د، حتى پيش مى آمد كه يكى از آنان بر شدت گرسنگى غذا را با خود مى گردانيد تا شايد كسى را پيدا كند كه با او غذا بخورد و آب بياشامد، ولى در اسلام اجازه هر دو قسم غذا خوردن داده شد، و آيه شريفه ليس عليكم جناح (ان تاءكلوا جميعا او اشتاتا) نازل گرديد.
مؤ لف : و در معناى اين روايت روايات ديگرى نيز هست .
و در كافى به سند خود از زراره ، از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه در معناى آيه (او ما ملكتم مفاتحه او صديقكم )، فرمود: اينها كه خداى عزوجل در اين آيه
نامشان را برده ، بدون اجازه از خرما و خورش و طعام يكديگر مى خوردند، و همچنين زن بدون اجازه از خانه شوهرش مى تواند بخورد، و غير اينها نمى توانند.
و در همان كتاب به سند خود از ابى حمزه ثمالى از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) به مردى فرمود: تو و آنچه مال دارى ملك پدرت هستى ، آنگاه امام فرمود: در عين حال من دوست نمى دارم كه پدرى از مال پسر بردارد، مگر آن مقدارى كه ناچار از آن است ، چون خدا فساد را دوست نمى دارد.
و در همان كتاب به سند خود از محمد بن مسلم ، از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه از آن جناب در مورد مردى پرسيدم كه پسرش توانگر است ، و پدر محتاج ؟ فرمود: پدر مى تواند از مال او بخورد، و اما مادر نخورد، مگر به عنوان قرض .
و باز در همان كتاب به سند خود از جميل بن دراج از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: زن مى تواند بخورد، و صدقه دهد، و دوست هم مى تواند از منزل برادرش بخورد، و صدقه دهد.
و در همان كتاب به سند خود از ابن ابى عمير، از شخصى كه نامش را برد، از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (او ما ملكتم مفاتحه ) فرمود: مثل كسى كه وكيلى در اموال خود دارد، و او بدون اجازه وى از مال وى مى خورد.
و در مجمع البيان در ذيل جمله : (ان تاءكلوا من بيوتكم ) گفته : بعضى گفته اند معنايش من بيوت اولادكم است ، به دليل اينكه امام به فرزند كسى فرمود: تو و مالت مال پدرت هستى ، و نيز همان جناب فرموده : پاكيزه ترين رزقى كه انسان مى خورد آن است كه از كسبش ‍ باشد، و فرزند او نيز از جمله كسب او است .
مؤ لف : و در اين معانى روايات بسيارى ديگر است .
و در كتاب معانى ، به سند خود از ابى الصباح روايت كرده كه گفت : از امام باقر (عليه السلام ) از معناى آيه (فاذا دخلتم بيوتا فسلموا على انفسكم ...) پرسيدم ، فرمود: اين همان
سلام كردن شخص به اهل خانه است ، وقتى كه به خانه وارد مى شود، و جواب سلام اهل خانه به او است ، زيرا همين سلام و عليك ، سلام بر خودتان است .
مؤ لف : در تفسير همين آيه اشاره به اين معنا گذشت .
و در تفسير قمى در ذيل جمله (انّما المؤ منون الذين ... حتى يستاذنوه ) فرموده اند: اين آيه درباره عده اى نازل شد كه هر وقت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) ايشان را براى امرى از امور جمع مى كرد تا پى كارى يا جنگى كه پيش آمده بود بفرستد، بدون اجازه او متفرق مى شدند، خداى تعالى ايشان را از اين رفتار نهى فرمود.
و در همان كتاب در ذيل آيه (فاذا استاذنوك لبعض شاءنهم فاذن لمن شئت منهم ) فرمود: اين آيه درباره حنظله بن ابى عياش نازل شد، و جريانش چنين بود كه او در شبى كه فردايش جنگ احد شروع مى شد، عروسى كرده بود، پس از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) اجازه گرفت تا نزد اهلش بماند، پس خداى عزوجل اين آيه را فرو فرستاد، حنظله نزد اهلش ماند، صبح در حال جنابت به ميدان جنگ آمد و شهيد شد، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: من خود ديدم كه ملائكه حنظله را با آب ابرها، و روى تخته هايى از نقره در ميان آسمان و زمين غسل مى دادند، و به همين جهت او را غسل الملائكه ناميدند.
باز در همان كتاب در ذيل آيه (لا تجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضا) از قول امام (عليه السلام ) گفته : يعنى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) را مثل يك فرد عادى صدا نزنيد و در روايت ابى الجارود از ابى جعفر (عليه السلام ) آمده كه در معناى آيه مذكور مى فرمود: نگوييد: يا محمد، و يا ابا القاسم ، بلكه بگوييد: يا نبى الله ، و يا رسول الله .
مؤ لف : نظير اين حديث از ابن عباس روايت شده ، و ليكن در سابق گفتيم كه ذيل آيه شريفه با اين معنا آنطور كه بايد سازگار نيست .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:689.txt:آیات 1 - 3">آیات 1 - 3</a><a class="text" href="widget:text:690.txt:آیات 4 - 20 (1)">آیات 4 - 20 (1)</a><a class="text" href="widget:text:691.txt:آیات 4 - 20 (2)">آیات 4 - 20 (2)</a><a class="text" href="widget:text:692.txt:آیات 21 - 31">آیات 21 - 31</a><a class="text" href="widget:text:693.txt:آیات 32 - 40">آیات 32 - 40</a><a class="text" href="widget:text:694.txt:آیات 41 - 62 (1)">آیات 41 - 62 (1)</a><a class="text" href="widget:text:695.txt:آیات 41 - 62 (2)">آیات 41 - 62 (2)</a><a class="text" href="widget:text:696.txt:آیات 63 - 77">آیات 63 - 77</a></body></html>بسم اللّه الرحمن الرحيم 

تَبَارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيراً (1) 
الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَخَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً (2)‏ 
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِهِ آلِهَةً لَّا يَخْلُقُونَ شَيْئاً وَهُمْ يُخْلَقُونَ وَلَا يَمْلِكُونَ لِأَنفُسِهِمْ ضَرّاً وَلَا نَفْعاً وَلَا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَلَا حَيَاةً وَلَا نُشُوراً (3)

ترجمه آيات

به نام خداى رحمان و رحيم . بزرگ و لايق بزرگى است آن خدايى كه اين فرمان را به بنده خويش نازل كرد تا بيم رسان جهانيان باشد (1).
همان كه فرمان روايى آسمانها و زمين خاص او است ، فرزندى نگرفته و در فرمان روايى شريك ندارد، و همه چيز را او آفريده و آن را به اندازه كرده اندازه اى دقيق (2).
(ولى گروهى ) سواى خدا خدايانى گرفتند كه چيزى خلق نكنند و خودشان مخلوقند، اختيار سود و زيان خويش ندارند و اختيار مرگ و زندگى و تجديد حيات ندارند (3).

بيان آيات

غرض اين سوره بيان اين حقيقت است كه دعوت رسول خدا (صلى الله عليه وآله )
دعوتى است حق ، و ناشى از رسالتى از جانب خداى تعالى ، و كتابى نازل شده از ناحيه او، و نيز در اين سوره چند نوبت پشت سر هم ايرادهايى كه كفار بر نبوت آن جناب از ناحيه خدا، و بر نازل بودن كتابش از جانب خدا كرده اند، دفع شده ، و در اين دفع عنايتى بالغ به كار رفته .و چون بيان اين غرض مستلزم احتجاج بر مساءله توحيد و نفى شريك ، و بيان پاره اى از اوصاف قيامت ، و صفات پسنديده اى از مؤ منى نبود، لذا به اين مسائل نيز پرداخته ، ولى همه اين بيانات را با لحن انذار و تخويف ايفاء نمود، نه تبشير و تشويق .
اين را هم بايد گفت كه اين سوره به شهادت سياق عمومى آيات آن در مكه نازل شده ، جز اينكه چه بسا بعضى از مفسرين سه آيه آن را استثناء كرده ، گفته اند كه : در مدينه نازل شده است ، و آن سه آيه عبارت است از آيه (و الّذين يدعون مع اللّه الها آخر... غفورا رحيما.
و شايد وجه در آن اين باشد كه در اين سه آيه مساءله حرمت زنا مطرح شده ، ولى شما خواننده عزيز به خاطر 