.
و بنابراين ممكن است جمله اولى از اين دو جمله را با جمله دومى تقييد كرده ، و گفت مدلول آيه تنها نهى از نظر كردن به عورت ، و امر به پوشاندن آن است .
آنگاه به مصلحت اين حكم اشاره نموده ، و با بيان آن مردم را تحريك مى كند كه مراقب اين حكم باشند و آن اشاره اين است كه مى فرمايد: (اين بهتر شما را پاك مى كند، علاوه بر اين خدا به آنچه مى كنيد با خبر است ).

و قل للمؤ منات يغضضن ...

كلام در جمله (و قل للمؤ منات ...) همان است كه در جمله (قل للمؤ منين ...) گذشت . پس براى زنان هم جايز نيست نظر كردن به چيزى كه براى مردان جايز نيست ، و بر ايشان هم واجب است كه عورت خود را از اجنبى - چه مرد و چه زن - بپوشانند.
امر به حجاب دارى و آشكار نساختن مواضع زينت و...  
و اما اينكه فرمود: (و لا يبدين زينتهنّالا ما ظهر منها) كلمه (ابداء) به معناى اظهار است و مراد از (زينت زنان )، مواضع زينت است ، زيرا اظهار خود زينت از قبيل گوشواره و دست بند حرام نيست ، پس مراد از اظهار زينت ، اظهار محل آنها است .
خداى تعالى از اين حكم آنچه را كه ظاهر است استثناء كرده . و در روايت آمده كه مقصود از آنچه ظاهر است صورت و دو كف دست و قدمها مى باشد، كه بحثش به زودى خواهد آمد. ان شاء الله .
(و ليضربن بخمرهنّعلى جيوبهنّ)- كلمه (خمر) به دو ضمه - جمع (خمار) است ، و خمار آن جامه اى است كه زن سر خود را با آن مى پيچد، و زايد آن را به سينه اش آويزان مى كند. و كلمه (جيوب ) جمع جيب - به فتح جيم و سكون ياء است كه معنايش معروف است ، و مراد از جيوب ، سينه ها است ، و معنايش اين است كه به زنان دستور بده تا اطراف مقنعه ها را به سينه هاى خود انداخته ، آن را بپوشانند.
(و لا يبدين زينتهنّالا لبعولتهن ... او بنى اخواتهنّ)- كلمه (بعولة ) به معناى شوهران است . و طوايف هفتگانه اى كه قرآن از آنها نام برده محرم هاى نسبى و سببى هستند. و اجداد شوهران حكمشان حكم پدران ايشان ، و نوههاى شوهران حكمشان حكم فرزندان ايشان است . و اينكه فرمود: (نسائهنّ) و زنان را اضافه كرد به ضمير زنان ، براى اشاره به اين معنا بوده كه مراد از (نساء) زنان مؤ منين است كه جايز نيست خود را در برابر زنان غير مؤ من برهنه كنند، از روايات وارده از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) هم همين معنا استفاده مى شود.
اطلاق جمله (او ما ملكت ايمانهنّ) هم شامل غلامان مى شود و هم كنيزان ، و از روايات نيز اين اطلاق استفاده مى شود، همچنان كه به زودى خواهد آمد، و اين جمله يكى از مواردى است كه كلمه ما در صاحبان عقل استعمال شده ، و در معناى من - كسى كه به كار رفته است .
(او التابعين غير اولى الاربة من الرجال ) - كلمه (اربه ) به معناى حاجت است ، و منظور از اين حاجت شهوتى است كه مردان را محتاج به ازدواج مى كند، و كلمه (من الرجال ) بيان تابعين است . و مراد از اين رجال تابعين افراد سفيه و ابلهى هستند كه تحت
قيمومت ديگران هستند و شهوت مردانگى ندارند.
(او الطفل الّذين لم يظهروا على عورات النساء) - الف و لام در (الطفل ) براى استفراق است و كليت را مى رساند، يعنى جماعت اطفالى كه بر عورتهاى زنان غلبه نيافته اند يعنى آنچه از امور زنان كه مردان از تصريح به آن شرم دارند، اطفال زشتى آن را درك نمى كنند، و اين به طورى كه ديگران هم گفته اند كنايه از حد بلوغ است .
(و لا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ)- پاهاى خود را محكم به زمين نزنند تا صداى زيور آلاتشان از قبيل خلخال و گوش واره و دستبند به صدا در نيايد.
(و توبوا الى اللّه جميعا ايها المؤ منون لعلكم تفلحون ) - مراد از (توبه ) به طورى كه از سياق بر مى آيد بازگشت به سوى خداى تعالى است ، به امتثال اوامر او، و انتهاء از نواهيش و خلاصه پيروى از راه و صراطش .
امر و تشويق به ازدواج و به عقد قرارداد جهت آزادى بردگان (مكاتبه )  

