 شده ، يعنى من كارى كرده ام كه از نظر آنها عاقبت وخيمى دارد، و دليلى هم نداريم كه ذنب در اينجا به معناى نافرمانى خدا باشد، و بحث مفصل اين داستان - ان شاء اللّه - در سوره قصص خواهد آمد.
دلگرمى مى دادند خداوند به موسى و هارون : ما با شمائيم !  

قال كلا فاذهبا باياتنا انا معكم مستمعون

كلمه (كلا) (مانند حاشا) ردع و رد سخنى را مى رساند و در اينجا متعلق است به سخنان قبلى موسى - يعنى اظهار ترس از كشته شدن - پس اين كلمه به موسى تامين مى دهد و او را دلگرم مى كند، كه مطمئن باشد دست فرعونيان به او نمى رسد، و اما درخواست اينكه هارون را نيز رسول خود كند، و با او بفرستد در آيه چيزى كه جواب از آن باشد نيامده ، تنها فرموده : پس دو نفرى آيات مرا نزد وى ببريد، و همين دلالت مى كند بر اينكه در خواستش پذيرفته شده است .
و جمله (فاذهبا باياتنا) متفرع بر همان ردع است ،(نه ، چنين نيست پس آيات ما را ببريد)، و اين تفريع ، كلام را چنين معنا مى دهد كه : آيات ما را نزد فرعون ببريد و نترسيد، آنگاه اين معنا را تعليل كرده به اينكه (انا معكم مستمعون - ما با شما هستيم و مى شنويم ) و مراد از ضمير جمع (كم - شما) با اينكه مورد خطاب دو نفر بودند، موسى و هارون و قوم فرعون است ، كه آن دو نزدشان مى روند.
و اينكه بعضى از مفسرين گفته اند: مراد از ضمير جمع ، تنها موسى و هارون است ، چون كمترين عدد جمع دو نفر است ، صحيح نيست ، زيرا علاوه بر اينكه اصل دعوايش در خصوص مورد بحث باطل است با ضميرهاى تثنيه اى كه قبلا گذشت و در آيات بعد نيز مى آيد سازگار نيست و اين اشكال را ديگران نيز به مفسر مذكور كرده اند.
كلمه (استماع ) به معناى گوش دادن به كلام و گفتار است و اين تعبير كنايه از اين است كه خداى تعالى در گفتگوى آن دو با قوم فرعون حاضر است و كمال عنايت را به آنچه ميان آنان جريان مى يابد دارد، همچنان كه در آيات اين داستان در سوره طه فرموده : (لا تخافا اننى معكما اسمع و ارى ).
و حاصل معنا اين است كه : نه ، چنين نيست و نمى توانند تو را بكشند، پس برويد نزد آنان ، و آيات ما را ببريد و نترسيد، كه ما نزد شما حاضريم و آنچه پيش مى آيد مى بينيم و به آن كمال عنايت را داريم .
گفتگوى موسى عليه السّلام با فرعون  

فاتيا فرعون فقولا انا رسول رب العالمين ان ارسل معنا بنى اسرائيل

اين جمله بيان دستورى است كه در آيه قبل بود و فرمود: (فاذهبا باياتنا).
و جمله (فقولا انا رسول رب العالمين - پس بگوييد كه ما فرستاده رب العالمينيم ) تفريع بر رفتن نزد فرعون است و اگر كلمه (رسول ) را مفرد آورد، با اينكه دو نفر بودند، يا به اين اعتبار است كه هر يك از آن دو رسول بودند، و يا به اين اعتبار كه رسالتشان يكى بوده و آن اين بوده كه (ان ارسل ... - بنى اسرائيل را با ما بفرستى ) و يا به اين اعتبار كه كلمه رسول در اصل مصدر بوده و مصدر در مفرد و جمع يكسان مى آيد و تقدير كلام اين است كه : (ما دو نفر صاحب رسول رب العالمينيم ) يعنى صاحب رسالت او هستيم . و اين احتمال آخرى را ديگران نيز آورده اند.
و جمله (ان ارسل معنا بنى اسرائيل ) تفسير رسالتى است كه از سياق استفاده مى شود، و مقصود از اين رسالت (كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى ) اين است كه دست از آنان بردارى و آزادشان كنى ، ولى چون مقصود اصلى اين بوده كه بنى اسرائيل را از مصر به سرزمين مقدس منتقل كنند، سرزمينى كه خداى تعالى وعده اش را به ايشان داده بود به همانجايى كه موطن اصلى پدرانشان ابراهيم و اسحاق و يعقوب (عليهماالسلام ) بود، به همين جهت نگفتند: (بنى اسرائيل را آزاد كن )، بلكه گفتند: (با ما بفرست ) يعنى با ما به سر زمين فلسطين بفرست .

