1)">آیات 40 - 55 (1)</a><a class="text" href="widget:text:588.txt:آیات 40 - 55 (2)">آیات 40 - 55 (2)</a><a class="text" href="widget:text:589.txt:آیات 56 - 65 (1)">آیات 56 - 65 (1)</a><a class="text" href="widget:text:590.txt:آیات 56 - 65 (2)">آیات 56 - 65 (2)</a><a class="text" href="widget:text:591.txt:آیات 66 - 72 (1)">آیات 66 - 72 (1)</a><a class="text" href="widget:text:592.txt:آیات 66 - 72 (2)">آیات 66 - 72 (2)</a><a class="text" href="widget:text:593.txt:آیات 73 - 81">آیات 73 - 81</a><a class="text" href="widget:text:594.txt:آیات 82 - 100 (1)">آیات 82 - 100 (1)</a><a class="text" href="widget:text:595.txt:آیات 82 - 100 (2)">آیات 82 - 100 (2)</a><a class="text" href="widget:text:596.txt:آیات 82 - 100 (3)">آیات 82 - 100 (3)</a><a class="text" href="widget:text:597.txt:آیات 101 - 111 (1)">آیات 101 - 111 (1)</a><a class="text" href="widget:text:598.txt:آیات 101 - 111 (2)">آیات 101 - 111 (2)</a></body></html>بسم اللّه الرّحمن الرّحيم 

سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ (1)

ترجمه آيه 

به نام خداوند بخشاينده مهربان پاك و منزه است خدائى كه در مبارك شبى بنده خود (محمد) (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را از مسجد حرام (مكه معظمه ) به مسجد اقصائى كه پيرامونش را (به قدوم خاصان خود) مبارك ساخت ، سير داد تا آيات خود را به او بنماياند كه همانا خداوند شنوا و بيناست (1).

