ايم تا امتحانشان كنيم و ببينيم در آنچه روزيشان كرده ايم چه مى كنند مدوز، زيرا آنچه پروردگارت به زودى در آخرت روزيت مى كند بهتر و ماندنى تر است .

و امر اهلك بالصلوه و اصطبر عليهالا نسئلك رزقا نحن نرزقك و العاقبه للتقوى ....

اين آيه سياقى سازگار با سياق ساير آيات سوره دارد و پيدا است كه مانند بقيه آيات مكى است علاوه بر اين ما تاكنون به كسى بر نخورده ايم كه بگويد در ميان همه آيات سوره اين يكى مدنى است ، پس بنابراين جمله (اهلك ) بر حسب انطباقش با هنگام نزول ، خديجه همسر آن جناب و على (عليه السلام ) هستند چون على (عليه السلام ) هم اهل آن جناب و در خانه آن جناب بود و يا آن دو بزرگوار به ضميمه بعضى از دختران رسول خدايند.
پس اينكه بعضى گفته اند مراد از اهل ، همسران و دختران و دامادش على است ، و اينكه بعضى ديگر گفته اند: مراد همه پيروان از امت او هستند و نيز قول ديگران كه گفته اند: مراد از آن همسران و دختران و خويشاوندان از بنى هشام و بنى مطلب است ، صحيح نيست هر چند قول اول از نظر انطباق آيه ، (نه از حيث مورد نزول )، حرف بدى نيست ، و اين كه گفتيم نه از حيث مورد نزول براى اين بود كه گفتيم آيه در مكه نازل شده و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در مكه همسرى به غير خديجه (عليهاالسلام ) نداشت . (لا نسئلك رزقا نحن نرزقك ) - ظاهر مقابله اى كه ميان اين دو جمله واقع شده اين است كه مراد از سؤ ال رزق در خواست براى خودش باشد و اين كنايه است از اينكه ما (خداى تعالى ) از تو بى نيازيم و تو محتاج مايى ، پس آيه در معناى آيه (و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ما اريد منهم من رزق و ما اريد ان يطعمون ان اللّه هو الرزاق ذو القوه المتين ) است .
و نيز از نظر آن ذيلى كه دارد يعنى جمله (و العاقبه للتقوى ) در معناى آيه (لن ينال اللّه لحومها و لا دمائها و لكن يناله التقوى منكم ) مى باشد، پس اينكه بعضى از مفسرين درخواست رزق را در اين آيه به درخواست رزق براى خلق ، يا براى شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) تفسير كرده اند صحيح نيست .
و تفسير و بحث در پيرامون جمله (و العاقبه للتقوى ) مكرر گذشته است .
و بعيد نيست كه از آيه شريفه به خاطر اينكه امر به نماز را منحصر در اهل رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كرده ، با اينكه در دو آيه قبل آن را منحصر در خود رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) كرده بود و مى فرمود: در چهار هنگام نماز بخوان و صبر بكن ، و نيز با در نظر گرفتن اينكه آن جناب را نهى مى كرد از اين كه چشم به زر و زيور دنيايى كفار بدوزد، بر مى آيد كه اين سوره در اوائل بعثت ، يا خصوص اين آيه در آن موقع نازل شده است ، و از ابن مسعود هم روايت شده كه سوره طه از عتاق اول يعنى سوره هاى قديمى است .

