تجاج آيه شريفه را منوط بر اين دانست كه ملائكه و جن و انس كه مورد پرستش بت پرستان قرار گرفته اند اصلا قدرت ندارند، بلكه حجت مزبور مبتنى بر اين است كه خدايان ، مستقل در ملك و قدرت نيستند، و در هر چه دارند مثل خود پرستش كنندگانشان محتاج به خدايند، و به درگاه او روانند و اگر بت پرستان اين خدايان را مى خوانند از آنجائى كه دعا متوجه قدرت مستقل مى شود نه به قدرت كسى كه قدرتش و ملكش به تمليك ديگرى است ، پس در حقيقت دعا و مسئلت ايشان هم متوجه درگاه خداى تعالى است ، و در حقيقت از او مى خواهند نه از بتها.
و اما به اين سخن مفسر كه گفت : (دليلى واضح و روشن نداريم كه ملائكه و جن مطلقا قدرت نداشتند زيرا اگر استدلال كنى بر اينكه مشركين دست به دامن آنها (ملائكه و جن ) مى شوند و اجابتى نمى بينند جواب مى دهيم ما مسلمانها هم دست به دامن خدا مى شويم و دعايمان مستجاب نمى شود و اين دليل بر اين نيست كه خداوند قدرت ندارد جوابش را خداى تعالى در كلام خود داده تا ديگر كسى چنين معارضه اى نكند.
فقط دعا و درخواست حقيقى از خداى سبحان مستجاب است 
توضيح اينكه : خداى تعالى كه گفتارش حق است فرموده : (اجيب دعوة الدّاع اذا دعان ) و نيز فرموده : (ادعونى استجب لكم ) و اين گفتار خود را به هيچ قيدى مقيد نكرد، در نتيجه فهماند كه وقتى عبد با حالت جدى دعا كند و با دعا بازى نكند و قلبش در دعا متوجه كسى جز خدا نباشد، بلكه از غير خدا قطع و متوجه و ملتجى به درگاه او شود، البته او هم دعايش را مستجاب مى سازد.
آنگاه در ذيل آيات مورد بحث انقطاع مزبور را به عنوان متمم حجت بيان نموده و فرموده است : (و اذا مسّكم الضّرّ فى البحر ضلّ من تدعون الا ايّاه فلمّا نجيكم الى البر اعرضتم ) يعنى شما در هنگام برخورد با پيشامدهاى دريائى بطور كلى از هر چيزى منقطع گشته با راهنمائى فطرتتان متوجه درگاه پروردگار مى شويد، و خدا دعاى شما را اجابت نموده و به سوى خشكى نجاتتان مى دهد.
و از احتجاج مزبور چنين استفاده مى شود كه وقتى اميد بنده اى از هر چيز و هر كس منقطع گردد و از صميم دل و قلبى فارغ و سالم رو به درگاه خدا ببرد خداوند دعايش را مستجاب مى كند.
در حالى كه اگر توجه خود را ازدرگاه خدا منقطع ساخته و رو به سوى غير خدا آورد هر چه هم از صميم قلب دعا كند دعايش را مستجاب نمى كند، البته نه اينكه مى تواند و نمى كند، بلكه نمى تواند مست جاب كند.
و با اين حال ديگر جائى براى معارضه مذكور نمى ماند، براى اينكه اين تفاوت براى ايشان وجدانى است كه هر چه خدايان خود را بخوانند دعايشان را مستجاب نمى كند، ولى اگر در دريا سرگردان شوند، و به شرف غرق برسند، و خداى را بخوانند خداوند نجاتشان مى دهد، و به خشكيشان مى رساند، و اين معنا را خودشان هم اعتراف دارند، مساءله دريا مثال بارزى بود كه به عنوان نمونه آورديم ، و گرنه مسلمانان اگر در خشكى هم به اين طور كه در دريا او را مى خوانند بخوانند قطعا نااميد نمى گردند.
خداى تعالى هم در كلام خود ميان دعاى مشركين به درگاه بتها و دعاى مسلمين به درگاه خداى سبحان مقابله نينداخته بود تا مشركين برگردند و به عنوان معارضه بگويند هر دو قسم دعا در مستجاب نشدن مشتركند، بلكه قرآن كريم مقابله را ميان دعاى مشركين به درگاه بتها و دعاى ايشان به درگاه خداى سبحان انداخته بود كه در صورت نا اميدى از هر چيز و انقطاع ساير اسباب رو به آن درگاه نهاده دعايشان هم مستجاب مى شود.
نكته جالبى كه در اين احتجاج بكار رفته اين است كه حجت مزبور را با واسطه رسول گراميش القاء كرده و فرموده : (توبه ايشان بگو) تا اگر مشركين با او مناقشه كردند و گفتند در مستجاب نشدن دعا اين خدايان و خداى تو مثل همند رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) خداى را بخواند و مستجاب بشود تا معارضه مشركين باطل گردد. 

