حى على الصّلوة ) خداى تعالى فرمود: راست مى گويد بنده من و به سوى واجب من دعوت مى كند هر كس از روى رغبت و به اميد اجر دنبال واجب من برود همين رفتنش كفاره گناهان گذشته او خواهد بود.
او گفت : (حىّ على الفلاح حىّ على الفلاح ) خداى تعالى فرمود: آرى نماز صلاح و نجاح و فلاح است آنگاه در همان آسمان بر ملائكه امامت كردم و نماز گزارديم آنطور كه در بيت المقدس بر انبياء امامت كرده بودم (اين روايت از دستبرد عامه محفوظ نمانده و گرنه جا داشت حى على خير العمل هم در آن ذكر شده باشد).حكايت تخفيف نمازهاى واجب يوميه از پنجاه نماز به پنج نماز
سپس فرمود بعد از نماز، مهى همانند ابر مرا فرا گرفت به سجده افتادم پروردگارم مرا ندا داد: من بر همه انبياى قبل از تو پنجاه نماز واجب كرده بودم همان پنجاه نماز را بر تو و امتت نيز واجب كردم اين نمازها را در امتت بپاى دار، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى گويد: من برخاسته به طرف پايين به راه افتادم ، در مراجعت به ابراهيم برخوردم ، چيزى از من نپرسيد، به موسى برخوردم ، پرسيد چه كردى ؟ گفتم : پروردگارم فرمود: بر هر پيغمبرى پنجاه نماز واجب كردم ، و همان را بر تو و بر امتت نيز واجب كردم ، موسى گفت : اى محمد امت تو آخرين امتند، و نيز ناتوان ترين امتهايند، پروردگار تو نيز هيچ خواسته اى برايش زياد نيست و امت تو طاقت اين همه نماز را ندارد برگرد و درخواست كن كه قدرى به امت تو تخفيف دهد.
من به سوى پروردگارم برگشتم تا به سدرة المنتهى رسيده در آنجا به سجده افتادم ، و عرض كردم پنجاه نماز بر من و امتم واجب كردى نه من طاقت آنرا دارم و نه امتم پروردگارا قدرى تخفيفم بده ، خداى تعالى ده نماز تخفيفم داد، بار ديگر نزد موسى برگشتم و قصه را گفتم گفت تو و امتت طاقت اين مقدار را هم نداريد، برگرد به سوى پروردگار، برگشتم ده نماز ديگر از من برداشت ، باز نزد موسى آمدم و قصه را گفتم . گفت باز هم برگرد و در هر بار كه بر مى گشتم تخفيفى مى گرفتم . تا آنكه پنجاه نماز را به ده نماز رساندم ، و نزد موسى بازگشتم ، گفت : طاقت اين را هم نداريد، به درگاه خدا شدم پنج نماز ديگر تخيف گرفته نزد موسى آمدم ، و داستان را گفتم ، گفت : اين هم زياد است طاقتش را نداريد، گفتم : من ديگر از پروردگارم خجالت مى كشم ، و زحمت پنج نماز برايم آسانتر از در خواست تخفيف است ، اينجا بود كه گوينده اى ندا در داد: حال كه بر پنج نماز صبر كردى در برابر همين پنج نماز ثواب پنجاه نماز را دارى ، هر يك نماز به ده نماز و هر كه از امت تو تصميم بگيرد كه به اميد ثواب كار نيكى بكند اگر آن كار را انجام داد ده برابر ثواب برايش مى نويسم و اگر (به مانعى برخورد و نكرد بخاطر همان تصميمش ) يك ثواب برايش مى نويسم ، و هر كه از امتت تصميم بگيرد كار زشتى انجام دهد، اگر انجام هم داد فقط يك گناه برايش مى نويسم ، و اگر منصرف شد و انجام نداد، هيچ گناهى برايش ‍ نمى نويسم .
امام صادق (عليه السلام ) در اين جا فرمود: خداوند از طرف اين امت به موسى (عليه السلام ) جزاى خير بدهد او باعث شد كه تكليف اين امت آسان شود اين است تفسير آيه : (سبحان الّذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الّذى باركنا حوله لنريه من آياتنا انّه هو السّميع البصير).
