اد (و ما جعلنا الرّويا الّتى اريناك الا فتنة للنّاس .
و نيز در آن كتاب است كه ابن مردويه از حسين بن على روايت كرده كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را روزى اندوهناك ديدند، و از آن جناب سبب اندوهش را پرسيدند؟ فرمود: در خواب به من نمايان شد كه گويا بنى اميه اين منبر مرا دست به دست مى گردانند و گفته شد يا رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) غم مخور دنيا است كه ايشان از آن برخوردار مى شوند (در عوض از آخرت بهره اى ندارند) سپس خداى تعالى اين آيه را فرستاد: (و ما جعلنا الرّويا الّتى اريناك الا فتنة للنّاس ).
باز در همان كتاب آمده كه ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب دلائل و ابن عساكر از سعيد بن مسيب روايت كرده اند كه گفت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در عالم رؤ يا بنى اميه را ديد كه بر بالاى منبرش رفته اند به همين خاطر اندوهناك شد، خداوند وحى فرستاد كه غم مخور دنيائى است كه به دست مى آورند (و در آخرت بهره اى ندارند) رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) خوشحال شد، و اين است معناى آيه (و ما جعلنا الرّويا الّتى اريناك الا فتنة للناس ) يعنى ما اين پيشامد را مايه امتحان مردم قرار داديم .
مؤ لف : اين روايت را تفسير برهان هم از ثعلبى نقل كرده كه او در تفسير خود بدون ذكر سند از سعيد بن مسيب روايت كرده است .
و در تفسير برهان از كتاب فضيله الحسين بدون ذكر سند از ابى هريره روايت كرده كه گفت : روزى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: در عالم رؤ يا بنى الحكم و يا بنى العاص را ديدم كه بر فراز منبرم جست آنطور كه ميمونها بالا و پائين مى روند، آن روز رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) آنقدر ناراحت به نظر مى رسيد كه تو گوئى خشم از سر و روى نازنينش مى باريد، و ديگر تا زنده بود كسى او را خندان نديد تا از دار دنيا رحلت فرمود.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از عايشه روايت كرده كه روزى به مروان حكم گفت من خود از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شنيدم كه به پدرت وجدت مى فرمود: شمائيد آن شجره ملعونه در قرآن .
و در مجمع البيان گفته است : رؤ يائى كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در خواب ديد اين بود كه ميمونهائى از منبرش بالا مى روند و پائين مى آيند، و اين جريان وى را دچار اندوه ساخت ، و اين خواب را سهل بن سعيد از پدرش روايت كرده ، آنگاه اضافه مى كند كه همين معنا از حضرت ابى جعفر (عليه السلام ) و از امام صادق (عليه السلام ) روايت شده كه فرموده اند: بنابراين تاويل شجره ملعونه در قرآن همان دودمان بنى اميه اند.
مؤ لف : منظور ما از نقل كلام صاحب مجمع اين بود كه از ايشان بپرسم چرا اين معنا را تاءويل ناميده و حال آنكه تناسبى با تاويل ندارد؟ بلكه انطباق آيه شريفه با اين روايات تنزيل است نه تاءويل ، مگر آنكه در پاسخ بفرمايند گاهى كلمه تاءويل در مطلق توجيه مقصود، استعمال مى شود.
عياشى هم اين معنا را در تفسير خود از عده اى از راويان موثق مانند زرارة و حمران و محمد بن مسلم و معروف بن خربوذ و سلام جعفى و قاسم بن سليمان و يونس بن عبد الرحمان اشل و عبدالرحيم قصير از حضرت ابى جعفر و حضرت صادق (عليه السلام ) روايت نموده قمى هم در تفسير خود بدون ذكر امام و عياشى نيز از ابى الطفيل از على (عليه السلام ) روايت كرده .
و در بعضى از اين روايات ، ديگران نيز با بنى اميه اسم برده شده اند. و در بيان معنى و مفاد آيه ، در ذيل آن بحث و بررسى لازم گذشت و همچنين رواياتى در تفسير آيه (مثل كلمه خبيثه كشجرة خبيثة ) هم گذشت كه بنا بر آن روايات شجره خبيثه دو طائفه از قريشند كه از همه طوائف فاجرترند.