اولئك الّذين يدعون يبتغون الى ربّهم الوسيلة ايّهم اقرب ... 

كلمه (اولئك ) مبتداء و كلمه (الّذين ) صفت آن و جمله (يدعون ) صله آن صفت و ضمير صله عايد به مشركين است و جمله (يبتغون ) خبر مبتداى (اولئك ) است ، و ضمير جمعى كه در آن است و همچنين هر چه ضمير جمع تا به آخر آيه هست همه به (اولئك ) بر مى گردد، و جمله (ايهم اقرب ) بيان وسيله جوئى است ، چون كلمه (ابتغاء) به معناى فحص و پرستش است ، اين است آنچه كه از سياق بر مى آيد.
و (وسيله ) به طورى كه تفسيرش كرده اند به معناى توسل و تقرب است و چه بسا در معناى آلت توسل و تقرب استعمال شود، و شايد معناى دوم با سياق مناسب تر باشد، چون دنبال كلمه (وسيله ) جمله (ايهم اقرب ) قرار گرفته كه با معناى دوم سازگارتر است .
توضيح اينكه آلهه دروغين ، خود در جستجوى وسيله به سوى پروردگارشان هستند
و معنا (و خدا داناتر است ) اين است كه اين ملائكه و جن و انس كه مشركين معبودشان خوانده اند خودشان براى تقرب به درگاه پروردگار خود وسيله مى خواهند تا به او نزديك تر باشند و راه او را بروند، و به كارهاى او اقتداء كنند، همه اميد رحمت از خدا دارند و در تمامى حوائج زندگى و وجودشان به او مراجعه مى كنند، از عذاب او بيمناكند، از او مى ترسند و معصيتش نمى كنند، در حالى كه عذاب پروردگارت محذور است و بايد از آن دورى جست .
و مساءله توسل و دست به دامن شدن به بعضى از مقربين درگاه خدا به طورى كه از آيه (يا ايّها الّذين آمنوا اتّقوا اللّه و ابتغوا اليه الوسيلة ) برمى آيد عمل صحيحى است و غير از آن عملى است كه مشركين بت پرست مى كنند،

چرا كه آنان متوسل به درگاه خدا مى شوند، ولى تقرب و عبادت را نسبت به ملائكه و جن و اولياى انس انجام مى دهند، و عبادت خداى را ترك مى كنند، نه او را عبادت مى كنند و نه به او اميدوارند و نه از او بيمناك ، بلكه همه اميد و ترسشان نسبت به وسيله است ، و لذا تنها وسيله را عبادت مى كنند، و اميدوار رحمت وسيله و بيمناك از عذاب آن هستند آنگاه براى تقرب به آن وسيله ، كه به زعم ايشان يا ملائكه است و يا جن و يا انس متوسل به بتها و مجسمه ها شده خود آن خدايان را رها مى كردند، و بتها را مى پرستيدند، و با دادن قربانيها به آنها تقرب مى جستند.
خلاصه اينكه ادعاى اصليشان اين بود كه ما به وسيله بعضى از مخلوقات خدا، به درگاه او تقرب مى جوئيم ولى در مقام عمل آن وسيله را بطور مستقل پرستش نموده ، از خود آنها بيمناك و به خود آنها اميدوار بودند، بدون اينكه خدا را در آن منافع مورد اميد، و آن ضررهاى مورد بيم موثر بدانند، پس در نتيجه بتها و يا خدايان را شريك خدا در ربوبيت و پرستش مى دانستند.
حال اگر مراد از جمله (اولئك الّذين يدعون ) ملائكه گرام و يا صلحاى مقربين از جن ، و يا انبياء و اولياء از انس باشد قهرا مراد از (جستجوى وسيله ) و (اميد رحمت ) و (ترس از عذاب ) همان معناى ظاهرش خواهد بود.
و اگر مراد اعم از اين باشد به طورى كه شامل شياطين جن ، و فاسقين از انس از قبيل فرعون و نمرود و امثال آنها نيز بشود آن وقت مراد از (جستجوى وسيله ) به سوى خدا همان خضوع و سجود و تسبيح تكوينى خواهد بود، كه قبلا بيان نمود (و ب