ست كه : خداوند رسولان خود را يكى پس از ديگرى به سوى ايشان فرستاد و همه آنها امتى واحد و داراى ربى واحدند ايشان را به سوى تقوى دعوت كردند، و ليكن بشر به امر ايشان عمل نكرد، در نتيجه امر آنان بين ايشان پاره پاره شد و آن را به صورت كتابهايى در آورده ، هر جمعيتى كتابى را به خود اختصاص دادند، و هر حزبى به آنچه داشتند دلخوش گشتند.
در قرائت ابن عامر (زبرا) - به ضمه زاء و فتحه باء - آمده كه جمع (زبره ) و به معناى فرقه است . بنابراين قرائت ، معنايش اين مى شود كه : در امر انبياء متفرق شده ، جمعيت هاى گوناگون شدند، و هر حزبى به آنچه داشت دلخوش گشت . و اين قرائت راجح تر است .

فذرهم فى غمريهم حتى حين

در مفردات مى گويد: (غمره ) آب زياد است كه بستر آن پيدا نباشد، و اين چنين آبى مثل شده براى جهالتى كه صاحبش را فرا گرفته باشد. در اين آيه تهديدى است به عذاب . قبلا هم اشاره شد كه يكى از سنت هاى خداى تعالى مجازات به عذاب بعد از تكذيب رسالت است ، و اگر كلمه (حين ) را نكره آورده براى اشاره به اين است كه عذاب موعود ناگهانى و بى خبر مى رسد.
بحث روايتى (روايتى در ذيل برخى آيات گذشته )  
در نهج البلاغه فرموده : اى مردم ! خداوند شما را از اينكه به شما جور كند ايمنى داده ، ولى از اينكه امتحانتان كند ايمنى نداده و حتما امتحانتان مى كند، همچنان كه فرموده : (ان فى ذلك لايات و ان كنا لمبتلين ).
و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود، از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه در تفسير (فجعلناهم غثاء) فرموده : (غثاء) گياهان خشكيده و پوسيده است .
و در همان كتاب در ذيل جمله (الى ربوة ذات قرار و معين ) گفته كه امام فرموده : مقصود از (ربوة ) شهر حيره ، و مقصود از (ذات قرار و معين ) شهر كوفه است .
و در مجمع البيان در ذيل جمله (آويناهما الى ربوة ذات قرار و معين ) نقل مى كند كه گفته شده : حيره كوفه و پيرامون آن است . و مقصود از (قرار) مسجد كوفه ، و از معين آب فرات است . و گوينده مطلب را به امام باقر و صادق (عليه السلام ) نسبت داده .
مؤ لف : در الدرالمنثور هم از ابن عساكر، از ابى امامه ، از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت آورده كه فرموده : (ربوه ) دمشق شام است . ونيز از ابن عساكر و غير او، از مره بهزى ، روايت كرده كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرموده : (ربوة ) رمله است . و همه اين روايات سهمى از ضعف دارند.
و در مجمع البيان در ذيل آيه (يا ايها الرّسل كلوا من الطيّبات ) از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت آورده كه فرمود: خداى تعالى خودش طيب و پاكيزه است ، و جز پاكيزه قبول نمى كند، و به مؤ منين همان دستورى را داده كه به رسولان خود داده ، و فرموده : (يا ايها الرّسل كلوا من الطيّبات ). و از يك سو همين خطاب را متوجه مؤ منين كرده و فرموده : (يا ايها الّذين آمنوا كلوا من طيّبات ما رزقناكم ).
مؤ لف : اين روايت را الدرالمنثور هم از احمد، مسلم و ترمذى ، و ديگران از ابى هريره ، از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نقل كرده اند.
و در تفسير قمى در ذيل جمله (امه واحده ) گفته است : يعنى يك مذهب دارند. و در همان كتاب در ذيل جمله (كل حزب بما لديهم فرحون ) فرموده : هر كس براى خود دينى اختيار كند، به همان خوشحال مى شود.أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَبَنِينَ (55) 
نُسَارِعُ لَهُمْ فِي الْخَيْرَاتِ بَل لَّا يَشْعُرُونَ (56) 
إِنَّ الَّذِينَ هُم مِّنْ خَشْيَةِ رَبِّهِم مُّشْفِقُونَ (57) 
وَالَّذِينَ هُم بِآيَاتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ (58) 
وَالَّذِينَ هُم بِرَبِّهِمْ لَا يُشْرِكُونَ (59)‏ 
وَالَّذِينَ يُؤْتُونَ مَا آتَوا وَّقُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلَى رَبِّهِمْ رَاجِعُونَ (60) 
أُوْلَئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ (61) 
وَلَا نُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَهَا وَلَدَيْنَا كِتَابٌ يَنطِقُ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ (62) 
بَلْ قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ مِّنْ هَذَا وَلَهُمْ أَعْمَالٌ مِن دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَا عَامِلُونَ (63) 
حَتَّى إِذَا أَخَذْنَا مُتْرَفِيهِم بِالْعَذَابِ إِذَا هُمْ يَجْأَرُونَ (64) 
لَا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ إِنَّكُم مِّنَّا لَا تُنصَرُونَ (65) 
قَدْ كَانَتْ آيَاتِي تُتْلَى عَلَيْكُمْ فَكُنتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ تَنكِصُونَ (66) 
مُسْتَكْبِرِينَ بِهِ سَامِراً تَهْجُرُونَ (67) 
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ (68) 
أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ (69) 
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ (70) 
وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ (71) 
أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجاً فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ (72) 
وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ (73) 
وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ (74)‏ 
وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِم مِّن ضُرٍّ لَّلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (75) 
وَلَقَدْ أَخَذْنَاهُم بِالْعَذَابِ فَمَا اسْتَكَانُوا لِرَبِّهِمْ وَمَا يَتَضَرَّعُونَ (76) 
حَتَّى إِذَا فَتَحْنَا عَلَيْهِم بَاباً ذَا عَذَابٍ شَدِيدٍ إِذَا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ (77)

