ا نداشته باشد كه به اين زوديها از آتش خارج شود.
مؤ لف : سيوطى هم اين روايت را در الدر المنثور با عبارتى ديگر آورده ، و در آن به جاى شصت ، عدد هشتاد آمده . و ابن عمر در آن روايت گفته : احدى دلگرم نباشد... و نيز روايتى ديگر از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل كرده كه فرموده : حقب چهل سال است .
و نيز در مجمع البيان آمده كه عياشى به سند خود از حمران روايت كرده كه گفت : از امام باقر (عليه السلام ) معناى اين آيه را پرسيدم ، فرمود: اين آيه در باره كسانى است كه از آتش خارج مى شوند، و نظير اين روايت را از احول نقل كرده .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (ان للمتقين مفازا) آمده كه متقيان در آن روز رستگار مى شوند،
و جمله (كواعب اترابا) به معناى كنيزانى شبيه به هم است ، كه در خدمت اهل بهشتند، و در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) در معناى جمله (ان للمتقين مفازا) آمده كه امام فرمود: متقين كراماتى دارند، و در معناى (كواعب اترابا) فرمود: يعنى دختر نورس .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم ، و ابو الشيخ (در كتاب العظمه ) و ابن مردويه ، از ابن عباس روايت كرده اند كه گفت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: روح ، لشكرى است از لشكريان خدا، كه از ملائكه نيستند، و داراى سر و دست و پايند، آنگاه اين آيه را خواندند (يوم يقوم الروح و الملئكه صفا) و سپس فرمود: اينها لشكريانى ، و اينها لشكريانى ديگر هستند.
مؤ لف : اين روايت در ذيل آيات كه مشتمل بر مساءله روح است ، از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل شد، و در آن آمده بود كه روح خلقى است از جبرئيل و ميكائيل عظيم تر، و ما اين روايت را كه از على (عليه السلام ) هم نقل شده بود آورديم ، و در آن آمده بود كه روح غير ملائكه است ، و استدلال شده بود به آيه شريفه (ينزل الملئكه بالروح من امره على من يشاء من عباده ...)
بله ، در روايت قمى كه از حمران نقل كرده آمده كه روح فرشته اى است بزرگتر از جبرئيل و ميكائيل ، و او همواره با رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و با ائمه (عليهم السلام ) بوده و هست ، و شايد مراد از فرشته مطلق موجود آسمانى بوده . و يا اين قسمت اضافه اى است كه بعضى از راويان به تو هم خود و در نقل به معناى حديث آورده اند، دليلى هم نداريم كه موجودات امرى و آسمانى منحصر در فرشتگان باشد، بلكه دليل بر خلاف آن داريم ، همچنان كه از كلام خداى تعالى با ابليس وقتى كه از سجود بر آدم امتناع ورزيد، و ملائكه براى او سجده كردند استفاده مى شود، در آن كلام فرموده : (يا ابليس ما منعك ان تسجد لما خلقت بيدى استكبرت ام كنت من العالين )، كه توضيحش در تفسير همين آيه گذشت .
ما هستيم آنها كه در قيامت اجازه سخن داشته شفاعت مى كنيم  
و در اصول كافى به سند خود از محمد بن فضيل از ابى الحسن ماضى (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : از آن جناب از آيه (يوم يقوم الروح و الملئكه صفا لا يتكلمون ...) پرسيدم ، فرمود به خدا سوگند ماييم آنهايى كه در قيامت اذن دارند و صواب مى گويند. پرسيدم : وقتى به سخن آييد چه مى گوييد فرمود: پروردگار خود را ثنا گفته و بر پيامبران درود مى فرستيم ، و براى شيعيان خود شفاعت مى كنيم ، و پروردگار ما شفاعت ما را رد نمى كند (تا آخر حديث ).
مؤ لف : اين روايت را صاحب مجمع البيان هم از عياشى نقل كرده ، كه او بدون ذكر راويان وسط، از معاويه بن عمار از امام صادق (عليه السلام ) نقل كرده است .
و اين روايت از باب ذكر بعضى از مصاديق است ، و گر نه در روز قيامت شفيعان ديگر نيز وجود دارند، مثل ملائكه و انبيا و مومنين ، البته آن مومنينى كه اجازه تكلم مى يابند، و باز شهدايى از امتهاى ديگر هستند كه آنان نيز به حكم نص قرآن كريم و احاديث اجازه سخن مى يابند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:1007.txt:آیات 1 - 41(1)">آیات 1 - 41(1)</a><a class="text" href="widget:text:1008.txt:آیات 1 - 41 (2)">آیات 1 - 41 (2)</a><a class="text" href="widget:text:1009.txt:آیات 42 - 46">آیات 42 - 46</a></body></html>بسم اللّه الرحمن الرحيم

