غفر و ارحم و انت خير الرّاحمين

اين آيه خاتمه سوره است ، و در آن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را امر مى فرمايد كه شعار و گفتار مؤ منين را كه در دنيا ورد زبان دارند، و خداى تعالى آن را برايش حكايت كرده به مردم خود برساند و نيز برساند كه پاداش اين گفتار رستگارى در روز قيامت است ، همچنان كه در آيات 109 و 111 اين سوره كه فرموده : (انه كان فريق من عبادى يقولون ...) از آن پاداش خبر داده است .
و اين بيان كه سوره با آن ختم مى شود، همان بيانى است كه سوره با آن آغاز شد و فرمود: (قد افلح المؤ منون ) كه بحث در معنايش ‍ گذشت .
بحث روايتى  
در كافى به سند خود از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: هر كس قيراطى از زكات نپرداخته باشد نه مؤ من است و نه مسلمان ، همان است كه خداى تعالى درباره اش فرموده : (رب ارجعونى لعلى اعمل صالحا فيما تركت ).
مؤ لف : اين معنا به طريقى ديگر از آن جناب ، و از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت شده ، و مقصود تطبيق آيه با مانع زكات است ، نه اينكه آيه در خصوص اين مورد نازل شده باشد.
پاره اى از روايات مربوط به برزخ و احوال آن  
در تفسير قمى در ذيل جمله (و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون ) فرموده : برزخ به
معناى امر بين دو امر و حد وسط آن دو است و در آيه به معناى ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است ، و امام صادق (عليه السلام ) فرمود: به خدا سوگند من بر شما نمى ترسم مگر از برزخ ، چون وقتى كار دست ما بيفتد، ما به شما اولى خواهيم بود يعنى آنگاه كه در قيامت اجازه شفاعت به ما بدهند غير از شما را بر شما مقدم نمى داريم ).
مؤ لف : ذيل اين روايت را كلبى در كافى به سند خود از عمرو بن يزيد، از آن جناب روايت كرده .
و نيز در همان كتاب مى گويد: على بن الحسين (عليه ماالسلام ) فرمود: قبر يا باغى است از باغات بهشت ، و يا حفره و گودالى است ازگودال هاى آتش .
و در كافى به سند خود از ابى ولاد الحناط، از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : به آن جناب گفتم : فدايت شوم روايت مى كنند كه ارواح مؤ منين در سنگدان مرغانى سبز، پيرامون عرش طيران مى كنند، فرمود: نه ، مؤ من نزد خدا گرامى تر از اين است كه او را در سنگدان مرغ جاى دهد، ليكن در بدنهايى مانند همين بدنها حلول مى كند.
و نيز در آن كتاب به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ارواح مؤ منين در باغى از بهشت قرار دارند، و از طعام آن مى خورند و از آب آن مى نوشند، و مى گويند: پروردگارا قيامت را براى ما به پا كن و آنچه به ما وعده داده اى منجر فرما، و آخر ما را به اولمان ملحق ساز.
و نيز در همان كتاب به سند خود از ابى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: ارواح نيز مانند اجسادند، در باغى از بهشت قرار گرفته و با يكديگر آشنايى و گفتگو دارند، و چون روحى بر ارواح ديگر وارد شود، آن ارواح به يكديگر مى گويند فعلا با او حرف نزنيد، بگذاريد تا خستگى دركند، چون ازهولى عظيم گذشته است ، سپس از او احوال دوستان و فاميل خود را مى پرسند كه فلانى چطور بود؟ آن ديگرى چكار مى كرد؟ اگر در پاسخ بگويد: زنده بود اميدوار آمدنش مى شوند، و اگر بگويد: مرده مى فهمند كه دوزخى شده ، و ديگر او را نمى بينند، با خود مى گويند: سقوط كرد، سقوط كرد.
مؤ لف : اخبار در مساءله برزخ و تفاصيل آنچه بر سر مؤ منين و غير مؤ منين مى آيد بسيار
زياد و به حد تواتر است كه ما قسمتى از آنها را در ابحاث متفرقه گذشته ايراد نموديم .
