طارق ) 36 - (اقتربت الساعه ) 37 - (ص ) 38 - (اعراف ) 39 - (قل اوحى ) 40 - (يس ) 41 - (فرقان ) 42 - (ملائكة ) 43 - (كهيعص ) 44 - (طه ) 45 - (واقعه ) 46 - (طسم شعراء) 47 - (طس ) 48 - (قصص ) 49 - (بنى اسرائيل ) 50 - (يونس ) 51 - (هود) 52 - (يوسف ) 53 - (حجر) 54 - (انعام ) 55 - (صافات ) 56 - (لقمان ) 57 - (سباء) 58 - (زمر) 59 - (حم مومن ) 60 - (حم سجده ) 61 - (حم عسق ) 62 - (حم زخرف ) 63 - (حم دخان ) 64 - (جاثيه ) 65 - (احقاف ) 66 - (ذاريات ) 67 - (غاشيه ) 68 - (كهف ) 69 - (نحل ) 70 - (انا ارسلنا نوحا) 71 - (ابراهيم ) 72 - (انبياء) 73 - (مؤ منين ) 74 - (تنزيل سجده ) 75 - (طور) 76 - (تبارك الملك ) 77 - (الحاقه ) 78 - (سائل ) 79 - (عم يتسائلون ) 80 - (نازعات ) 81 - (اذا السماء انفطرت ) 82 - (اذا السماء انشقت ) 83 - (روم ) 84 - (عنكبوت ) 85 - (ويل للمطففين ).
اين سوره هائى بوده كه در مكه نازل شده است .
پس خداى تعالى سوره هاى زير را به ترتيب در مدينه نازل كرد: 1 - (سوره بقره ) 2 - (انفال ) 3 - (آل عمران ) 4 - (احزاب ) 5 - (مم تحنه ) 6 - (نساء) 7 - (اذا زلزلت ) 8 - (حديد) 9 - (قتال ) 10 - (رعد) 11 - (رحمان ) 12 - (انسان ) 13 - (طلاق ) 14 - (لم يكن ) 15 - (حشر) 16 - (اذا جاء نصر اللّه ) 17 - (نور) 18 - (حج ) 19 - (منافقون ) 20 - (مجادله ) 21 - (حجرات ) 22 - (تحريم ) 23 - (جمعه ) 24 - (تغابن ) 25 - (صف ) 26 - (فتح ) 27 - (مائده ) 28 - (برائت ).
در اين روايات سوره فاتحه ساقط شده و چه بسا گفته باشند كه اين سوره دو بار نازل شده يكى در مكه و بار ديگر در مدينه .
اتقان از بيهقى نقل كرده كه در كتاب دلائل النبوه به سند خود از عكرمه و حسين بن ابى الحسن روايت كرده كه اين دو نفر گفته اند: خداوند از قرآن كريم سوره اقرء باسم ربّك را نازل كرد، همچنين سوره هائى كه در روايت بالا بود شمرده اند تا به آخر جز اينكه سوره فاتحه و اعراف و كهيعص را از آنچه در مكه نازل شده ساقط كرده اند.
و نيز اين دو نفر حم دخان را قبل از حم سجده و انشقاق را قبل از انفطار و نيز مطففين را قبل از بقره در سوره هاى مدنى ، و نيز آل عمران را قبل از انفال و مائده را قبل از ممتحنه از سوره هاى مكى ضبط كرده اند.
آنگاه بيهقى به سند خود از مجاهد از ابن عباس روايت كرده كه گفت : اولين سوره اى كه خدا از قرآن كريم بر پيغمبرش نازل كرد سوره اقرء باسم ربّك بود تا آخر حديث ، و اين حديث از نظر ترتيب مطابق با حديث عكرمه است ، با اين تفاوت كه آن سوره هاى مكى كه در حديث عكرمه ساقط شده در اين حديث آمده است .
باز در همان كتاب ، از كتاب ناسخ و منسوخ ، تاءليف ابن حصار نقل كرده كه : سوره هاى مدنى مورد اتفاق بيست سوره است و آنچه در آن اختلاف هست دوازده سوره است ، و از اين چند سوره گذشته بقيه سوره ها به اتفاق مكى است ، اين بود كلام ناسخ و منسوخ .
و آن سوره هايى كه مدنى بودنشان مورد اتفاق است عبارتند از: 1 - بقره 2 - آل عمران 3 - نساء 4 - مائده 5 - انفال 6 - توبه 7 - نور 8 - احزاب 9 - سوره محمد 10 - فتح 11 - حجرات 12 - حديد 13 - مجادله 14 - حشر 15 - ممتحنه 16 - منافقون 17 - جمعه 18 - طلاق 19 - تحريم 20 - نصر.
و آنچه از مكى ها و مدنى هاى مورد اختلاف است سوره هاى ذيل است : 1- رعد 2 - رحمان 3 - جن 4 - صف 5 - تغابن 6 - مطففين 7 - قدر 8 - بينه 9 - زلزال 10 - توحيد 11 و 12 - معوذتان .
البته در فن تفسير و بحثهاى مربوط به دعوت نبويه و سير روحى و سياسى و اجتماعى دعوت در زمان رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) و تحليل سيره شريفه آن جناب ، دانستن اينكه كدام سوره مكى و كدام مدنى است و تقديم و تاءخير نزول آيات ، دخالت بسيارى دارد.