مؤ لف : قريب به مضمون اين روايت ، روايات بسيار زيادى از طرق شيعه و سنى وارد شده است ، و اينكه در اين روايت داشت : ((مردى گندم گون ) در عبارت عربيش دارد) (رجل آدم ) و آدم به معناى گندم گون است ، و كلمه : (طامه ) به معناى امرى است شديد كه با شدتش بر هر امر ديگرى غلبه كند، و به همين جهت در قرآن كريم ، قيامت ، (طامه ) خوانده شده است .
و كلمه : (اكتاف ) جمع كتف (شانه ) است ، ولى مقصود از اين كلمه در اين روايت ، اطراف و نواحى است و اينكه در شرح گذشتن از آسمان چهارم داشت به خاطر رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) چنين خطور كرد كه نكند اين همان باشد) مقصود اين است كه نكند اين همان كسى باشد كه تدبير امور عالم به دست اوست ، و همه امور به او منتهى مى گردد.
و اينكه در عبورش از آسمان ششم داشت كه (به مردى برخوردم كه گوئى از شنوه بود) مقصود از (شنوه قبيله ايست از عرب كه به بلندى قامت معروفند.
و اينكه در خصوص آسمان هفتم داشت (به مردى برخوردم كه سر و ريشش اشمط) بود مقصود از (اشمط) اين است كه موى سر و يا ريش سفيد و سياه باشد.
و اينكه در باره آن خروس داشت (خروس مذكور زغبى سبز روى پرها و زغبى ديگر زير پرها داشت ) معنايش در مرغها آن پرهاى خيلى ريز است و در حيوانات موى دار مويهاى خيلى ريز است .
و اينكه داشت : (نگاهم به مرغان بهشت افتاد كه مانند شتران بختى بودند، مقصود از آن شتران خراسانى است ، و كلمه : (دلىّ) (با ضم دال و كسر لام و تشديد ياء) جمع دلو است كه در اصل دلوى بر وزن فعول بوده ، و ضبابه اگر با صاد بى نقطه باشد بايد به فتحه صاد خواند و معنايش شوق و عشق رقيق است ، و اگر ضبابه با ضاد نقطه دار باشد، بايد با ضمه ضاد خواند و معنايش ابر رقيق است .
طاغيان قريش و رد آيات روشن صدق دعوى پيامبر در شب معراج ارائه آيات بر صدقدعوى خود توسط پيامبر اكرم (ص ) درباره شب معراج در برابر طاغيان قريش 
و در امالى صدوق از پدرش از على از پدرش از ابن ابى عمير از ابان بن عثمان از ابى عبداللّه جعفر بن محمد (عليهماالسلام ) روايت آمده كه فرمود: وقتى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را به معراج و به بيت المقدس بردند جبرئيل او را سوار براق كرد و به اتفاق به بيت المقدس آمدند جبرئيل محرابهاى انبياء را به آنجناب نشان داد، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در آن محرابها نماز گزارده و از آنجا عبورش داده در مراجعت به كاروان قريش برخوردند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) آبى را كه آنان در ظرف داشتند ديد و ديد كه شترى گم كرده اند و در پى آن مى گردند، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) از آن آب بياشاميد، و مابقى آن را به زمين ريخت و چون از معراج برگشت و صبح شد به قريش فرمود كه خداى تعالى ديشب مرا به بيت المقدس برد و آثار انبياء و منزلهاى ايشان را نشانم داد، و من در مراجعت در فلان محل به كاروانى از قريش برخوردم كه شترى گم كرده بودند و از آب ايشان بياشاميدم ، و مابقى آن را ريختم .
ابو جهل گفت : اى قريش الآن فرصت خوبى دست داده ، بپرسيد مسجد اقصى چند ستون داشت ؟ و چند قنديل در آن آويزان بود؟ پرسيدند اى محمد! در اين جمع كسانى هستند كه بيت المقدس را ديده باشند، اينك تو بيت المقدس را براى ما توصيف كن ببينيم راست مى گوئى يا خير، بگو ببينيم چند عدد ستون داشت ؟ و قنديلها و محراب هايش چند تا بود؟ جبرئيل در دم نازل شده صورت بيت المقدس را در برابر آن جناب مجسم نمود، و آنجناب هر چه را ايشان مى پرسيدند پاسخ مى گفت ، بعد از آنكه از جزئيات بيت المقدس فارغ شدند گفتند بايد صبر كنى تا كاروان برسد، از كاروانيان نيز قضيه تو را بپرسيم ، حضرت فرمود: شاهد صدق گفتار من اين است كه كاروانيان قريش هنگ