عام ) اضافه بيانيه است .
و جمله مورد بحث يعنى جمله (و يذكروا...)، عطف بر جمله (يشهدوا) است ، و معنايش اين مى شود: تا ببينند منافع خود را، و تا ياد آرند نام خدا را در ايامى معين يعنى ايام تشريق - روز ده و يازده و دوازده و سيزده ذى الحجه - ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) ايام معلومات را به همين ايام تفسير كرده اند.
و ظاهر جمله (على ما رزقهم من بهيمه الانعام ) اين است كه متعلق به جمله (يذكروا) باشد، و جمله (من بهيمه الانعام ) بيان موصول (ما) بوده باشد. و مراد از (ذكر نام خدا بر بهيمه ) ذكر آن در هنگام ذبح گوسفند و يا نحر شتر است . و اين عمل بر خلاف عمل مشركين است كه گوسفند و شتر را در راه بتهاى خود قربانى مى كردند.
زمخشرى گفته : جمله (و يذكروا اسم اللّه ...) كنايه از ذبح و نحر است ولى اين گفتار از اين نظر بعيد است كه مى دانيم در اين كلام عنايت خاصى به ذكر اسم خداى تعالى هست ، و اگر عبارت را كنايه بگيريم ، در كنايه عنايت تنها متوجه مكنى عنه (منظور واقعى ) است ، نه خود كنايه . و از كلام بعضى از مفسرين بر مى آيد كه خواسته اند بگويند: مراد مطلق ذكر خدا در ايام حج است ، نه تنها بردن نام خدا در هنگام ذبح . ولى اين حرف صحيح نيست .

فكلوا منها و اطعموا البائس الفقير

كلمه (بائس ) از (بوس ) است كه به معناى شدت فقر و احتياج است . و اين آيه شريفه مشتمل بر دو نوع حكم است يكى ترخيصى كه همان امر به خوردن از قربانى است و يكى الزامى كه عبارت است از اطعام به فقير.

ثم ليقضوا تفثهم و ليوفوا نذورهم و ليطوفوا بالبيت العتيق

كلمه (تفث ) به معناى چرك بدن است . و (قضاى تفث ) به معناى زايل كردن هر چيزى است كه به خاطر احرام در بدن پيدا شده ، مانند ناخن ، مو، و امثال آن . و قضاى تفث ، كنايه است از بيرون شدن از احرام و مقصود از جمله (و ليوفوا نذورهم ) اتمام هر تكليفى است كه با نذر و امثال آن به گردنشان آمده . و مراد از (و ليطوفوا بالبيت العتيق ) بنابر آنچه در تفسير ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) آمده ، طواف نساء است ، چون خروج از احرام به طورى كه همه محرمات احرام حلال شود جز با طواف نساء صورت نمى گيرد و طواف نساء آخرين عمل حج است كه بعد از آن تمامى محرمات حلال مى شود.
و منظور از (بيت عتيق ) كعبه است كه به خاطر قديمى بودنش به اين نام ناميده شده ، چون اولين خانه اى كه براى عبادت خدا در زمين ساخته شد همين كعبه بوده همچنانكه قرآن كريم هم فرموده : (ان اول بيت وضع للناس للذى ببكه مباركا و هدى للعالمين ) و امروز قريب چهار هزار سال از عمر اين خانه مى گذرد و هنوز آباد و معمور است . و در آن روزهايى كه آيات مورد بحث نازل مى شود بيش از دو هزار و پانصد سال از عمر آن گذشته بود.ذلك و من يعظم حرمات اللّه فهو خير له عند ربه

