 مكر مى كرده اند تهديد نموده خاطر نشان مى سازد كه خدا با مكر كنندگان قبل از ايشان چه معامله اى كرده است ، و بر سر امتهاى مستكبر گذشته چه آورده و چگونه مكر ايشان را به خود آنان برگردانيده است .

ثم يوم القيمة يخزيهم و يقول اين شركائى الذين كنتم تشاقون فيهم 

كلمه (يخزيهم ) از (خزى ) است و آن بنا بر آنچه كه راغب ذكر كرده ذلت و خوارى است كه صاحبش از دارا بودن آن شرمنده شود، و كلمه (تشاقون ) از (شاقه ) و آن از ماده شقق است كه در لغت به معناى قطع و جدا كردن مقدارى از هر چيز است ، و اصطلاحا به معناى مخاصمه و دشمنى و اختلاف كسى است كه نبايد اختلاف كند و بايد دوستى و اتفاق بنمايد،
پس مشاقه مشركين در شركاءشان به معناى اختلاف آنان با اهل توحيد است با اينكه امت واحدى هستند كه خدا همگيشان را بر فطرت توحيد و دين حق خلق كرده و اين مشاقه كنندگان با مؤ منين ، مخاصمه مى كنند و خود را از ايشان جدا مى سازند. و معناى آيه اين است كه خداى سبحان بزودى در روز قيامت ايشان را به عذاب شرم آور مبتلا نموده ، از ايشان مى پرسد: پس كجايند آن شريكان من كه بر سر آنها با اهل حق دشمنى مى كرديد و در دين فطرت اختلاف مى انداختيد؟

قال الذين اوتوا العلم ان الخزى اليوم و السوء على الكافرين 

بطورى كه از سياق بر مى آيد مقصود از مقصود از كسانى كه علم داده شده اند در آيه :(قال الذين اوتوا العلم ...) معصومين عليهم السلام هستند 
(خزى )، ذلت موقف و بدى عذاب است ، و اينها كه خدا به داشتن علم توصيفشان كرده و خبر داده كه در قيامت چنين و چنان مى گويند همان كسانيند كه به وحدانيت خدا علم يافته و حقيقت توحيد بر ايشان مكشوف گشته است ، زيرا علمى كه با سياق آيه بسازد اين علم است ، چون در مقابل خطاى مشركين قرار گرفته و خطاى مشركين همان است كه انكشاف آن را در قيامت نقل نموده كه براى ايشان معلوم مى شود كه آنچه در دنيا مى پرستيدند جز اسمائى كه خود نهاده بودند و جز سرابى كه خود آب پنداشته بودند نبوده است .
بعلاوه ، آيات ديگر قرآنى نيز اين معنا را تاييد مى كند، زيرا در آيه مورد بحث فرموده : روز قيامت كسانى كه علم دارند چنين و چنان مى گويند. و در وصف آن روز مى فرمايد: (لا يتكلمون الا من اذن له الرحمن و قال صوابا) و معلوم است كه تنها كسى صواب مى گويد كه از خطاء و لغو و باطل محفوظ باشد، و هرگز از باطل در سخن محفوظ نمى شود مگر آنكه در عملش نيز از باطل محفوظ باشد، پس بايد كسانى باشند كه جز حق نمى بينند و جز حق عمل نمى كنند و جز به حق ، لب نمى گشايند.
اگر بگويى بنا به گفته تو مقصود از (الذين اوتوا العلم ) تنها اهل عصمت مى باشند و حال آنكه اين تعبير در قرآن كريم در باره غير معصومين هم آمده و از آن جمله فرموده : (و قال الذين اوتوا العلم ويلكم ثواب الله خير) و نيز فرموده : (و ليعلم الذين اوتوا العلم انه الحق من ربك فيؤ منوا به ) و همچنين مواردى ديگر كه ظهور در غير معصومين دارند.
جواب مى گوييم اينكه ما گفتيم : (خصوص آيه مورد بحث راجع به معصومين است )، استفاده اى بود كه با كمك مقام از آيه كرديم نه اينكه لفظ (الذين اوتوا العلم ) به معناى معصومين فقط باشد، تا لازمه اش اين شود كه هر جاى قرآن اين تعبير آمده باشد به آن معنا بوده باشد.
و اما اينكه گفتند: مراد از (الذين اوتوا العلم ) تنها انبياء و يا انبياء و مؤ منينى است كه در دنيا به دلائل توحيد عالم شدند، و يا مراد از آن ، مؤ منين به تنهايى و يا ملائكه است ، گفته هايى است كه در آيه شريفه ، دليلى بر هيچ يك از آنها نيست .

