كرده است (17).
بگو آيا مى خواهى پاك شوى ؟ (18).
و من تو را به سوى پروردگارت هدايت كنم تا از او بترسى (19).
موسى معجزه بزرگتر را نشانش داد (20).
ولى او تكذيب و سرپيچى كرد (21).
و سپس برگشت تا عليه موسى تلاش كند (22).
منادى فرستاد تا همه جمع شدند (23).
آنگاه گفت من پروردگار بزرگ شما هستم (24).
در نتيجه اين بلند پروازى ، خداى تعالى او را به عذاب دنيا و آخرت بگرفت (25).
و در اين سرگذشت عبرتى است براى مال انديشى كه از سوء عاقبت ترسان است (26).
آيا خلقت شما سخت تر است يا آفرينش آسمان كه خدا بنايش كرده ؟! (27).
و سقف آن را بالا برده و آن را منظم ساخته ؟ (28).
شبش را تاريك و روزش را روشن كرده (29).
و زمين را بعد از آن گسترده (30).
آب و چراگاه در آن بيرون كرده (31).
و كوهها را ريشه دار ساخته (32).
كه همه اينها مايه برخوردارى شما و حيوانات شما است (33).
پس وقتى آن حادثه بزرگ رخ دهد (34).
در آن روزى كه انسان هر چه كرده به ياد مى آورد (35).
و جهنم براى هر صاحب چشمى ظاهر مى شود (چه خواهيد كرد) (36). (در آن روز مردم دو طايفه اند) اما كسى كه طغيان كرده (37).
و زندگى دنيا را ترجيح داد (38).
دوزخ جايش است (39).
و اما كسى كه از موقعيت پروردگارش ترسيده و از هواى نفس جلوگيرى كرده (40).
بهشت جايگاه او است (41).

بيان آيات

در اين سوره خبرهاى موكدى از وقوع قيامت آمده ، و از طريق تدبير ربوبى كه نتيجه اش تقسيم شدن مردم به دو طايفه بهشتى و دوزخى است ، بر وقوع آن استدلال كرده ، و در آخر با اشاره به اينكه از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) مى پرسيدند كه قيامت چه وقت است ؟ و با پاسخ به اين سؤ ال سوره را ختم مى كند، و از سياق اين سوره بر مى آيد كه در مكه نازل شده است .

