ه است ، و در هيچ يك اين قاعده تخلف نپذيرفته ، مگر در سوره برائت آن هم به حكم پاره اى از روايات ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) - كه در ذيل آيه : (انا نحن نزلنا الذكر) در جلد دوازدهم اين كتاب ذكر نموديم - تتمه آياتى از سوره انفال است ، و نيز سوره (والضحى ) و (الم نشرح ) كه با اينكه يك سوره هستند يك بسم اللّه در وسط فاصله شده ، و همچنين سوره فيل و ايلاف كه سوره واحدى هستند و يك بسم اللّه در وسط فاصله شده است . البته همه اين موارد استثنايى به حكم رواياتى است كه از ائمه (عليهم السلام ) رسيده و شيخ آن را در تهذيب به سند خود از شحام از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده و محقق در شرايع و طبرسى در مجمع البيان آن را به روايت اصحاب ما - اماميه - نسبت داده اند.
نظير اين مطلبى كه در باره سوره ها گفتيم در آيه ها جريان دارد، زيرا در كلام خداى تعالى آيه بطور مكرر بر قطعه اى از كلام الهى اطلاق شده است ، مانند: (و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا) و نيز مانند: (كتاب فصلت آياته قرآنا عربيا).
از ام سلمه روايت شده كه گفت : رسول خدا آخر هر آيه وقف مى كرد، و نيز روايت صحيح آمده كه سوره حمد هفت آيه است و از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت شده كه فرمود: سوره ملك سى آيه است ، و همچنين رواياتى ديگر كه در باره عدد آيه هاى هر سوره قرآن از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) نقل شده است .
و آنچه كه دقت در تقسيم بندى طبيعى كلام عرب به فصول و قطعه هاى جداى از هم ، و مخصوصا در كلمات مسجع آن ، و نيز آنچه كه تدبر در روايات وارده از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و اهل بيتش در خصوص عدد آيات وارد شده اقتضاء مى كند، اين است كه يك آيه از قرآن كريم يك قطعه از كلام خداست كه حقش اين است كه بر آن يك قطعه اعتماد و تكيه نموده و در تلاوت آن را، از قبل و بعدش جدا كرد.
و اين قطعات به اختلاف سياقها و مخصوصا در سياقهاى مسجع مختلف مى شود، چه بسا يك كلمه به تنهائى به خاطر سجع آخرش ‍ يك آيه به حساب آيد، مانند كلمه : (مدهامتان - دو برگ سبز) و چه بسا آيه دو كلمه يا بيشتر باشد، خواه كلام تام باشد يا ناقص ، مانند (الرحمن ) (علم القرآن ) (خلق الانسان ) (علمه البيان ) و مانند (الحاقة ) (ماالحاقة ) (و ماادريك ما الحاقة ) و چه بسا كه يك آيه بسيار طولانى باشد، مانند آيه پيرامون قرض دادن و گرفتن كه آيه 282 از سوره بقره است .
عدد سوره ها و آيات قرآن كريم 
فصل دوم ، پيرامون عدد سوره ها و آيات قرآن كريم : تعداد سوره هاى قرآن ، صد و چهارده عدد است ، و بر همين عدد، قرآنهاى موجود در ميان مسلمين تدوين شده و اين قرآنها مطابق قرآنى است كه عثمان جمع آورى نموده ، و ما قبلا از ائمه معصومين (سلام اللّه عليهم اجمعين ) نقل كرديم كه فرمودند: سوره (برائت ) سوره اى مستقل نيست ، بلكه متمم سوره (انفال ) است ، و همچنين (والضحى ) و (الم نشرح ) يك سوره و (فيل ) و (ايلاف ) يك سوره هستند.
و پيرامون تعداد آيه هاى قرآن بايد گفت : در اين خصوص نص متواترى نرسيده كه يك يك آيه ها را معرفى كند، و هر يك را از ديگرى متمايز سازد. روايات محدودى هم كه رسيده به خاطر خبر واحد بودن قابل اعتماد نيستند، و روشن ترين علت بر نبودن دليل معتبر، اختلاف اهل مكه ، مدينه ، شام ، بصره و كوفه است ، كه در باره تعداد آيات اعداد متفاوتى ارائه كرده اند.
بعضى گفته اند: عدد آن شش هزار آيه است ، بعضى ديگر گفته اند: شش هزار و دويست و چهار آيه است ، يكى گفته شش هزار و دويست و چهارده آيه ، و يكى ديگر گفته نوزده آيه ، بعضى گفته اند: بيست و پنج و بعضى ديگر سى و شش .