در قيامت هر حسب و نسبى منقطع است جز حسب و نسبرسول اللّه (ص ) 
در مجمع البيان مى گويد: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: تمامى حسب و نسب ها در روز قيامت منقطع مى شود مگر حسب و نسبت من .
مؤ لف : به نظر مى رسد اين روايت را از طرق عامه نقل كرده باشد، چون در كتب عامه آمده از آن جمله الدرالمنثور آن را از عده اى از صاحبان جوامع حديث ، از مسور بن مخرمه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) روايت كرده و عبارتش چنين است : همه انساب در روز قيامت منقطع است مگر نسب من ، و سبب من و دامادى من . و از عده اى از اصحاب جوامع از عمر بن خطاب از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايتى نقل كرده كه عبارتش چنين است : هر سببى و نسبى در روز قيامت منقطع است مگر سبب و نسب من و از ابن عساكر از ابن عمر از آن جناب به اين عبارت نقل كرده : هر نسبى و هر دامادى در روز قيامت منقطع است مگر نسب من و دامادى من .
و در مناقب در حديث طاووس از امام زين العابدين (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: خداوند بهشت را خلق كرده براى هر كسى كه اطاعتش كند و احسان نمايد، هر چند عبد حبشى باشد، و آتش را خلق كرده براى هر كس كه نافرمانيش كند، هر چند قرشى زاده باشد، مگر نشنيدى كلام خداى را كه مى فرمايد (فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يؤ مئذ و لا يتساءلون ) به خدا سوگند فرداى قيامت هيچ چيز به دردت نمى خورد مگر عمل صالحى كه خودت از پيش فرس تاده باشى .
مؤ لف : سياق آيه شريفه هم سياقى است كه تخصيص نمى پذيرد و بعيد نيست مقصود از روايات بالا اين باشد كه منسوب بودن به رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) اين اثر را دارد كه در دنيا آدمى را موفق به عمل صالح مى كند، عملى كه در روز قيامت به درد آدمى بخورد.
روايتى ديگرى درباره بهشت و دوزخ و ساكنان آنها  
و در تفسير قمى در ذيل جمله (تلفح وجوههم النار) فرموده اند: يعنى آتش لهيب مى زند بر ايشان و آنان را مى سوزاند (و هم فيها كالحون ) در حالى كه رويها متغير و دهنهايشان باز باشد.
و در توحيد به سند خود از بى بصير از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه (ربّنا غلبت علينا شقوتنا) فرمود: اين شقاوت هم اثر اعمال خود آنان است .
و در علل به سند خود از مسعده بن زياد روايت كرده كه گفت : مردى به جعفر بن محمد (عليه السلام ) گفت : يا ابا عبد اللّه آيا ما براى امرى عجيب خلق شديم ؟ پرسيد خدا خيرت دهد چطور؟ گفت : آخر ما براى فنا خلق شده ايم . فرمود: ساكت باش ، اى برادر زاده ، ما براى بقاء خلق شده ايم ، چگونه فانى مى شويم با اينكه بهشت و جهنم فنا ندارند، نه بهشت از بين مى رود، و نه آتش دوزخ فرو مى نشيند؟ نه ، و ليكن ما در مردن از خانه اى به خانه اى ديگر منتقل مى شويم .
و در تفسير قمى در ذيل آيه (قال كم لبثتم ... فسئل العادين ) روايت آمده كه فرمودند: يعنى از ملائكه اى كه ايام را عليه ما مى شمارند و ساعتهاى ما را مى نويسند و اعمال ما را از نيك و بد ضبط مى كنند، بپرس .
و در الدرالمنثور است كه ابن ابى حاتم از ايفع بن عبدالكلاعى ، روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: خداوند وقتى اهل بهشت را وارد بهشت ، و اهل جهنم را داخل جهنم كرد. به اهل بهشت مى فرمايد: چقدر در زمين زندگى كرديد؟ مى گويند: روزى يا بعضى از يك روز مى فرمايد: در اين مدت كوتاه چه خوب تجارتى كرديد، كه رحمت و رضوان و بهشت مرا كسب نموديد، پس در آن جاودانه بمانيد.
آنگاه به اهل دوزخ خطاب مى فرمايد كه : چقدر در دنيا زندگى كرديد؟ مى گويند: