بعضى ديگر گفته اند: جمله (دعاوكم ) از باب اضافه مصدر به فاعل است . و مراد از دعا هم عبادت خداى سبحان است و معنا اين است كه : بگو پروردگار من اعتنا و اهتمامى به كار شما ندارد و يا شما را باقى نمى گذارد اگر او را عبادت نكنيد.
ولى اين تفسير با تفريع بعدى يعنى جمله (فقد كذبتم ) نمى سازد و به وجه روشنى نتيجه جمله مورد بحث قرار نمى گيرد و اگر جمله مورد بحث از باب اضافه مصدر به فاعل خودش و مراد از (دعاوكم ) دعايتان بود، جا داشت ديگر تفريع نكند و بدون (فا) ى تفريع بفرمايد: (و قد كذبتم ).
علاوه بر اين ، هميشه وقتى مصدرى به فاعل خود اضافه مى شود دلالت مى كند بر اينكه عمل قبلا انجام شده و يا در حال انجام است و مشركين مورد بحث آيه ، نه قبلا خدا را عبادت كرده بودند و نه در آن حال ، و به همين جهت حق كلام اين بود كه بفرمايد: (لو لا ان تدعوه - اگر او را نخوانيد)، دقت فرمائيد.
اين آيه شريفه ، خاتمه سوره فرقان است و در آن بازگشتى به غرض سوره شده و گفتار سوره در آن خلاصه گشته است ، چون همه گفتگوى سوره پيرامون اعتراض مشركين بر رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) و بر قرآن نازل بروى و تكذيبشان به پيغمبر و قرآن بود.
بحث روايتى (رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به اوصاف مؤ منين ، اسراف واقتار، تبديل سيئات به حسنات و...) 
در مجمع البيان در ذيل جمله (الذين يمشون على الارض هونا) از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: كسانى هستند كه وقتى راه مى روند همانطور كه جبلى و طبيعى ايشان است قدم بر مى دارند و در راه رفتن تصنع نمى كنند و به طور غير طبيعى و با تكبر راه نمى روند.
و در الدر المنثور است كه : عبد بن حميد از ابى سعيد خدرى از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت كرده كه در معناى (غرام ) در جمله (ان عذابها كان غراما) فرموده : يعنى دائمى است . و در تفسير قمى در ضمن روايت ابى الجارود از ابى جعفر (عليه السلام ) نقل كرده كه در معناى كلمه مذكور فرمود: غرام به معناى لازم و لا ينفك است . و در معناى اسراف در جمله (لم يسرفوا) فرموده است : اسراف به معناى انفاق در معصيت و در غير حق است . و در معناى اقتار در جمله (و لم يقتروا) فرموده : يعنى در حق خداى عزوجل بخل روا نمى دارند. و در معناى جمله (و كان بين ذلك قواما) فرموده : قوام به معناى عدل و ميانه روى در انفاق است ، و آن عبارت است از انفاق در هر جايى كه خدا دستور داده باشد.
و در كافى از احمد بن محمد بن على از محمد بن سنان از ابى الحسن (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (و كان بين ذلك قواما) فرموده : قوام ، عبارت است از انفاق دارندگان ، بمقداريكه لازم است و انفاق بيچارگان بمقدارى كه قدرت و توانايى دارند هست ، آنهم هر يك را به قدر عيال و مخارجشان ، مخارجى كه زندگيشان را اصلاح كند و زندگى خود صاحب عيال را نيز اصلاح نمايد، زيرا خداى تعالى هيچ كس را تكليف نفرموده مگر به آن مقدارى كه قدرت به ايشان داده است .
و در مجمع البيان از معاذ روايت كرده كه گفت : از رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) از اين آيه پرسيدم ، فرمود: كسى كه در غير حق انفاق كند اسراف كرده و كسى كه در مورد حق انفاق نكند اقتار كرده است .
مؤ لف : اخبار در معناى اين آيه بسيار زياد است .