مكى ها عدد خود رااز عبد الله بن كثير از مجاهد از ابن عباس از ابى بن كعب روايت كرده اند، مدنى ها براى خود دو جور عدد روايت كرده اند يكى به ابى جعفر مرثد بن قعقاع و شيبه بن نصاح منتهى مى شود. و روايت ديگرشان به اسماعيل بن جعفر بن ابى كثير انصارى منتهى مى گردد.
و اهل شام عدد خود را از ابى درداء روايت كرده اند، و روايت بصرى ها به عاصم بن عجاج جحدرى و روايت عدد كوفى ها به حمزه و كسائى و خلف منتهى مى شود ، حمزه گفته است : اين عدد را ابن ابى ليلى از ابى عبد الرحمان سلمى از على بن ابى طالب (عليه السلام ) براى ما روايت كرده .
و كوتاه سخن ، وقتى اعداد به يك نص متواتر و يا حداقل خبر واحد قابل اعتنائى منتهى نشود، و هيچ آيه اى به طور اطمينان بخشى ، از ساير آيات قبل و بعدش متمايز نگردد، هيچ الزامى نيست كه يكى از اين روايت اخذ شود، لاجرم هر يك از اين روايات كه روشن و قابل اعتماد بود را مى پذيريم و ما بقى را طرد مى كنيم ، و يا به هيچ يك عمل نمى كنيم ، و اگر شخصى اهل تدبر باشد، بايد به هر روايتى كه در نظرش بيشتر قابل اعتماد بود، عمل نمايد.
و آنچه كه از على (عليه السلام ) در عدد كوفيان نقل شده معارض است با ادله اى كه از خود آن جناب و همچنين از ساير ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده كه : در هر سوره (بسم اللّه ) جزء آن سوره و يكى از آيات آن است ، زيرا به حساب كوفيان ، تنها بسم اللّه فاتحه ، جزء سوره است ، و ما بقى به حساب نيامده ، و لازمه روايت نامبرده اين است كه عدد آيه هاى قرآن به مقدار بسم اللّه هاى سوره ها بيشتر باشد.
و اين همان علتى است كه ما را از ايراد بحثهاى مفصل كه در باره عدد آيه هاى قرآن شده منصرف ساخته است ، چون ديديم كه اين بحثها به نتيجه اى نمى رسد، تنها به اين اشاره اكتفاء مى كنيم كه در عدد چهل سوره قرآنى اتفاق دارند، و در عدد آيه ها و يا رؤ وس ‍ آيه هاى هفتاد و چهار سوره اختلاف كرده اند، و همچنين در اينكه كلمه : (الر) مثلا آيه اى است تام و مستقل اتفاق كرده اند ولى در بقيه حروف مقطعه اختلاف نموده اند و آن گروه از خوانندگان عزيز كه مى خواهند به جزئيات اين اختلاف واقف گردند، بايد به محل طرح اين بحثها مراجعه نمايند.
ترتيب سوره هاى قرآن كريم 
فصل سوم ، پيرامون ترتيب سوره ها: در كتاب اتقان از ابن ضريس نقل شده كه او در كتاب فضائل القرآن خود گفته : محمد بن عبد الله بن ابى جعفر رازى به ما خبر داد كه عمروبن هارون ما را حديث كرد كه عثمان بن عطاى خراسانى برايمان نقل كرد از پدرش ازابن عباس كه گفت : آغاز هر سوره كه در مكه نازل شده در مكه نوشته شد و بعدها خداوند هر چه مى خواست به آن ملحق مى كرد.
و سوره هايى كه به ترتيب و پشت سر هم نازل شده اند عبارتند از: 1 - (اقرء باسم ربّك ) 2 - (ن ) 3 - (مزمل ) 4 - (مدثر) 5 - (تبت ) 6 - (تكوير) 7 - (اعلى ) 8 - (و الليل اذا يغشى ) 9 - (و الفجر)10 - (و الضحى ) 11 - (الم نشرح ) 12 - (و العصر) 13 - (و العاديات ) 14 - (انا اعطيناك ) 15 - (الهاكم التكاثر) 16 - (ارايت ) 17 - (قل يا ايها الكافرون ) 18 - (الم تر كيف فعل ربّك ) 19 - (قل اعوذ برب الفلق )20 - (قل اعوذ برب الناس ) 21 - (قل هو اللّه احد) 22 - (و النجم ) 23 - (عبس ) 24 - (انا انزلناه فى ليله القدر) 25 - (و الشمس و ضحاها) 26 - (و السماء ذات البروج ) 27 - (و التين ) 28 - (لايلاف قريش ) 29 - (قارعه ) 30 - (لا اقسم بيوم القيامه ) 31 - (ويل لكل همره ) 32- (و المرسلات ) 33 - (ق ) 34 - (لا اقسم بهذا البلد) 35 - (و السماء و ال