وَالنَّازِعَاتِ غَرْقاً (1) وَالنَّاشِطَاتِ نَشْطاً (2) وَالسَّابِحَاتِ سَبْحاً (3) فَالسَّابِقَاتِ سَبْقاً (4) فَالْمُدَبِّرَاتِ أَمْراً (5) يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ (6) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ (7) قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ وَاجِفَةٌ (8) أَبْصَارُهَا خَاشِعَةٌ (9) يَقُولُونَ أَئِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحَافِرَةِ (10) أَئِذَا كُنَّا عِظَاماً نَّخِرَةً (11) قَالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خَاسِرَةٌ (12) فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ (13) فَإِذَا هُم بِالسَّاهِرَةِ (14) هَلْ أتَاكَ حَدِيثُ مُوسَى (15)‏ إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى (16) اذْهَبْ إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى (17) فَقُلْ هَل لَّكَ إِلَى أَن تَزَكَّى (18) وَأَهْدِيَكَ إِلَى رَبِّكَ فَتَخْشَى (19) فَأَرَاهُ الْآيَةَ الْكُبْرَى (20) فَكَذَّبَ وَعَصَى (21) ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعَى (22) فَحَشَرَ فَنَادَى (23) فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى (24) فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الْآخِرَةِ وَالْأُولَى (25) إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّمَن يَخْشَى (26) أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا (27) رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (28) وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا (29) وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَلِكَ دَحَاهَا (30) أَخْرَجَ مِنْهَا مَاءهَا وَمَرْعَاهَا (31) وَالْجِبَالَ أَرْسَاهَا (32) مَتَاعاً لَّكُمْ وَلِأَنْعَامِكُمْ (33) فَإِذَا جَاءتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرَى (34) يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنسَانُ مَا سَعَى (35) وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَن يَرَى (36) فَأَمَّا مَن طَغَى (37) وَآثَرَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا (38) فَإِنَّ الْجَحِيمَ هِيَ الْمَأْوَى (39) وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى (40) فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى (41)

ترجمه آيات

به نام خداوند بخشنده مهربان . به فرشتگانى سوگند كه ارواح مجرمان را به شدت از بدنهايشان بر مى كشند (1)
و فرشتگانى كه ارواح مؤ منان را با مدارا و نشاط جدا مى سازند (2).
و سوگند به فرشتگانى كه در سراسر عالم شناورند (3).
پس به خاطر زودتر به ماموريت رسيدن از يكديگر سبقت مى گيرند (4).
و سپس به آنهايى سوگند كه امور را تدبير مى كنند (5).
(كه به طور يقين مبعوث خواهيد شد) در آن روزى كه زلزله هاى وحشتناك همه چيز را به لرزه در مى آورد (6).
و از پس آن حادثه دومين (صيحه عظيم ) رخ مى دهد (7).
دلهايى در آن روز سخت هراسان است (8).
ديدگان صاحب آن دلها از شرم افتاده باشد (9).
گويند چگونه ما را به حال اول با زمان مى آورند(10).
بعد از آنكه استخوانهايى پوسيده شديم (11).
و نيز گويند حقا اين بازگشتى زيان آميز است (12).
آرى اين بازگشت تنها با يك صيحه عظيم واقع مى شود (13).
كه ناگهان همه مردگان ، روى زمين قرار مى گيرند (14).
آيا داستان موسى به تو رسيد؟ (15).
وقتى پروردگارش از وادى مقدس طوى ندايش داد و گفت : (16).
به سوى فرعون برو كه طغيان 