 رسالت موسى و هارون نيز كرده اند.
واكنش فرعون در مقابل ايمان آوردن ساحران  

قال آمنتم له قبل ان اذن لكم انه لكبيركم الذى علمكم السحر فلسوف تعلمون

گوينده اين سخن فرعون است ، و مرادش از اينكه گفت : (آمنتم له قبل ان آذن لكم ) اين است كه چرا بدون اجازه من به وى ايمان آورديد، و كلمه (قبل ) در اينجا معناى خود را نمى دهد، همچنان كه در آيه (لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربى ) نداده .
زيرا اگر كلمه قبل را به معناى خودش بگيريم ، آن وقت مفاد آيه اين مى شود كه
ترجمه الميزان ج : 15 ص : 385
ممكن بود فرعون به ساحران اجازه دهد كه به موسى ايمان بياورند و انتظارش مى رفت ، ولى آنان قبل از اجازه فرعون ايمان آورند،(و نيز در آيه اى كه مثل زديم معنا اين مى شود كه كلمات پروردگارم نيز ممكن است تمام شود، ولى آب دريا قبل از آن تمام مى شد)، بعضى ديگر از مفسرين نيز كلمه قبل را به معناى (بدون ) گرفته اند.
فرعون در جمله (انه لكبيركم الذى علمكم السحر)، بهتان ديگرى به مو سى (عليه السلام ) زده ، تا دلها را و مخصوصا بزرگان قوم را از او برگرداند.
و در جمله (فلسوف تعلمون ) ايشان را به طور مبهم تهديد نموده مى گويد: به زودى خواهيد فهميد و بيان نكرده كه به چه عذابى شكنجه تان مى دهم تا دلالت كند بر اينكه احتياجى نيست كه من نام آن را ببرم ، خودتان به زودى خواهيد فهميد.
(لاقطعن ايديكم و ارجلكم من خلاف و لاصلبنكم اجمعين ) - (قطع از خلاف ) به اين معنا است كه دست راست و پاى چپ كسى را قطع كنند - و يا به عكس و تصليب به معناى به دار آويختن مجرم است و نظير اين آيه در دو سوره اعراف و طه گذشت .

قالوا لا ضير انا الى ربّنا منقلبون

كلمه (ضير) به معناى ضرر است (يعنى اينكه تو ما را به دار بياويزى ضررى ندارد) و جمله (انا الى ربّنا منقلبون ) همان گفتار (لا ضير) را تعليل مى كند كه چرا ضرر ندارد، براى اينكه ما در مقابل اين عذابى كه ما را بدان تهديد مى كنى صبر مى كنيم و به سوى پروردگار خود باز مى گرديم ، كه عالى ترين بازگشتها است .

انا نطمع ان يغفر لنا ربنا خطايانا ان كنا اول المؤ منين

اين جمله ، تعليل آن مطلبى است كه از كلام سابقشان استفاده مى شد و آن اين است كه ما نه تنها از مرگ و كشته شدن باك نداريم ، بلكه مشتاق آن نيز هستيم تا پروردگار خود را ديدار كنيم ، چرا كه با مردن و كشته شدن به سوى پروردگار خود بر مى گرديم و از اين برگشتن هم خوفى نداريم ، براى اينكه ما اميدواريم پروردگارمان خطاهاى ما را بيامرزد و براى اينكه ما اولين كسى هستيم كه به موسى و هارون ، فرستادگان پروردگارمان ايمان آورديم .
و اين تعليل تعليلى است صحيح ، براى اينكه فتح باب در هر امر خيرى اثرى از خيرات دارد كه هيچ عقل سالمى در آن شك نمى كند، پس اگر خداى سبحان بنا داشته باشد
مؤ منى را به علت اينكه به رحمت و مغفرت او ايمان دارد بيامرزد، قطعا رحمت و مغفرت او اولين كسى را كه فتح باب ايمان كرده و راه را براى ديگران هموار ساخته وا نمى گذارد.
قسمت ديگر داستان موسى عليه السّلام : كوچ شبانه بنىاسرائيل از مصر و غرق و هلاك فرعون و فرعونيان 