و انكحوا الايامى منكم و الصالحين من عبادكم و امائكم

كلمه (انكاح ) به معناى تزويج ، و كلمه (آيامى ) جمع (ايم ) به فتحه همزه و كسره ياء و تشديد آن - به معناى پسر عزب و دختر عزب است ، و گاهى به دختران عزب ايمه هم مى گويند و مراد از (صالحين ) صالح براى تزويج است ، نه صالح در اعمال .

ان يكونوا فقراء يغنهم اللّه من فضله )

- و عده جميل و نيكويى است كه خداى تعالى داده ، مبنى بر اينكه از فقر نترسند كه خدا ايشان را بى نياز مى كند و وسعت رزق مى دهد، و آن را با جمله (و اللّه واسع عليم ) تاءكيد كرده البته رزق هر كس تابع صلاحيت او است ، هر چه بيشتر بيشتر، البته به شرطى كه مشيت خدا هم تعلق گرفته باشد، و - ان شاء اللّه - به زودى در سوره ذاريات آيه 23 كه مى فرمايد: (فورب السّماء و الارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون ) بحثى درباره معناى وسعت رزق خواهد آمد.

و ليستعفف الّذين لا يجدون نكاحا حتى يغنيهم اللّه من فضله

كلمه (استعفاف ) و (تعفف ) با همديگر قريب المعنا هستند. و مراد از نيافتن نكاح قدرت نداشتن بر مهريه و نفقه است . و معناى آيه اين است كه كسانى كه قدرت بر ازدواج ندارند از زنا احتراز بجويند تا خداوند ايشان را از فضل خود بى نياز كند.

و الّذين يبتغون الكتاب مما ملكت ايمانكم فكاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا...

مراد از (كتاب ) مكاتبه است ، (به اينكه صاحب برده با برده قرار بگذارد كه بهاى خود را از راه كسب و كار به او بپردازد و آزاد شود) و (ابتغاء مكاتبه ) اين است كه برده از مولاى خود در خواست كند كه با او مكاتبه نمايد، به اين كه مالى را از او بگيرد و او را آزاد
كند در اين آيه شريفه به صاحبان برده سفارش فرموده در خواست بردگان را بپذيرند، البته در صورتى كه در ايشان چيزى سراغ دارند. و مراد از خير، صلاحيت آزاد شدن ايشان است .
(و اتوهم من مال الله الذى اتيكم ) - اشاره به اين است كه از بيت المال سهمى از زكات را به اينگونه افراد كه قرآن ايشان را (فى الرقاب ) خوانده اختصاص دهند، و همه مال المكاتبه و يا مقدارى از آن را بدهند.
در اين آيه و آيات سابق چند بحث فقهى مهم است كه بايد به كتب فقهى مراجعه شود.

و لا تكرهوا فتياتكم على البغاء ان اردن تحصنا

كلمه (فتيات ) به معناى كنيزان و فرزندان ايشان است . و كلمه (بغاء) به معناى زنا است ، و اين كلمه (مفاعله ) از بغى است ، و (تحصن ) به معناى تعفف و ازدواج كردن است ، و (ابتغاء عرض حيات دنيا) به معناى طلب مالى است . و معناى آيه روشن است .
و اگر نهى از اكراه را مشروط كرده به اينكه : (اگر خودشان خواستند تعفف كنند)، بدان جهت است كه اكراه در غير اين صورت تحقق پيدا نمى كند، سپس در صورت اكراه آنان را وعده مغفرت داده و فرموده : و هر يك از زنان نامبرده كه مالكشان ايشان را اكراه به زنا كرد، و بعد از اكراه به اين عمل دست زدند، خدا آمرزنده و رحيم است ، و معناى آيه روشن است .

و لقد انزلنا اليكم آيات مبينات و مثلا من الّذين خلوا من قبلكم و موعظة للمتقين 

كلمه (مثل ) به معناى صفت است ، و ممكن است كه جمله : (و لقد انزلنا...)، حال از فاعل در جمله (توبوا) باشد، كه در آيه قبلى بود، و ممكن هم هست كه جمله استينافيه و نو باشد. و معناى آيه اين است كه س