وط به سه ماه بهار است : (حمل ) و (ثور) و (جوزاء) است و آنكه مربوط به سه ماهه تابستان است : (سرطان ) و (اسد) و (سبله ) است و آنكه مربوط به سه ماهه پائيز است : (ميزان ) و (عقرب ) و (قوس ) است ، و آنكه مربوط به سه ماهه زمستان است : (جدى ) و (دلو) و (حوت ) است كه مجموعا دوازده برج مى شود.
و در كتاب فقيه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: هر چه در شب از تو فوت شد قضايش را در روز به جاى آر همچنانكه خداى تعالى فرمود: (و هو الذى جعل الليل و النهار خلفة لمن اراد ان يذكر او اراد شكورا) يعنى هر كس كه بخواهد مى تواند آنچه در شب از او فوت شده در روز قضاء كند و آنچه در روز از او فوت شده در شب به جاى آورد.وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَاماً (63) 
وَالَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَقِيَاماً (64) 
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَاماً (65) 
إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً (66) 
وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً (67)‏ 
وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَاماً (68) 
يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً (69) 
إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلاً صَالِحاً فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً (70) 
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَاباً (71) 
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً (72) 
وَالَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِآيَاتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْهَا صُمّاً وَعُمْيَاناً (73) 
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَاماً (74) 
أُوْلَئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمَا صَبَرُوا وَيُلَقَّوْنَ فِيهَا تَحِيَّةً وَسَلَاماً (75) 
خَالِدِينَ فِيهَا حَسُنَتْ مُسْتَقَرّاً وَمُقَاماً (76) 
قُلْ مَا يَعْبَأُ بِكُمْ رَبِّي لَوْلَا دُعَاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَاماً (77)

ترجمه آيات

بندگان خاص خداى رحمان آن كسانند
پيشگان ، خطابشان كنند سخن ملايم گويند (63).
و كسانى كه شب را با سجده و نماز براى پروردگارشان به روز آرند (64).
و كسانى كه گويند: پروردگارا عذاب جهنم را از ما بگردان كه عذاب آن دائم است (65).
كه جهنم قرارگاه و جاى بدى است (66).
و كسانى كه چون خرج مى كنند اسراف نكنند و بخل نورزند و ميان اين دو معتدل باشند (67).
و كسانى كه با خداى يكتا خدايى ديگر نخوانند و انسانى را كه خدا محترم داشته جز به حق نكشند و زنا نكنند و هر كه چنين كند به زودى سزا بيند (68).
روز قيامت عذابش دو برابر شود و در آن به خوارى جاويدان به سر برد(69).
مگر آنكه توبه كند و مؤ من شود و عمل شايسته كند آنگاه خدا بديهاى اين گروه را به نيكيها مبدل كند كه خدا آمرزگار و رحيم است (70).
و هر كه توبه كند و عمل شايسته انجام دهد به سوى خدا بازگشتى پسنديده دارد (71).
و كسانى كه گواهى به ناحق ندهند و چون بر ناپسندى بگذرند با بزرگوارى گذرند (72).
و كسانى كه چون به آيه هاى پروردگارشان اندرزشان دهند كر و كور بر آن ننگرند (73).
و كسانى كه گويند پروردگارا ما را از همسران و فرزندانمان ، مايه روشنى چشم ما قرارده و ما را پيشواى پرهيزكاران بنما(74).
آنها به پاداش اين صبرى كه كرده اند غرفه بهشت پاداش يابند و در آنجا درود و سلامى شنوند(75).
جاودانه درآنند كه نيكو قرارگاه و جايگاهى است (76).
بگو اگر عبادتتان نباشد پروردگار من اعتنايى به شما ندارد شما كه تكذيب كرده ايد به زودى نتيجه اش را خواهيد ديد(77) .

بيان آيات

اين آيات صفات بر جسته و ستوده اى از مؤ منين را در مقابل صفات ناس توده اى كه براى كفار شمرده بر مى شمارد، كه جامع آن صفات در مؤ منين اين است كه : مؤ منين پروردگار خود را مى خوانند، و پيامبر او و كتابى كه او بر آن پيامبر نازل كرده تصديق مى نمايند، و(آن صفات ) در كفار اين است كه : كفار رسالت پيامبر خداى را تكذيب مى كنند، و از دعوت او اعراض مى نمايند و پيروى هواى نفس ‍ مى شوند، و به همين مناسبت آيات مورد بحث با آيه (قل ما يعبوا بكم ربى لو لا دعاوكم فقد كذبتم فسوف يكون لزاما)
ختم مى شود كه ختم سوره نيز هست .
صفات مؤ منين : تواضع و فروتنى ، و برخورد سالم درمقابل برخورد زشت و لغو جاهلان با ايشان 

و عباد الرحمن الّذين يمشون على الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما

بعد از آنكه در آيه قبلى استكبار و خود خواهى كفار بر خداى سبحان و اهانتشان نسبت به اسم كريم و رحمان را ذكر كرد، در اين آيه در مقابل آن رفتار مؤ منين را ذكر مى كند كه نه تنها به اسم رحمان اهانت نمى كند، بلكه خود را بنده رحمان مى دانند همان رحمانى كه كفار از لفظ آن گريزان بودند و نفرت داشتند.
در اين آيه دو صفت از صفات ستوده مؤ منين را ذكر كرده ، اول اينكه : (الّذين يمشون على الارض هونا - مؤ منين كسانى هستند كه روى زمين با وقار و فروتنى راه مى روند) و (هون ) به طورى كه راغب گفته به معناى تذلل و تواضع است بنابراين ، به نظر مى رسد كه مقصود از راه رفتن در زمين نيز كنايه از زندگى كردنشان در بين مردم و معاشرتشان با آنان باشد.
پس مؤ منين ، هم نسبت به خداى تعالى تواضع و تذلل دارند و هم نسبت ب ه مردم چنينند، چون تواضع آنان مصنوعى نيست ، واقعا در اعماق دل ، افتادگى و تواضع دارند و چون چنينند ناگزير، نه نسبت به خدا استكبار مى ورزند و نه در زندگى مى خواهند كه بر ديگران استعلاء كنند و بدون حق ، ديگران را پائين تر از خود بدانند و هرگز براى به دست آوردن عزت موهومى كه در دشمنان خدا مى بينند در برابر آنان خضوع و اظهار ذلت نمى كنند. پس خضوع و تذللشان در برابر مؤ منين است نه كفار و دشمنان خدا، البته اين در صورتى است كه به گفته راغب كلمه (هون ) به معناى تذلل باشد. و اما اگر آن را به معناى رفق و مدارا بدانيم معناى آيه اين مى شود كه : مؤ منين در راه رفتنشان تكبر و تبختر ندارند.
صفت دومى كه براى مؤ منين آورده اين است كه ، چون از جاهلان حركات زشتى مشاهده مى كنند و يا سخنانى زشت و ناشى از جهل مى شنوند، پاسخى سالم مى دهند، و به سخنى سالم و خالى از لغو و گناه جواب مى گويند ، شاهد اينكه كلمه سلام به اين معنا است آيه (لا يسمعون فيها لغوا و لا تاثيما الا قيلا سلاما سلاما) مى باشد، پس حاصل و برگشت معناى اين كلمه به اين است كه : بندگان رحمان ، جهل جاهلان را با جهل مقابله نمى كنند.
و اين صفت ، صفت عباد