و در الدر المنثور است كه عبدالرزاق و سعيد بن منصور و احمد و بخارى و ترمذى و نسائى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و طبرانى و حاكم و ابن مردويه و بيهقى در كتاب دلائل همگى از ابن عباس روايت كرده اند كه در ذيل آيه (و ما جعلنا الرّويا الّتى اريناك الا فتنة للنّاس گفته : اين آيه راجع به صحنه اى است كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در شب معراج كه به بيت المقدس ‍ رفت با چشم خود ديده نه اينكه در خواب ديده باشد، و مراد از شجره ملعونه در قرآن همان درخت ز قوم است .
مؤ لف : (اين معنا از ابن سعد و ابويعلى و ابن عساكر از ام هانى نيز روايت شده و ليكن وضع اين روايت در بحثى كه در تفسير آيه كرديم به دست آمد.
و در همان كتاب است كه ابن جرير و ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده اند كه در تفسير آيه (و ما جعلنا الرّويا الّتى اريناك ...) گفته است : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) در خواب ديد كه به اتفاق اصحابش داخل مكه شد، و اين خواب را در مدينه ديد ناگزير به سوى مكه حركت كرد، غافل از اينكه خواب مزبور در آن سال تعبير نمى شود و مربوط به سال بعد است مشركين آن سال نگذاشتند آن جناب وارد مكه شود، عده اى از مردم گفتند، پس چطور شد كه پيش بينى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) درست در نيامد مگر به ما نگفته بود: به زودى داخل مكه مى شويم ؟ و همين برگشتنش به مدينه باعث فتنه و امتحان آن گروه گرديد.
مؤ لف : در تفسير آيه اشكالى كه بر اين روايت وارد مى شد مطرح كرديم ، علاوه بر اين ، اين روايت معارض روايت قبلى ابن عباس ‍ است
 
چند روايت درباره شركت شيطان در اموال و اولاد مردم 
و در تفسير برهان از حسين بن سعيد در كتاب زهد از عثمان بن عيسى از عمر بن اذينه از سليمان بن قيس روايت كرده كه گفت : از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) فرمود: خداوند بهشت را بر هر كسى كه فحاش و بى حيا باشد و باكى نداشته باشد از اينكه چه مى گويد و مردم در باره اش چه مى گويند، حرام كرده چون اينگونه اشخاص را اگر كاملا بررسى كنى خواهد ديد كه يا خود شيطانند و يا شيطان در نطفه آنان شريك است .
پس مردى عرض كرد: يا رسول اللّه مگر در مردم شرك شيطان هم هست ؟ فرمود: مگر كلام خداى را نخوانده اى كه مى فرمايد: (و شاركهم فى الاموال و الاولاد)؟ مرد عرض كرد آن كيست كه از آنچه بگويد و يا در باره اش بگويند پروا نداشته باشد؟ فرمود: آن كسى است كه متعرض مردم شود و در باره ايشان چيزها بگويد با اينكه مى داند مردم او را رها نخواهند كرد، چنين كسى است كه باك ندارد از اينكه چه بگويد و مردم در باره اش چه بگويند.
و در تفسير عياشى از محمد بن مسلم از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : از آن جناب معناى شرك شيطان را پرسيدم كه خدا در باره اش فرمود: (و شاركهم فى الاموال و الاولاد) فرمود: هر چيزى كه از مال حرام باشد شرك شيطان است ، و آنگاه فرمود: همين شيطان با آدمى است تا به عمل جماع بپردازد، اگر آن جماع حرام باشد فرزند شرك شيطان است ، چون از نطفه او و نطفه شيطان درست شده .
مؤ لف : روايت در اين معانى بسيار زياد است ، و ليكن همه آنها از باب ذكر مصداق است و معناى جامع آيه و شرك شيطان همان بود كه ما در ذيل آيه آورديم .
و اينكه در اين روايات آمده كه شيطان در عمل وقا