و قالوا لو لا ياتينا بايه من ربه اولم تائهم بينه ما فى الصحف الاولى

اين آيه حكايت گفتار مشركين مكه است كه به عنوان تعريض به قرآن گفته اند: اين قرآن آيتى نيست كه بر نبوت دلالت كند، بايد آيتى بياورد نظير آياتى كه پيغمبران نخست آوردند، كلمه (بينه ) به معناى شاهد بيان كننده ، و يا شاهد روشن است . و بعضى گفته اند: به معناى بيان است .
هر چه باشد اينكه گفته اند: (اگر آيتى از ناحيه پروردگارش نياورد)، منظورشان اهانت به قرآن كريم و عاجز ساختن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در آوردن آيت پيشنهادى است و جمله (اولم تاتهم بينه ...) پاسخ از آن اعتراض است ، و معنايش بنابر وجه اول از دو معنايى كه براى كلمه (بينه ) كرديم اين مى شود كه : (مگر نيامد براى ايشان شاهدى كه شهادت دهد بر آنچه در كتابهاى نخستين - تورات و انجيل و سائر كتب آسمانى - از شرايع و حقايق معارف است ، و بيان كننده آنها باشد. بله آمد، و آن قرآن است كه به وسيله مردى درس نخوانده آمده است ، مردى كه هيچ سابقه مراجعه به معلمى كه تعليمش دهد، و تلقينش كند نداشته است ).
و اما بنابر وجه دوم معنا چنين مى شود: (مگر نيامد براى ايشان بيان آنچه در كتب نخستين از اخبار امتهاى گذشته بود، آنهايى كه بر انبياى خود معجزاتى پيشنهاد كردند، و آن انبيا هم آن معجزات را آوردند، و آوردن آنها باعث هلاكت و استيصال آنان شد، چون بعد از آمدن آن معجزات باز هم ايمان نياوردند، با اين حال مردم امروز چرا متنبه نمى شوند، و ايشان هم مانند آن اقوام گذشته پيشنهاد معجزه مى كنند، با اينكه معجزه قرآن برايشان آمد؟) هر يك از اين دو معنا را كه قبول كنيم ، نظيرش در كلام خداى تعالى آمده است .

و لو انا اهلكناهم بعذاب من قبله لقالوا ربنا لو لا ارسلت الينا رسولا فنتبع آياتك من قبل ان نذل و نخزى

ظاهرا ضمير در (من قبله ) به كلمه (بينه ) - كه در آيه قبلى بود - بر مى گردد، چون مقصود از آن قرآن است ، و معناى آيه اين است كه : اگر ما كفار را به خاطر اسرافى كه در كفر ورزيدند، به عذابى هلاك كنيم قبل از آنكه بر آنان بينه نازل سازيم و حجت را بر آنان تمام كنيم ، آن وقت حجت به نفع آنان و به ضرر ما، و خلاصه حق به جانب ايشان مى شد، چون مى گفتند: پروردگارا! چرا رسولى به سوى ما گسيل نكردى ، تا قبل از آنكه به عذاب استيصال هلاك و بيچاره شويم ، آيات تو را پيروى كنيم ؟.
بعضى از مفسرين گفته اند: ضمير مذكور به رسول بر مى گردد، هر چند چنين لفظى قبلا نيامده ، ولى از مضمون آيه قبلى استفاده مى شود، به شهادت اينكه گفتند: (چرا رسولى به سوى ما نفرستادى ) و اين وجه از نظر لفظ وجهى قريب و نزديك به ذهن است ، ولى معناى اول از نظر معنا قريب به ذهن است ، و جمله (فنتبع آياتك ) آن را تاءييد مى كند، چون نفرمود: (فنتبع رسولك ).

قل كل متربص فتربصوا فستعلمون من اصحاب الصراط السوى ومن اهتدى

كلمه (تربص ) به معناى انتظار است ، و (صراط سوى ) به معناى راه مستقيم است ، و جمله (كل متربص ) معنايش اين است كه بگو هر يك از ما و شما منتظريم ، ما منتظريم تا وعده اى كه درباره شما خدا به ما داده ، كه دين خود را بر كفر شما جلو مى اندازد و نور خود را تمام مى كند فرا رسد، شما هم منتظريد تا بلاها بر سر ما هجوم آورد، و شما بتوانيد دعوت حق ما را باطل كنيد، و هر يك از ما و شما راه خود را به سوى آرزو و هدف خود گرفته ،
پيش مى رود، پس شما منتظر باشيد.
و اين جمله تهديد است ، مى فرمايد به زودى خواهيد فهميد كه كدام يك از ما و شما راه درست را پيموده ، و آن صراط مستقيمى كه آدمى را به هدفش مى رساند. طى كرده ، و كدام يك به مطلوب خود راه يافته است ، كه اين جمله از اخبار غيبى است كه فتح و پيروزى مسلمان را پيشگويى مى كند.
بحث روايتى 
در تفسير قمى در ذيل جمله (لكان لزاما و اجل مسمى ) گفته است : عذاب بر آنان نازل مى شد، و ليكن خداى تعالى آن را تا مدتى معين تاءخير انداخت .
و در الدر المنثور است كه طبرانى و ابن مردويه و ابن عساكر، از جرير، از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) روايت كرده اند كه در ذيل جمله (و سبح بحمد ربك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها) فرمود: يعنى قبل از طلوع آفتاب نماز صبح را و قبل از غروب آن نماز عصر را بخوان .
و در تفسير قمى 