ا بجا نياورند در آخرت هم كور محشور مى شوند صحيح نيست .
و همچنين اينكه بعضى ديگر گفته اند: مراد از كورى در دنيا نداشتن بصيرت و مراد از كورى در آخرت كورى چشم است صحيح نيست و وجه بطلان هر دو از آنچه گذشت معلوم مى شود، علاوه بر اين كورى چشم در آخرت چه بسا برگشتنش به كورى بصيرت باشد، براى اينكه خود قرآن كريم قيامت را روز نمايان شدن سريره ها و نهانها خوانده و فرموده (يوم تبلى السّرائر)) پس كسى كه در آن روز كور دل باشد، كور چشم هم خواهد بود.
و از ظاهر كلام بعضى مفسرين بر مى آيد كه خواسته اند بگويند كلمه (اعمى ) ى دومى افعل و تفضيل و به معناى كورتر است ، چون در تفسير خود آن را به عبارت (اشد عمى ) تفسير كرده ، و اتفاقا سياق هم مساعد تفسير او است چون جمله (اضل سبيلا) كه آن هم افعل تفضيل است به آن عطف شده ).
بحث روايتى 
(رواياتى درباه برترى انسان ، احضار هر گروه با امام خود در قيامت و ...) 
در امالى شيخ از زيد بن على از پدرش (عليه ماالسلام ) نقل شده كه در تفسير آيه (و لقد كرّمنا بنى آدم ) مى فرمود: يعنى بنى آدم را بر ساير مخلوقات برترى داديم (و حملناهم فى البر و البحر) يعنى او را بر خشكى و ترى عالم مسلط كرديم (و رزقناهم من الطيبات ) يعنى انواع ميوه هاى پاكيزه روزيش كرديم (و فضلناهم ) يعنى در خوردن از آن طيبات او را بر ديگر حيوانات برترى داديم و مسلط ترش كرديم ، چون هيچ پرنده و جنبنده اى در موقع خوردن دست خود را كار نمى زند مگر بنى آدم .
و در تفسير عياشى از جابر از حضرت ابى جعفر (عليه السلام ) روايت شده كه در ذيل جمله (و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا فرمود: خداوند تمامى حيوانات را (منكب )) (- به روى افتاده ) خلق كرده جز آدمى را كه او را منتصب آفريده ، و اين خود يكنوع برترى است .
مؤ لف : آنچه در اين دو روايت است دو مصداق از برترى است ، نه اينكه آيه منحصر در همينها باشد، به دليل كلام خود امام كه در آخر روايت فرمود: اين خود يكنوع برترى است .
و نيز در همان كتاب از فضيل روايت شده كه گفت از حضرت ابى جعفر (عليه السلام ) معناى آيه (يوم ندعوا كل اناس بامامهم ) را پرسيدم ، فرمود: در آن روز رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و على (عليه السلام ) و حسن بن على و حسين بن على (عليهماالسلام ) با قوم خود مى آيند و هر كس كه در عصر هر امامى از دنيا رفته آن روز با آن امام محشور مى شود.
و در تفسير برهان از ابن شهر آشوب از امام صادق (عليه السلام ) روايت مى كند كه فرمود: آيا حمد خدا بجا نمى آوريد كه وقتى قيامت مى شود هر قومى را به سوى كسى مى خوانند كه آن كس را دوست مى داشتند؟ ما دست به دامن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى شويم و شما دست به دامن ما.
مؤ لف : اين روايت را مجمع البيان از آنجناب نقل كرده ، و اين خود دلالت دارد بر اينكه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) امام امامان است همچنانكه گواهى است بر گواهان ، و نيز دلالت دارد بر اينكه مساءله دعوت به امام در روز قيامت در بين خود ائمه هم جريان خواهد داشت .