قال الم نربك فينا وليدا و لبثت فينا من عمرك سنين

اين جمله استفهام انكارى است و توبيخ و سرزنش را مى رساند و كلمه (نربك ) صيغه مع الغير از مضارع تربيت است و كلمه (وليد) به معناى كودك است .
وقتى كه فرعون متوجه سخنان موسى و هارون مى شود و سخنان آن دو را مى شنود، موسى را مى شناسد و لذا خطاب را متوجه او به تنهايى مى كند و مى گويد: (آيا تو نبودى كه ما، در كودكى تو را تربيت كرديم ) و مقصودش از اين سخن اعتراض بر موسى بود از جهت دعايى كه موسى كرد، خلاصه : منظورش اين است كه تو خيال كرده اى ما تو را نمى شناسيم ؟ مگر تو همان نبودى كه ما، در آغوش خود بزرگت كرديم در حالى كه كودك بودى و سالها از عمرت را در ميان ما به سربردى ؟ ما اسم و رسم تو را مى شناسيم و هيچ خاطره اى از تو و احوال تو را فراموش نكرده ايم ، آن وقت چطور شد كه ناگهان رسول شدى ، تو كجا و رسالت كجا؟ با اينكه اصل و فرعت را مى شناسيم .
(و فعلت فعلتك التى فعلت و انت من الكافرين
كلمه (فعله ) - به فتح فاء صيغه مره از فعل است و يكبار را مى رساند مثل اينكه مى گوييم (ضربته ضربة ) يعنى او را زدم يك بار زدن ، و علت اينكه فعله را توصيف كرد به جمله (التى فعلت - آن يك عملت كه انجام دادى ) اين بود كه بفهماند آن يك عملت جرم بسيار بزرگ و رسوا بود
و نظير اين تعبير در آيه (فغشيهم من اليم ما غشيهم ) است و منظور فرعون ، از آن يك عملى كه موسى (عليه السلام ) كرد همان داستان كشتن مرد قبطى بود.
مفاد جمله : (و انت من الكافرين ) كه در خطاب فرعون به موسى عليه السّلام آمدهاست 
و اينكه گفت : (و انت من الكافرين - و تو از كافران بودى )، از ظاهر سياق - به طورى كه بعدا به آن اشاره خواهيم كرد - بر مى آيد كه مراد فرعون از كفر موسى ، كفران نعمت است و اينكه تو نمك پرورده ما بودى و مع ذلك آن مرد قبطى ما را كشتى ، و در سرزمين ما فساد انگيختى با اينكه سالها از نعمت ما برخوردار بودى و ما تو را مانند ساير مواليد بنى اسرائيل نكشتيم و در عوض در خانه خود تربيت كرديم ، از اين همه بالاتر (البته به زعم فرعون ) تو مانند ساير بنى اسرائيل برده ما بودى ، چون بنى اسرائيل همه بندگان ما هستند و من به آنان نعمت مى دهم ، آن وقت تو كه يكى از همين بردگان هستى مردى از قوم و فاميل مرا كشتى و از رسم عبوديت و شكر نعمت من سرباز زدى ؟!
پس ، خلاصه اعتراض فرعون در اين دو آيه اين است كه تو همان كسى هستى كه ما در كودكى و خردسالى ات تو را تربيت كرديم و سالهايى چند از عمرت را نزد ما به سر بردى و با كشتن مردى از دودمان من كفران نعمت من كردى با اينكه تو عبدى از عبيد من ، يعنى از بنى اسرائيل بودى آن وقت با اين سوابق سوئى كه دارى ، ادعاى رسالت هم مى كنى تو را چه به رسالت ؟ اگر تو را نمى شناختيم باز مطلبى بود، ما كه تو را و نمك نشناسى ها و فسادت را مى دانيم و كاملا تو را مى شناسيم .
با اين بيان روشن مى شود اينكه بعضى از مفسرين كلمه كفر را در مقابل ايمان گرفته و گفته اند: معناى آيه اين است كه تو به الوهيت من كافر بودى و يا اين است كه تو به همان خدايى كه ادعاى رسالتش را مى كنى ، كافرى و به آن خدا هم ايمان ندارى براى اينكه تو سالها نزد ما بودى و با ما معاشرت داشتى و در كيش ما و ملت ما بودى معناى درستى نيست .
و همچنين آن مفسر ديگر كه گفته : (اين جمله تنها مى خواهد بگويد تو كفران نعمت
مرا كردى ) ت