و النازعات غرقا و الناشطات نشطا و السابحات سبحا فالسابقات سبقا فالمدبرات امرا

مفسرين در تفسير اين آيات پنجگانه اختلاف عجيبى به راه انداخته اند، ولى همه آنان اتفاق دارند بر اينكه پنج سوگند است از خداى تعالى ، و بيشترشان گفته اند جواب قسم حذف شده ، و تقدير كلام اقسم بالنازعات و اقسم بالناشطات ... است ، و معنايش اين است كه من به اين نامبرده ها سوگند مى خورم كه شما بطور يقين مبعوث خواهيد شد.
 اقوال مختلف درباره مراد از پنج سوگند آغاز سوره نازعات : (و النازعات غرقا والناشطات نشطا...)
(و النازعات غرقا) - بعضى گفته اند: مراد از نازعات فرشتگانى هستند كه جان مردم را هنگام مردن نزع مى كنند و از اجساد بيرون مى كشند، و كلمه (غرقا) مصدرى است كه چون زوايدش حذف شده مطلب را بيشتر تاءكيد مى كند، و تقدير آن (و النازعات اغراقا و تشديدا فى النزع ) است ، يعنى سوگند مى خورم به فرشتگانى كه در كندن جانها از بدنها اغراق مى كنند، و به سختى آن را مى كنند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن ، ملائكه اى هستند كه ارواح كفار را از بدنهايشان با شدت مى كنند.
بعضى ديگر گفته اند: اصلا منظور از نازعات خود مرگ است ، چون مرگ است كه ارواح را از بدنها بطور كامل بيرون مى كشد.
بعضى هم گفته اند: مراد از نازعات ، ستارگان سيارى هستند كه از افقى كنده مى شوند و در افقى ديگر طلوع مى كنند، و معنايش اين است كه سوگند مى خورم به سيارگان كه از مطلع خود طلوع نموده ، در مغربهاى خود غروب مى كنند.
و بعضى گفته اند: مراد از آن ، كمان ها است كه تير را با كشيدن زه تا آنجا كه جا دارد از جاى خود كنده ، به طرف دشمن پرتاب مى كند. و بنابراين سوگند به تير و كمان مجاهدين در راه خدا، و يا به خود مجاهدين است .
بعضى ديگر گفته اند: مراد از آن ، وحشى ها هستند كه بسوى دشت هاى سبز مى روند.
(و الناشطات نشطا) - كلمه (نشط) به معناى جذب ، و نيز خروج و اخراج به ملايمت و سهولت است ، و نيز به معناى گره گشايى است . بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از (ناشطات ) ملائكه اى هستند كه ارواح را از اجساد بيرون مى كشند. بعضى ديگر گفته اند: مراد ملائكه مخصوص هستند كه ماءمور گرفتن جانهاى مؤ منين از اجسادشان به رفق و سهولتند، همچنان كه مراد از جمله قبلى ملائكه اى هستند كه جانهاى كفار را با شدت از اجساد آنان بيرون مى كشند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد ملائكه اى است كه ارواح كفار را از اجساد آنان نشط مى كنند و مى برند. و بعضى گفته اند: مراد از ناشطات ، ارواح خود مؤ منين است . و بعضى گفته اند: ستارگانند، كه از افقى به افق ديگر نشط مى كنند و مى روند. و بعضى گفته اند تيرها هستند كه در جنگها از كمان بيرون مى روند. و بعضى گفته اند: مرگ است ، كه ارواح را از اجساد بيرون مى برد. و بعضى گفته اند: وحشيانند كه از ناحيه اى به ناحيه ديگر كوچ مى كنند.
(و السابحات سبحا) - در معناى اين جمله نيز اقوالى است :
بعضى گفته اند: ملائكه اند، كه ارواح را قبض نموده روح مؤ من را به سرعت بسوى بهشت ، و روح كافر را به سوى آتش مى برند، چون كلمه (سبح ) به معناى سرعت در حركت است ، همچنان كه به اسب وقتى به سرعت مى دود سابح مى گويند. بعضى ديگر گفته اند: منظور تنها آن فرشتگانى هستند كه ارواح مؤ منين را قبض نموده و به ملايمت و مدارا از بدنها بيرون كشيده ، رهايشان مى كنند تا استراحت كنند، مثل كسى كه چيزى را در آب شنا مى دهد بعد كنارش مى گذارد، ملائكه هم يك عمر جان را در بدن شنا مى دهند و بعد از مرگ رهايش مى كنند تا به استراحت بپردازد. بعضى گفته اند: فرشتگانيند كه بسرعت از آسمان نازل مى شوند، و بعضى گفته اند: ستارگانى هستند كه به حكم آيه : (كل فى فلك يسبحون ) هر يك در مدار خود شناورند.
بعضى ديگر گفته اند: مراد اسبان مجاهدين است ، كه در ميدان جنگ مى دوند. بعضى هم آن را عبارت دانسته اند از مرگها كه در نفوس ‍ جانداران شناورند. و بعضى عبارت دانسته اند از: كشتى هاى شناور در درياها. و بعضى گفته اند: ابرها هستند. و بعضى گفته اند: حيوانات دريايند.
(فالسابقات سبقا) - بعضى گفته اند: مراد از آن مطلق ملائكه است ،
چون ملائكه در عمل خيرو ايمان و اعمال صالح از آدميان پيشى مى گيرند. و بعضى گفته اند: مراد از آن ملائكه موت است ، كه روح مؤ من را قبل از آنكه روح كافر به آتش برسد به بهشت مى رسانند. و بعضى گفته اند: مراد از آن تنها ملائكه ماءمور قبض روح مؤ من است كه آن را قبل از هر كار به بهشت مى رساند. و بعضى گفته اند: ملائكه وحى است ، كه در رساندن وحى به انبياء از شياطين سبقت مى گيرند. و بعضى گفته اند: ارواح مؤ منين است كه از ملائكه پيشى مى گيرند، و قبل از آنكه ايشان روحشان را قبض كنند، از شدت علاقه به لقاى خدا، خود از كالبد بيرون مى شوند. و بعضى گفته اند ستارگانند كه در سير، از يكديگر پيشى مى گيرند. و بعضى گفته اند اسبان جنگجويان است ، كه در جنگ از يكديگر پيشى مى گيرند. و بعضى ديگر گفته اند: مرگ و ميرها است ، كه از آرزوها پيشى مى گيرند.
(فالمدبرات امرا) - در اين باره نيز اقوالى است :
بعضى گفته اند: مراد از آن مطلق ملائكه اند، كه امور را تدبير مى كنند، و اين نظريه بيشتر مفسران است ، حتى بعضى ادعاء كرده اند كه اين قول همه مفسرين است . و بعضى گفته اند: مراد از آن چهار فرشته ماءمور تدبير امر دنيا، يعنى جبر