بيان آيه 

اين سوره پيرامون مساءله توحيد و تنزيه خداى تعالى از هر شريكى كه تصور شود مى باشد، و با اينكه در اين مورد بحث مى كند، اما مساءله تسبيح خدا را بر مساءله حمد و ثناى او غلبه داده ، و بيشتر به قسم دوم پرداخته است ، همچنان كه ابتداى آن را با جمله (سبحان الّذى اءسرى بعبده ...) شروع كرده و در خلال سوره هم پى در پى تسبيح او را تكرار نموده ، يك جا فرموده : (سبحانّه و تعالى عما يقولون )، و جايى ديگر فرموده : (قل سبحان ربّى ) و يا فرموده : (و يقولون سبحان ربّنا...)، و حتى در آيه اى كه سوره به آن ختم مى شود نيز معناى تسبيح خداى را متذكر گرديده و او را بر تنزّهش از داشتن شريك و ولى و اتخاذ فرزند ستوده و فرموده است : (و قل الحمد للّه الّذى لم يتّخذ ولدا و لم يكن له شريك فى الملك و لم يكن له ولىّ من الذّلّ و كبّرة تكبيرا).
نقل برخى اقوال مدنى بودن بعضى از آيات سوره اسراء و اشاره به مفاد كلى اينسوره مباركه 
از آيات اين سوره چنين بر مى آيد كه از سوره هاى مكى است ، ولى بنابر قول بعضى از مفسرين بطورى كه روح المعانى نقل نموده دو آيه از آن مدنى است ، كه عبارتند از: آيه (و ان كادوا ليفتنونك ...) و آيه (و ان كادوا ليستفزّونك ...).
بعضى ديگر گفته اند كه چهار آيه اين سوره مدنى است يعنى آن دو آيه مذكور به اضافه آيه (و اذ قلنالك انّ ربّك احاط بالنّاس ...)، و آيه (و قل ربّ ادخلنى مدخل صدق ...).
و از حسن نقل شده كه گفته است : همه آيات اين سوره جز پنج آيه اش مكى است ، و آن پنج آيه عبارتند از آيه (و لا تقتلوا النّفس ...) و آيه (و لا تقربوا الزّنا...) و آيه (اولئك الّذين يدعون ...) و آيه (اقم الصّلوة ...)، و آيه (و آت ذا القربى ...).
و از مقاتل نقل شده كه گفته است كه تمام سوره مكى است مگر پنج آيه زير: (و ان كادوا ليفتنونك ...) و آيه (و ان كادوا ليستفزّونك ...) و آيه (و اذ قلنالك ...) و آيه (و قل ربّ ادخلنى ...) و آيه (انّ الّذين اوتوا العلم من قبله ...).
و از قتاده و معدل از ابن عباس روايت شده كه گفته است : همه آن مكى است مگر هشت آيه و آنها عبارتند از آيه (و ان كادوا ليفتنونك ...) تا آيه (و قل ربّ ادخلنى ...).
و ليكن در مضامين آيات مذكور هيچ دليلى بر اينكه در مدينه نازل شده باشند ديده نمى شود، و احكامى هم كه در اين آيات هست احكامى نيست كه نزولش اختصاص به مدينه داشته باشد، چون نظائر آن در سوره هاى مكى نيز ديده مى شود، مانند سوره انعام و اعراف .
سوره مورد بحث هدفى را دنبال مى كند كه آن عبارت است از تسبيح خداى تعالى ، اين سوره مطلب را با اشاره به داستان معراج رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و سير آن حضرت از مسجد الحرام به مسجد اقصى (كه همان بيت المقدس باشد و بنائى است مرتفع (هيكل ) كه داوود و سليمان (عليهماالسلام ) براى بنى اسرائيل بنا نمودند، و خدا آن را خانّه مقدس ايشان قرار داد) شروع نموده و متذكر شده است .
آنگاه كلام را به مناسبت ، به مقدرات بنى اسرائيل كشانده ، از عزت و ذلت آنان و اينكه خداوند در هر روزگارى كه او را اطاعت مى كردند سربلندشان مى كرده ، و هر وقت كه از در عصيان در مى آمدند ذليل و خوارشان مى ساخته ، سخن گفته و نيز كيفيت نزول كتاب بر آنان و پيرامون دعوت آنان به توحيد و نفى شرك توضيح داده است .
سپس به همين مناسبت كلام را به وضع اين امت معطوف ساخته ، كه بر اين امت نيز كتاب نازل كرده پس اگر اطاعت كنند اجرا مى برند، و اگر عصيان بور زند عقاب مى شوند، و ملاك كار ايشان مانند آنان به همان اعمالى است كه مى كنند، و به طور كلى با هر انسانى بر طبق عملش معامله مى كنند، و سنت الهى در امتهاى گذشته نيز بر همين منوال بوده است .
پس آنگاه حقايق مهم و بسيارى از معارف مربوط به مبداء و معاد و شرايع عامه از اوامر و نواهى و غير آن را بيان مى كند.
و از آيات برجسته ، در اين سوره آيه شريفه (قل ادعوا اللّه او ادعوا الرّحمن ايّا ما تدعوا فله الاسماء الحسنى : بگو چه خدا را بخوانيد و چه رحمان را، به هر نامى كه بخوانيد براى او است اسماى حسنى ) و نيز آيه (كلّا نمدّ هؤ لاء و هؤ لاء من عطاء ربّك و ما كان عطاء ربّك محظورا - هر يك از طايفه مؤ من و غير مؤ من را از عطاء پروردگارت مدد مى رسانيم و عطاء پروردگار تو ممنوع نيست و نيز آيه (و ان من قرية الاّ نحن مهلكوها - و هيچ قريه اى نيست مگر آنكه ما هلاك كننده آنيم ) و همچنين آيات ديگر، است .
معناى آيه شريفه : (سبحان الذى اسرى بعبده ...)

سبحان الّذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام ... 

كلمه (سبحان ) اسم مصدر از ماده تسبيح به معناى تنزيه است ، و همواره به طور اضافه استعمال مى شود و در تركيب ، مفعول مطلقى است كه قائم مقام و جانشين فعل است ، بنابراين تقدير (سبحان اللّه ) (سبحت اللّه تسبيحا)است يعنى خداى را تنزيه مى كنم تنزيه كردن مخصوصى ، و آن تنزيه و مبرى ساختن او از هر چيزيست كه لايق ساحت قدسش نباشد.
و بيشتر در وقتى استعمال مى شود كه بخواهند اظهار تعجب كنند، ولى در اين آيه به شهادت سياق ، براى تنزيه است نه تعجب ، چون سياق كلام و غرض از آن تنزيه خداست ، هر چند بعضيها اصرار دارند كه آن را براى تعجب بگيرند.
كلمه (اسراء) و همچنين كلمه (سرى ) كه ثلاثى مجرد آنست به معناى سير در شب است ، وقتى گفته مى شود (سرى و اسرى ) معنايش اين است كه فلانى در شب راه پيمود، و وقتى گفته مى شود (سرى به و اسرى ) به معنايش اين است كه او را شبانّه سير داد، و سير مخصوص روز يا اعم از روز و شب مى باشد.
و كلمه (ليلا) مفعول فيه است و بودنش در كلام اين معنا را افاده مى كند كه اين سير همه اش در شب انجام گرفت ، هم رفتنش و هم برگشتنش .
مراد از (مسجداقصى ) به قرينه جمله (الّذى باركنا حوله ) بيت المقدس است و كلمه (اقصى ) از ما