نهايى هستند كه به خدا و پيغمبرش گرويده اند اگر براى بعض كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كدامشان خواستى اجازه بده و براى آنان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده و رحيم است (62).
خطاب كردن پيغمبر را ميان خودتان مانند خطاب كردن يكديگر نكنيد خدا از شما كسانى را كه نهانى در مى روند مى شناسد كسانى كه خلاف فرمان او مى كنند بترسند كه بليه يا عذابى الم انگيز به
ايشان برسد (63).
هر چه در آسمانها و زمين هست از خدا است او مى داند كه شما در چه حاليد و روزى كه سوى او بازگشت يابند از اعمالشان خبرشان دهد و خدا به همه چيز دانا است (64).

بيان آيات

اين آيات بقيه احكامى كه گفتيم در اين سوره آمده بيان مى كند، و سوره با همين آيات ختم مى شود، و در آن اشاره است به اينكه خداى سبحان آنچه تشريع مى كند به علم خود مى كند، و به زودى حقيقت (و مصالح واقعى احكامش ) براى مردم در روزى كه به سويش باز مى گردند روشن مى شود.
بيان آياتى كه متضمن پاره اى از احكام و آداب معاشرت است  

يا ايها الّذين آمنوا ليستاذنكم الذين ملكت ايمانكم ...

(وضع ثياب ) در جمله (تضعون ثيابكم ) به معناى كندن لباس ، و كنايه است از اينكه اهل خانه در حالى باشند كه چه بسا ميل نداشته باشند بيگانگان در آن حال ايشان را ببينند. و كلمه (ظهيره ) به معناى وقت ظهر است . و كلمه عورت به معناى عيب است ، و اگر آن را عورت ناميده اند، چون هر كس عار دارد از اينكه آن را هويدا كند، و شايد مراد از آن در آيه شريفه هر چيزى باشد كه سزاوار است پوشانده شود.
پس جمله (يا ايها الّذين آمنوا) دنباله جمله سابق است كه مى فرمود: ى (ا ايها الّذين آمنوا لا تدخلوا...)، كه حكم مى كرد به اينكه داخل شدن به خانه هر كس موقوف به اجازه گرفتن است ، در نتيجه آيه مورد بحث به منزله استثناء از آن حكم عمومى است ، چون در خصوص غلامان و كنيزكان اجازه گرفتن در سه هنگام را كافى مى داند، و بيش از آن را واجب نمى داند.
و معناى اينكه فرمود: (ليستاذنكم الّذين ملكت ايمانكم ) اين است كه به ايشان دستور دهيد كه از شما اجازه دخول بخواهند، واز ظاهر جمله (ملكت ايمانكم ) بر مى آيد كه مراد از آن تنها غلامان است (چون كلمه (الّذين ) براى مردان است ، كنيزان )، هر چند كه لفظ عموميت دارد، و اگر آن خاص را به لفظ عام تعبير كرده ، از باب تغليب است ، و از روايت هم اين اختصاص برمى آيد، كه به زودى رواياتش خواهد آمد.
و معناى (الّذين لم يبلغوا الحلم ) اطفالى است كه به حد تميز رسيده اند، ولى بالغ نشده اند، و دليل بر رسيدن به حد تميز جمله (ثلاث عورات لكم ) است .
و منظور از جمله (ثلاث مرات ) سه نوبت در هر روز است ، به دليل اينكه دنبالش آن را تفصيل داده ، و فرموده : اول قبل از نماز فجر، و دوم هنگام ظهر كه به خانه مى آييد و جامه مى كنيد، سوم بعد از نماز عشاء، و در جمله (ثلاث عورات لكم ) به وجه حكم اشاره نموده و مى فرمايد: اين سه موقع سه عورت است براى شما، كه طبعا شايسته نيست غير از شما كسى بر وضع شما مطلع شود.
و معناى اينكه فرمود: (ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهن ) اين است كه مانعى نيست كه بعد از اين سه موقع ماءمورشان نكنيد به اجازه دخول خواستن و مانعى هم براى ايشان نيست كه از شما استيذان نكنند. و در جمله (طوافون عليكم بعضكم ) على بعض به وجه اين حكم (يعنى رفع مانع مذكور) اشاره نموده و مى فرمايد: چون در غير اين سه موقع غلامان و كنيزان دائما در آمد و شد، و خدمتند. پس تنها در اجازه خواستن به اين سه هنگام اكتفاء كنند. (كذلك يبين اللّه لكم الايات ) - يعنى خدا اين چنين احكام دين خود را بيان مى كند، چون اين آيات دلالت بر آن احكام دارد (و اللّه عليم حكيم ) احوال شما را مى داند، و آنچه را كه حكمت اقتضاء مى كند نيز مراعات مى كند.