و در مجمع البيان مى گويد: عامه و خاصه (يعنى سنى و شيعه ) از على بن موسى الرضا (عليه السلام ) با سندهاى صحيح روايت كرده اند كه آن جناب از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت كرده اند كه در تفسير اين آيه فرموده است : هر قومى در آن روز از امام زمان خود و از كتاب پروردگار و سنت پيغمبر خود بازخواست مى شوند.
مؤ لف : اين روايت را تفسير برهان هم از ابن شهر آشوب از آن جناب از پدران بزرگوارش از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مثل همين عبارت روايت كرده و او هم گفته كه عامه و خاصه اين روايت را نقل كرده اند.
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه از على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در معناى آيه (يوم ندعوا كلّ اناس بامامهم ) فرمود: هر قومى از امام زمانش و از كتاب پروردگارش و از سنت پيغمبرش پرسش مى شود.
و در تفسير عياشى از عمار ساباطى از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل كرده كه گفت : زمين بدون امام رها نمى شود كه حلال كند حلال خدا را و حرام كند حرام خدا را و همان قول خداوند تعالى است كه مى فرمايد (يوم ندعوا كل اناس بامامهم ) پس فرمود: رسول خدا فرموده است كسى كه بدون امام بميرد مرده است مانند مردم عهد جاهليت . مؤ لف : علت استدلال به آيه در اين حديث عموم دعوت است كه شامل جميع مردم مى شود.
و نيز در همان كتاب از اسماعيل بن همام از حضرت صادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه در قول خداوند تعالى (يوم ندعوا كلّ اناس ‍ بامامهم ) فرمود: چون روز قيامت شود خداوند مى فرمايد: آيا عدالت از پروردگارشان نيست اينكه بگويد: هر قومى دنبال هر كسى بوده اند بروند. مى گويند بلى عدالت است پس گفته مى شود از هم جدا شويد، پس جدا مى شوند.
مؤ لف : در اين روايت تاءييد است در آنچه ما گفتيم مراد از (دعوت به امام ) در آيه احضار مردم است با امام خودشان و دعوت به معناى نداى با اسم نيست و روايات در معانى گذشته زياد است .
در تفسير قمى در قول خداوند (و لا يظلمون فتيلا) گفته : (فتيل ) پوسته اى است نازك كه روى هسته خرما را پوشانده .
و در تفسير عياشى از مثنى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت ابو بصير از آن جناب پرسيد در حالى كه من مى شنيدم كه چه مى فرمائيد در باره مردى كه صد هزار درهم داشت همه ساله با خود مى گفت ام سال به زيارت حج مى روم - امسال به زيارت حج مى روم و نرفت تا مرد و به حج اسلام موفق نشد!. فرمود اى ابا بصير مگر نشنيدى كلام خداى را كه مى فرمايد؟ (من كان فى هذه اعمى فهو فى الاخرة اعمى و اضل سبيلا)؟ و مگر نمى دانى كه مقصود از كورى در دنياكورى نسبت به واجبى از واجبات خدا است .وَإِن كَادُواْ لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ لِتفْتَرِيَ عَلَيْنَا غَيْرَهُ وَإِذاً لاَّتَّخَذُوكَ خَلِيلاً (73) 
وَلَوْلاَ أَن ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيْهِمْ شَيْئاً قَلِيلاً (74) 
إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَيَاةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَيْنَا نَصِيراً (75)‏ 
وَإِن كَادُواْ لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الأَرْضِ لِيُخْرِجوكَ مِنْهَا وَإِذاً لاَّ يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلاَّ قَلِيلاً (76) 
سُنَّةَ مَن قَدْ أَرْسَلْنَا قَبْلَكَ مِن رُّسُلِنَا وَلاَ تَجِدُ لِسُنَّتِنَا تَحْوِيلاً (77)
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً (78)
وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَاماً مَّحْمُوداً (79)
وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّي مِن لَّدُنكَ سُلْطَاناً نَّصِيراً (80)
وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً (81)

ترجمه آيات 

نزديك بود تو را فريبت دهند و از آنچه ب