و روايات ، به طورى كه ديديد در اثبات اين مجهولات نمى توانند مورد اعتماد باشند، چون هيچ يك از مضامين آنها متواتر نيست ، علاوه بر اينكه ميان آنها تعارض وجود دارد كه در نتيجه از درجه اعتبار ساقط شده اند.
پس تنها طريق براى تحصيل اين غرض ، تدبر و دقت در سياق آيات و بهره جويى از قرائن و امارات داخلى و خارجى است ، كه ما هم در تفسير خود از همين راه استفاده كرده ايم و اللّه المستعان .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:600.txt:آیات 1 - 8">آیات 1 - 8</a><a class="text" href="widget:text:601.txt:آیات 9 - 26 (1)">آیات 9 - 26 (1)</a><a class="text" href="widget:text:602.txt:آیات 9 - 26 (2)">آیات 9 - 26 (2)</a><a class="text" href="widget:text:603.txt:آیات 9 - 26 (3)">آیات 9 - 26 (3)</a><a class="text" href="widget:text:604.txt:آیات 9 - 26 (4)">آیات 9 - 26 (4)</a><a class="text" href="widget:text:605.txt:آیات 9 - 26 (5)">آیات 9 - 26 (5)</a><a class="text" href="widget:text:606.txt:آیات 27 - 31">آیات 27 - 31</a><a class="text" href="widget:text:607.txt:آیات 32 - 46">آیات 32 - 46</a><a class="text" href="widget:text:608.txt:آیات 47 - 59 (1)">آیات 47 - 59 (1)</a><a class="text" href="widget:text:609.txt:آیات 47 - 59 (2)">آیات 47 - 59 (2)</a><a class="text" href="widget:text:610.txt:آیات 60 - 82 (1)">آیات 60 - 82 (1)</a><a class="text" href="widget:text:611.txt:آیات 60 - 82 (2)">آیات 60 - 82 (2)</a><a class="text" href="widget:text:612.txt:آیات 83 - 102 (1)">آیات 83 - 102 (1)</a><a class="text" href="widget:text:613.txt:آیات 83 - 102 (2)">آیات 83 - 102 (2)</a><a class="text" href="widget:text:614.txt:آیات 83 - 102 (3)">آیات 83 - 102 (3)</a><a class="text" href="widget:text:615.txt:آیات 103 - 108">آیات 103 - 108</a><a class="text" href="widget:text:616.txt:آیه 109">آیه 109</a><a class="text" href="widget:text:617.txt:آیه 110">آیه 110</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:7.txt:آيات 1 - 5 (1)">آيات 1 - 5 (1)</a><a class="text" href="widget:text:8.txt:آيات 1 - 5 (2)">آيات 1 - 5 (2)</a><a class="text" href="widget:text:9.txt:آیات 6 و 7 (1)">آیات 6 و 7 (1)</a><a class="text" href="widget:text:10.txt:آیات 6 و 7 (2)">آیات 6 و 7 (2)</a></body></html>يك بحث روايتى
بحث روايتى (درباره برزخ و زندگى روح بعد از مرگ ) 
درباره برزخ و زندگى روح بعد از مرگ
در تفسير قمى ، از سويد بن غفله ، از اميرالمؤ منين (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: فرزند آدم وقتى به آخرين روز دنيا و اولين روز آخرت ميرسد مال و فرزندان و اعمالش در نظرش مجسم مى شوند، نخست متوجه مال خود مى شود و باو ميگويد: بخدا سوگند من براى جمع آورى و حفظ تو بسيار حريص بودم و بسيار بخل ورزيدم ، حال چه كمكى ميتوانى به من بكنى ؟ مال باو ميگويد: كفن خود را ميتوانى از من بردارى .
سپس متوجه فرزندان مى شود، و بايشان مى گويد: بخدا سوگند، من خيلى شما را دوست ميداشتم و همواره حمايت از شما مى كردم (در اين روز بيچارگيم ) چه خدمتى ميتوانيد بمن بكنيد ؟ ميگويند: (غير از اينكه ) تو را در گودالت دفن كنيم هيچ ، سپس متوجه عمل خود ميشود و ميگويد: بخدا سوگند من درباره تو بى رغبت بودم و تو بر من گران بودى ، تو امروز چه كمكى به من مى كنى ؟ ميگويد: من مؤ نس توام در قبر و در قيامت ، تا آنكه من و تو را بر پروردگارت عرضه بدارند.
آنگاه امام فرمود: اگر آدمى در دنيا ولى خدا باشد، عملش بصورت خوشبوترين و زيباترين ، و خوش لباسترين مرد نزدش مى آيد و ميگويد: بشارت ميدهم تو را به روحى از خدا و ريحانى و بهشت نعيمى كه چه خوش آمدنى كردى .
وى مى پرسد: تو كيستى ؟ ميگويد من عمل صالح توام كه از دنيا به آخرت كوچ كرده ام ، و آدمى در آنروز مرده شوى خود را ميشناسد و با كسانيكه جنازه اش را بر ميدارند سخن ميگويد و سوگندشان ميدهد كه عجله كنند، پس همينكه داخل قبر شد، دو فرشته نزدش ‍ مى آيند كه همان دو فتان قبرند موى بدنشان آنقدر بلند است كه روى زمين كشيده ميشود و با انياب خود زمين را مى شكافند، صدائى دارند چون رعد قاصف ، ديدگانى چون برق خاطف ، برقى كه