ترجمه آيات

آيا اين مردم كافر مى پندارند از آنچه ما به آنها مدد رسانيديم از مال و فرزند ان (55).
كه ما در رساندن خير به آنان شتاب كرديم ؟ نه ، بلكه نمى فهمند (56 ).
همانا آن مؤ منانى كه از خوف پروردگارشان هراسانند (57).
و آنهايى كه به آيات پروردگارشان ايمان مى آورند (58).
و آنهايى كه به پروردگارشان شرك نمى ورزند (59).
و آنهايى كه از آنچه خدايشان داده مى دهند در حالى كه باز از روزى كه به خداى خود باز مى گردند ترسانند (60).
چنين كسانى در خيرات شتاب نموده بدان سبقت مى گيرند (61).
و ما هيچ كس را بيش از توانايى اش تكليف نمى كنيم و نزد ما كتابى است كه به حق گويا است و هيچ كس به هيچ وجه ستم نخواهد شد (62).
بلكه دلهاى كافران از اين (كتاب ) در جهل و غفلت است و اعمالى كه اينان عامل آنند غير اعمال اهل ايمان است ، اينها به همين كردار زشت مشغولند (63).
تا آنگاه كه ما متنعمان آنها را به عذاب اعمالشان بگيريم در آن حال فرياد خدا خدايش (چون صداى گاو وحشى ) بلند شود (64).
(و ما در جوابشان گوييم ) كه امروز فرياد مكنيد كه از ما به شما هيچ مدد نخواهد رسيد (65).
كه همانا آيات ما بر شما تلاوت مى شد و شما واپس مى رفتيد (66).
در حالى كه به هذيان و افسانه هاى شبانه خود از شنيدن كلام خدا دورى مى كرديد (67).
آيا در سخن خدا و قرآن انديشه نمى كنند يا آنكه كتابى و رسولى بر اينان آمده كه براى پدرانشان نيامده (68).
و يا رسول خود را نشناخته 