و اذا بلغ الاطفال منكم الحلم فليستاءذنوا...

اين جمله بيانگر اين حقيقت است كه حكم مذكور، يعنى استيذان در سه نوبت براى اطفال تا مدتى معين معتبر است ، و آن رسيدن به حد بلوغ است ، و بعد از آن بايد مانند كسانى كه قبلا ذكر شد يعنى بالغان از مردان و زنان آزاد اجازه بگيرند، خدا اين چنين آيات خود را برايتان بيان مى كند و خدا عليم و حكيم است .
بيان يك استثنا از عموم حكم حجاب  

و القواعد من النساء الّلاتى لا يرجون نكاحا...

كلمه (قواعد)، جمع قاعده است ، كه به معناى زنى است كه از نكاح بازنشسته باشد، يعنى ديگر كسى به خاطر پيرى اش ميل به او نمى كند، بنابراين جمله (اللاتى لا يرجون نكاحا) وصفى توضيحى براى كلمه قواعد است ، و بعضى گفته اند: كلمه مذكور به معناى زنى است كه از حيض يائسه شده باشد، و وصف بعد از آن صرفا براى رفع اشتباه است .
و در مجمع البيان گفته : كلمه (تبرج ) به معناى اين است كه زن محاسن و زيبايى هاى خود را كه بايد بپوشاند اظهار كند، و اين كلمه در اصل به معناى ظهور بوده ، برج را هم به همين جهت برج ناميده اند، كه بنايى است ظاهر و پيدا.
اين آيه در معناى استثنايى است از عموم حكم حجاب ، و معنايش اين است كه بر هر زنى حجاب واجب است الا زنان مسن ، كه مى توانند بى حجاب باشند، البته در صورتى كه كرشمه و تبرج نداشته باشند.
و جمله (و ان يستعففن خير لهن ) كنايه است از خودپوشى ، يعنى همين زنان سالخورده نيز اگر خود را بپوشانند بهتر از برهنه بودن است ، و جمله (و اللّه سميع عليم ) تعليل حكمى است كه تشريع كرده ، و معنايش اين است كه خدا شنوا است آنچه را كه زنان به فطرت خود در خواستش را دارند، و دانا است به احكامى كه به آن محتاجند.

ليس على الاعمى حرج و لا على الاعرج حرج و لا على المريض حرج و لا على انفسكم ان تاءكلوا من بيوتكم ... او صديقكم

ظاهر آيه اين است كه در آن براى مؤ منين حقى قائل شده ، و آن اين است كه مى توانند در خانه خويشاوندان ، و يا كسانى كه ايشان را امين مى دانند ، و يا خانه دوستان خود چيزى بخورند، البته به مقدارى كه بدان احتياج دارند، نه به حد اسراف و افساد.
(ليس على الاعمى حرج ... و لا على انفسكم ) - در عطف (على انفسكم ) كه عطف به ما قبل خود شده ، دلالت است بر اينكه شمردن نامبردگان از اين باب نبوده كه خصوصيتى داشته باشند، بلكه از باب اين بوده كه به خاطر عيب و نقصى كه در اعضاء دارند احيانا نمى توانند رزق خود را كسب كنند، لذا جايز است كه از خانه هاى نامبردگان رفع حاجت كنند، و الا فرقى ميان كور و چلاق و مريض و غير ايشان نيست .
(من بيوتكم او بيوت آبائكم ...) - در اينكه خانه هايتان را با خانه هاى خويشاوندانتان و بقيه نامبردگان آورده ، اشاره است به اينكه در دين اسلام خانه هاى نامبردگان با خانه خود شما فرقى ندارد، چون در اين دين مؤ منين ، اولياى يكديگرند ، و در حفظ خانه و زندگى يكديگر فرقى با خانه و زندگى خودشان نمى گذارند، آن طور كه صاحب اختيار و سرپرست خانه خويشند، خانه هاى اقرباء و كسانى كه شما قيم و سرپرستى آنان را داريد و دوستان خويش را نيز سرپرستى مى كنيد.
علاوه بر اين كلمه (بيوتكم ) شامل خانه فرزند و همسر انسان نيز مى شود همچنان كه روايت هم به اين معنا دلالت دارد.
(او ما