شطر المسجد الحرام ) الخ ، فرموده : رو بقبله نماز بخوان و در نماز رو از قبله برمگردان كه نمازت باطل ميشود چون خداى سبحان به رسول گراميش فرمود در نماز واجب بايد حتما رو بقبله نماز بخوانى ، (فول وجهك شطر المسجد الحرام ، و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره ).
مؤ لف : روايات در اين باره كه آيه شريفه راجع بخصوص نماز واجب است بسيار زياد است .
و در تفسير قمى از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه در تفسير آيه (الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه ) الخ ، فرموده : اين آيه درباره يهود و نصارى نازل شد، خداى تعالى در آن مى فرمايد: (آنهائى كه كتابشان داديم ، او را مى شناسند - يعنى رسول خدا را - همانطور كه فرزندان خود را مى شناسند) و اين بدان جهت است كه خداى عز و جل در تورات و انجيل و زبور، صفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و صفات اصحابش و مهاجرتش را ذكر كرده بود و همان را در قرآن حكايت كرده ، كه (محمد رسول اللّه ، و الذين معه اشداء على الكفار، رحماء بينهم ، تريهم ركعا سجدا، يبتغون فضلا من اللّه و رضوانا، سيماهم فى وجوههم من اثر السجود، ذلك مثلهم فى التورية ، و مثلهم فى الانجيل )، (محمد صلى الله عليه و آله و سلم فرستاده خداست و كسانى كه مصاحب او هستند بر كفار دشمنانى بيرحم ، و در بين خود مهربانان هستند، ايشان را مى بينى كه همواره در ركوع و سجودند و همه در پى بدست آوردن فضل خدا و خشنودى اويند، نشانه هاشان از اثر سجده در پيشانى نمايان است ، اين است مثل آنان در تورات و همين است مثل آنان در انجيل ).
پس صفات رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم و اصحابش در تورات بوده ووقتى خدا او را مبعوث فرمود، اهل كتاب او را شناختند، همچنان كه خود قرآن مى فرمايد: (فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به ).
مؤ لف : نظير اين روايت در كافى از على (عليه السلام ) نقل شده است . و در اخبار بسيارى از طرق شيعه آمده : كه آيه : (اءينما تكونوا ياءت بكم اللّه جميعا) الخ ، درباره اصحاب قائم (عليه السلام ) نازل شده و در بعضى از آنها آمده : كه اين از باب جرى و تطبيق است .
و در حديثى از طرق عامه در ذيل جمله (و لاتم نعمتى عل