كلمه (حرمت ) به معناى هر چيزى است كه هتك و اهانت به آن جايز نباشد، و رعايت حرمتش لازم باشد. و كلمه (اوثان ) جمع (وثن ) است كه به معناى (بت ) مى باشد. و كلمه (زور) به معناى انحراف از حق است ، و به همين جهت دروغ را نيز (زور) مى گويند، و همچنين هر سخن باطل ديگرى را.
و كلمه (ذلك ) در تقدير (الامر ذلك ) است ، يعنى آنچه ما براى ابراهيم و مردم بعد از وى تشريع كرديم و مناسكى كه براى حج مقرر داشتيم اين ها است كه ذكر كرده و بدان اشاره نموديم . و به عبارت ساده تر بعد از آنكه بيان كرد كه مناسك حج عبارت است از
احرام ، طواف ، نماز، قربانى ، اخلاص و اجتناب از شرك ، با كلمه (ذلك ) فرمود: اين بود آنچه در زمان ابراهيم و به زبان او براى مردم تشريع كرديم .
و جمله (و من يعظم حرمات اللّه فهو خير له )، تحريك و تشويق مردم است به تعظيم حرمات خدا. و (حرمات خدا) همان امورى است كه از آنها نهى فرموده ، و براى آنها حدودى معين كرده كه مردم از آن حدود تجاوز نكنند، و به ماوراء آنها قدم نگذارند، پس تعظيم آن حدود همين است كه از آنها تجاوز نكنند.
آنچه از سياق بر مى آيد اين است كه اين جمله مقدمه و زمينه چينى باشد براى آيه بعد كه مى فرمايد: (و احلت لكم الانعام الا ما يتلى عليكم )، چون اگر اين جمله را به جمله قبلى ضميمه كنيم اين معنا را مى فهماند كه انعام - در عين اينكه از جمله رزقهايى است كه خدا به مردم داده و برايشان حلال كرده - حدودى هم براى آن معين نموده كه نبايد از آن تجاوز شود، و جمله استثنائى (الا ما يتلى عليكم ) به آن حدود اشاره مى كند.
و منظور از اينكه فرمود: (الا ما يتلى عليكم - مگر آنچه برايتان خوانده مى شود) استمرار تلاوت است ، يعنى همه را در همين سوره برايتان مى خوانيم ، زيرا خوردنيهاى حرام همه در سوره انعام نازل شده و نزول آن در مكه بوده و نيز در سوره نحل كه در اواخر دوره قبل از هجرت و اوائل دوره بعد از هجرت ، در مكه و مدينه نازل شده و نيز در سوره بقره آمده كه آن نيز در اوايل هجرت ، يعنى شش ماه بعد از هجرت (به طورى كه روايات مى گويند) نازل شده و با اين حال ، ديگر معنا ندارد ما كلمه (يتلى ) را براى استقبال بگيريم و مانند بعضى از مفسرين آن را اشاره به آيه سوره مائده بدانيم كه بعدا نازل مى شود.
و آياتى كه گفتيم خوردنيهاى حرام را بيان مى كند، هر چند كه يكى از محرمات را، ميته و خون و گوشت خوك و آنچه براى غير خدا ذبح شده ، نام برده است و ليكن در آيه مورد بحث به دليل سياق ما قبل و ما بعد آن ، عنايت به خصوص ذبح شده براى غير خدا است ، چون مشركين در حج خود براى بتها قربانى مى كردند، با اينكه از سنن ابراهيم (عليه السلام ) تنها سنت حج در ميان آنان باقى مانده بود، آن را هم به اين صورت در آورده بودند كه بتهايى بر بام كعبه ، و عده اى را بالاى صفا و مروه و عده اى را در منى نصب كرده و قربانيهاى خود را به نام آنها ذبح مى كردند. پس اجتناب از اين عمل منظور نظر آيه است ، هر چند كه خوردن ميته و خون و گوشت خنزير هم از جمله محرمات خدا باشند.
مؤ يد اين معنا علاوه بر آنچه گذشت اين است كه كلام را با جمله (فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور) تعقيب كرده ، چون اجتناب از اوثان و اجتناب از سخن باطل هر چند كه از مصاديق تعظيم (حرمات اللّه ) است و به همين جهت آن را بر جمله (و من يعظم حرمات اللّه ...) تفريع كرده و فرموده : (فاجتنبوا...) ليكن نامبردن اين دو تا از ميان همه محرمات ، و حرمات خدا در سياق آيات حج جز براى اين نبوده كه در عمل حج اين دو تا مورد ابتلاى آن روز بوده ، و مشركين درباره تقرب به بتها و قربانى كردن براى آنها و به نام آنها اصرار مى ورزيدند.
با اين بيان روشن شد كه جمله (فاجتنبوا الرجس من الاوثان و اجتنبوا قول الزور) نهى عامى است از تقرب به بتها و قول باطل كه در مورد خاص حج به كار رفته و به همين جهت بوده كه با فاى تفريع آمده است .
و اگر حكم اجتناب را نخست معلق بر (رجس ) كرد، و سپس آن رجس را با جمله (من الاوثان ) بيان نمود، و از اول نفرمود: (فاجتنبوا من الاوثان ) براى اين بود، كه به علت حكم هم اشاره كرده باشد كه علت وجوب اجتناب اين است كه (اوثان )، (رجس ) هستند.
و نيز اگر اجتناب را معلق برخود اوثان كرد، نه به عبادت و تقرب و توجه و ي