و اوحينا الى موسى ان اسر بعبادى انكم متبعون

از اينجا قسمت دوم داستان موسى (عليه السلام ) و فرعون شروع مى شود و آن عبارت است از چگونگى نابودى و عذاب فرعون به كيفر اينكه دعوت موسى و هارون را رد كرد و قسمت اول آن عبارت بود از رسالت موسى و هارون به سوى وى و دعوتش به دين توحيد.
كلمه (اسر) امر از اسراء است ، كه به معناى سير دادن و كوچ دادن در شب است و مراد از (عبادى )، بنى اسرائيل است و اين تعبير نوعى احترام از ايشان است و جمله (انكم متبعون ) تعليل امر و دستور به اسراء است كه حاصل آن اين مى شود: بنى اسرائيل را شبانه حركت بده تا آل فرعون هم دنبال شما راه بيفتند.
و از اين جمله به خوبى بر مى آيد كه خداى تعالى از اين فرمان خود منظورى دارد و در اين دستور فرج و گشايشى براى بنى اسرائيل هست ، كه در آيه (فاسر بعبادى ليلا انكم متبعون و اترك البحر رهوا انهم جند مغرقون ) به اين منظور و نقشه تصريح شده است .

فارسل فرعون فى المدائن حاشرين ... ثم اغرقنا الاخرين

داستان غرق شدن فرعونيان و نجات يافتن بنى اسرائيل به دست موسى (عليه السلام ) را در طى چهارده آيه آورده ، كه البته حرفهاى زيادى قصه و آنچه كه از سياق كلام استفاده مى شود و احتياجى به ذكرش نبوده حذف كرده است . از آن جمله است بيرون شدن شبانه موسى و بنى اسرائيل از مصر، كه همين جمله گذشته كه مى فرمود: (ان اسر بعبادى ) بر آن دلالت مى كرد و بر همين قياس ‍ ساير مطالب ريز داستان ، حذف شده است .
(فارسل فرعون ) - يعنى موسى (عليه السلام ) بندگان مرا شبانه ازمصر بيرون آورد و چون فرعون خبردار شد مردانى را به شهرهايى كه در تحت فرمان او بودند فرستاد حاشرين تا مردم را كوچ دهند. و يكجا جمع كنند و به مردم بگويند: (ان هولاء) يعنى بنى اسرائيل (لشرذمه قليلون ) جمعيتى اندكند، كلمه (شرذمه ) تتمه مختصرى را گويند كه از چيزى باقى مانده باشد و اگر با اينكه خود كلمه اندك بودن را مى رساند، مع ذلك به لفظ قليل توصيف كرده ، به منظور تاءكيد قلت بوده ، تا معناى بسيار قليل را بدهد. (و انهم لنا لغائظون ) كارهايى مى كنند كه ما را به غيظ در مى آورند، (و انا لجميع ) و ما همگى بر اين
تصميمى كه گرفته ايم متفقيم . (حاذرون ) و از مكرى كه ممكن است دشمن عليه ما بكند بر حذريم ، هر چند كه دشمن ضعيف و اندك است ، منظور فرعونيان از اين حرف كه قطعا پيامى از خود فرعون بوده اين است كه مردم را بيشتر تحريك كنند و عليه بنى اسرائيل بشورانند.
(فاخرجناهم من جنات و عيون و كنوز و مقام كريم ) - با همين نقشه ، فرعونيان را از باغها و چشمه سارهايشان ، از گنجينه ها و منزلگاههاى زيبايشان ، از قصرهاى مشيد و خانه هاى رفيع كه داشتند بيرون كرديم .
در اين جمله با اينكه فرعونيان به تحريك فرعون از شهرهاى خود بيرون شدند، ولى خداى تعالى نسبت آن را به خودش داده و فرموده : ما بيرونشان كرديم و جهتش اين است كه بيرون شدنشان با نقشه اى الهى بود ، كه به كيفر استكبارى كه كردند آن نقشه را در حقشان عملى كرد، (كذلك ) داستان از اين قرار بود، (و اورثناها) و آن خانه ها و قصرها و نهرها و گنجينه ها و مقام كريم را به بنى اسرائيل ارث داديم چون فرعون و لشكريانش غرق شدند و بنى اسرائيل بعد از ايشان باقى ماندند، پس مى توان گفت كه وارث آنان شدند.
(فاتبعوهم ) - فرعونيان دنبال بنى اسرائيل را گرفتند (مشرقين ) و در صبحگاهى به ايشان رسيدند، (فلما تراء الجمعان ) همينكه دو صف لشكر يكديگر را ديدند (قال اصحاب موسى ) ياران موسى از بنى اسرائيل با ترس و لرز گفتند: (انا لمدركون ) دارند به ما مى رسند. (قال موسى كلا) - موسى گفت حاشا كه به ما برسند (ان معى ربى سيهدين ) خدا با من است و به زودى مرا هدايت مى كند، و مراد از اين معيت حفظ و يارى خداست ، همان يارى كه خداى تعالى در اول بعثتش و بعثت برادرش به آن دو وعده داده بود كه (انى معكما)، نه معيت به معناى ايجاد و تدبير، 