الذين تتوفيهم الملائكة ظالمى انفسهم فالقوا السلم .... 

ظاهرا اين جمله تفسير كلمه (كافرين )است كه در آخر آيه قبلى قرار داشت ، همچنانكه جمله آينده كه مى فرمايد: (الذين تتوفيهم الملائكة طيبين ...) تفسير است براى كلمه (متقين ) كه در آخر آيه قبل آن قرار گرفته است . و لازمه اينكه گفتيم تفسير كلمه كافرين است اين نيست كه تتمه گفتار (الذين اوتوا العلم ) باشد تا كسى بگويد در اين صورت نظم كلام مختل مى شود، زيرا لازمه اش اين است كه نامبردگان در (الذين اوتوا العلم ) اول گفته باشند كه امروز خزى و سوء بر كافرين است آنگاه بجاى اينكه در باره كافرين بگويند: (الذين تتوفيهم الملائكة : آنهايى كه ملائكه جانشان را گرفته ) گفته باشند. (الذين تتوفيهم الملائكة : آنهايى كه ملائكه جانشان را مى گيرند).
كلمه (سلم ) در جمله (فالقوا السلم ) به معناى استسلام و خضوع و انقياد است ، و ضمير جمع در (القوا) به كافرين برمى گردد و معناى آيه چنين است كه : كافران همان كسانى هستند كه ملائكه جانهايشان راگيرند در حالى كه سرگرم ظلم و كفر خويشند ناگهان تسليم گشته خضوع و انقياد پيش مى گيرند، و چنين وانمود مى كنند كه هيچ كار زشتى نكرده اند، ولى در همان حال مرگ ، گفتارشان رد شده و تكذيب مى شوند و به ايشان گفته شود: آرى ، شما چنين و چنان كرديد اما خدا به آنچه مى كرديد قبل از اينكه به اين ورطه يعنى مرگ بيفتيد آگاه بود.

فادخلوا ابواب جهنم خالدين فيها فلبئس مثوى المتكبرين 

خطاب در اين آيه هم مانند خطاب در آيه (ان الخزى اليوم و السوء على الكافرين )، و در آيه (الذين تتوفيهم الملائكة ) به مجموع كافرين است ، نه يك يك آنان ، و بنا بر اين ، برگشت معناى آيه مورد بحث نظير اين مى شود كه مثلا بگوييم : (تا يك يك شما از درى از درهاى جهنم كه مناسب كرده هايتان است وارد شويد)، نه اينكه معنايش اين باشد كه : (هر يك از شما از همه درهاى جهنم ، و يا از چند تاى آن واردشويد)، تا بگويى معناى صحيحى نيست ، و ما در تفسير آيه (لها سبعة ابواب لكل باب منهم جزء مقسوم ) در معناى چند در داشتن جهنم بحثى گذرانديم .
مقصود از متكبرين همان مستكبرينند، به اين معنا كه مصداقا هر دو يكى هستند، هر چند كه عنايت لفظى در آن دو مختلف است ، يكجا اقتضاءكند آنطور تعبير شود ، و يكجا اينطور، مانند مسلم و مستسلم ، كه از نظر مصداق يكى هستند پس مستكبر، آن كسى است كه براى خود طلب بزرگى مى كند و آن خواسته را از قوه به فعليت و از دل به خارج در مى آورد، و متكبر آن كسى است كه تكبر را براى خود قبول كرده آن را براى خود صفتى مى سازد.
معناى آيه : (قيل للذين اتقوا ماذا انزل اليكم قالوا خيرا) و مراد از (الذين اتقوا)

و قيل للذين اتقوا ما ذا انزل ربكم قالوا خيرا .... 

در اين جمله مردمان با تقوا كه در دنيا چنين وصفى داشتند مسؤ ول قرار گرفته اند، و اينكه گفتيم : (الذين اتقوا) دارندگان اين صفت بوده و تقوا وصف استمرارى ايشان است ، دليلش هم اين است كه در آخرين آيه و در آيه بعدى ، تقوا را صفت استمرارى آنان گرفته و از ايشان به متقين تعبير فرموده است ، پس مى توان گفت : مسؤ ولين از ميان مردم با تقوا در اين آيه آن عده اى هستند كه در تقوا و ايمان ، كامل و برجسته شده اند، همچنانكه مسؤ ولين از آن طائفه ديگر نيز شرار و كملين كفر هستند.
پس اينكه بعضى گفته اند: مراد از اين كلمه مطلق مؤ منين هستند كه از شرك ، تقوا ورزيده اند و يا حد اكثر از بعضى از گناهان هم پر