و در الدر المنثور است كه فاريابى و احمد و عبد بن حميد و بخارى و مسلم و ترمذى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه و بيهقى (در شعب الايمان )، از ابن مسعود روايت كرده كه گفت از رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) پرسيدم : چه گناهى از همه گناهان بزرگتر است ؟ فرمود: اينكه براى خدا شريك بگيرى ، با اينكه او تو را خلق كرده . پرسيدم ديگر چه ؟ فرمود: اينكه فرزندت را برسانى . پرسيدم ديگر چه ؟ فرمود: اينكه با زن همسايه ات زنا كنى . بعد از اين جريان خداى تعالى در تصديق پاسخهاى رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) اين آيه را فرستاد: (و الّذين لا يدعون مع اللّه الها آخر و لا يقتلون النفس التى حرم اللّه الا بالحق و لا يزنون ).
مؤ لف : شايد مراد، تطبيق آيه بر اين مورد باشد نه اينكه بخواهد بگويد شاءن نزول آيه در خصوص اين مورد است .
و در همان كتاب آمده كه عبد بن حميد از على بن الحسين روايت كرده كه در ذيل آيه (يبدل اللّه سياتهم حسنات ) فرموده است : اين تبديل در آخرت است . ولى حسن گفته در دنياست .
و نيز در همان كتاب است كه احمد و هناد و مسلم و ترمذى و ابن جرير و بيهقى (در اسماء و صفات ) از ابوذر روايت كرده اند كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرمودند روز قيامت انسان را مى آورند و گفته مى شود گناهان كوچكش را بر وى عرضه كنيد، پس گناهان كوچكش نشان داده مى شود و اما گناهان بزرگش را از او دور مى سازند، آنگاه به او مى گويند: تو در فلان روز اين گناه را و در فلان روز اين را و روز ديگر اين را مرتكب نشدى ؟ !و آن شخص به همه اقرار مى كند، در حالى كه در دل ترس آن را دارد كه گناهان بزرگش را بياورند، پس درباره او دستور مى رسد در برابر هر گناهى كه كرده حسنه اى باو بدهيد.
مؤ لف : اين حديث يكى از روايات بسيار زياد و مستفيضى است كه هم از طرق شيعه و هم سنى در مساءله تبديل سيات به حسنات از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) و امام باقر و امام صادق و امام رضا(عليه السلام ) رسيده است .
و در روضه الواعظين از رسول خدا(صلى الله عليه و آله ) روايت كرده كه فرمود: هيچ مردمى به ياد خدا نمى نشينند، مگر آنكه يك منادى از آسمان به ايشان ندا مى دهد كه برخيزيد كه خداى تعالى گناهانتان را به حسنات مبدل نموده و همه آنها را بيامرزيد
و در كافى به سند خود از ابى الصباح از ابى عبد اللّه (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (لا يشهدون الزور) فرمود: مقصود از زور، غنا است . مؤ لف : و در مجمع گفته : اين روايت از ابى جعفر و ابى عبد اللّه (عليه السلام ) نقل
شده و قمى آن را، هم با سند و هم بدون سند روايت كرده است .
و در عيون به سند خود از محمد بن ابى عباد - كه معروف بوده به رقص و نوشيدن شراب مويز - روايت كرده كه گفت : از حضرت رضا(عليه السلام ) از رقصيدن پرسيدم ، فرمود اهل حجاز درباره آن فتوايى دارند. وليكن رقصيدن ، خود يكى از مصاديق باطل و لهو است كه حكمش اگر شنيده باشى قرآن كريم بيان كرده و فرموده است : (و اذا مروا باللغو مروا كراما)
و در روضه كافى به سند خود از ابى بصير روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) از معناى آيه

و الاذين اذا ذكروا بآيات ربهم لم يخروا عليها صما و عميانا

پرسيدم ، فرمود: معنايش اين است كه : با بصيرت آن را مى پذيرند، نه كوركورانه و با شك .
و در تفسير جوامع الجامع از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل جمله (و اجعلنا للمتقين اماما) فرمود: منظور آيه شريفه ماييم .
مؤ لف : در اين باره روايات بسيارى رسيده است و نيز روايات ديگرى هست كه آيه را به صورت (و اجعل لنا من المتقين اماما) قرائت فرموده اند.
و در الدر المنثور است كه ابن ابى حاتم و ابو نعيم در كتاب حليه از ابى جعفر روايت كرده اند كه فرمود مقصود از صبر در آيه 