چون معيت به اين معنا در موسى (عليه السلام ) و فرعون به طور مساوى بود و اختصاص به موسى (عليه السلام ) نداشت و معناى اينكه فرمود: به زودى مرا هدايت مى كند، اين است كه به زودى مرا دلالت مى كند به اينكه چگونه شما را از شر فرعون و فرعونيان نجات دهم .
(فاوحينا الى موسى ان اضرب بعصاك البحر فانفلق ) - كلمه (انفلاق ) به معناى پاره شدن چيزى و جدا شدن اجزاى آن از يكديگر است ، (فكان كل فرق ) يعنى هر قطعه جدا شده از آن ، (كالطود) مانند پاره كوهى عظيم بزرگ بود، پس موسى داخل دريا شد و بنى اسرائيل هم با وى روانه شدند.
(و ازلفنا ثم ) - يعنى در آنجا (الاخرين ) ديگران را هم نزديك كرديم ، كه منظور از ديگران فرعون و لشكريان او است ، (و انجينا موسى و من معه اجمعين ) ما دريا را همچنان
جداى از هم نگاه داشتيم ، تا موسى و همراهانش از آن گذشتند (ثم اغرقنا الاخرين ) و سپس فرعون و قومش را كه در وسط دو قطعه آب ، قرار گرفته بودند با وصل كردن آبها به يكديگر غرق نموديم .
نتيجه گيرى از حكايت موسى عليه السّلام و فرعون  

ان فى ذلك لاية و ما كان اكثرهم مؤ منين و ان ربك لهو العزيز الرحيم

از ظاهر سياق آيه و همچنين سياق داستانهاى آينده بر مى آيد كه مورد اشاره در (ذلك ) مجموع جزئياتى است كه قرآن كريم از داستان موسى (عليه السلام ) از ابتداى بعثتش و دعوت فرعون و فرعونيان و نجات دادن بنى اسرائيل و غرق فرعون و لشكرش نقل كرده كه در همه اينها آيت و حجتى است كه بر توحيد خداى تعالى و يگانگى اش در ربوبيت و صدق رسالت موسى ، دلالت مى كند و هر كس كه در اين آيت تفكر كند به اين نتايج مى رسد.
(و ما كان اكثرهم مؤ منين ) - يعنى : ولى بيشتر اينان كه داستانشان را آورديم ايمان آور نبودند، با اينكه آيت ما واضح الدلاله بود.
بنابراين ، اينكه بعد از ذكر هر يك از داستانهايى كه در اين سوره آورده مى فرمايد: (و ما كان اكثرهم مؤ منين ) در حقيقت به منزله نتيجه گيرى و تطبيق شاهد بر مطلبى است كه برايش شاهد آورده ، گويا بعد از هر يك از داستانها كه ايراد كرده فرموده است : اين بود داستان اين قوم كه آيت خداى تعالى را متضمن بود، ولى بيشتر آن قوم ايمان آور نبودند، همچنان كه بيشتر قوم تو اى محمد(صلى اللّه عليه و آله ) ايمان آور نيستند، پس ديگر اين قدر اندوهناك مباش و غم ايشان را مخور، زيرا بشر تا بوده اينچنين بوده است ، هر امتى كه ما رسولى برايش فرستاديم تا به سوى توحيد ربوبيت دعوتشان كند، چنين بوده اند كه بيشترشان ايمان نمى آوردند.
بعضى از مفسرين گفته اند: (ضمير در (اكثرهم ) به قوم رسول خدا(صلى اللّه عليه و آله ) و مردم معاصرش بر مى گردد، و معناى آيه اين است كه در اين داستان كه ما از موسى (عليه السلام ) و قومش نقل كرديم آيتى است روشن ، و ليكن بيشتر قوم تو ايمان آور بدان نيستند. ولى اين تفسير خالى از بعد نيست و به نظر مى رسد كه از معناى آيه دور باشد).
و جمله (و ان ربك لهو العزيز الرحيم ) تفسيرش در اول سوره گذشت .وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ (69) 
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ (70) 
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَاماً فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ (71) 
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ (72) 
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ (73) 
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ (74) 
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ (75) 
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ (76) 
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ (77) 
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ (78)
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ (79) 
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ (80) 
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ (81) 
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ (82) 
رَبِّ هَبْ لِي حُكْماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ (83)‏ 
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ (84) 
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ (85) 
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ (86) 
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ (87) 
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ (88) 
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ (89) 
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ (90) 
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ (91) 
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ (92) 
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ (93) 
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ (94) 
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ (95) 
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ (96) 
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (97) 
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ (98) 
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ (99) 
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ (100) 
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ (101) 
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (102) 
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ (103) 
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (104)

ترجمه آيات

خبر ابراهيم را براى آنان بخوان (69)
وقتى به پدر و قومش گفت : چه مى پرستيد؟(70).
گفتند: بت هايى را مى پرست يم و پيوسته به عبادتشان قيام مى كنيم (71).
گفت : آيا وقتى آنها را مى خوانيد صداى شما را مى شنوند؟(72).
يا سودتان دهند يا زيان زنند؟ !(73).
گفتند: نه ، بلكه پدران خويش را ديده ايم كه چنين مى كرده اند(74).
گفت : آيا ديديد(مى دانيد) آنچه را كه شما عبادت مى كرديد؟(75).
شما و پدران پيشين شما(76).
(همه آنها) دشمن منند مگر پروردگار جهانيان (77).
كسى كه مرا آفريده و او هدايتم مى كند(78).
كسى كه هم او غذايم مى دهد و آبم مى دهد(79).
كسى كه وقتى بيمار شدم شفايم مى دهد(80).
و كسى كه مرا مى ميراند و دوباره زنده ام مى كند(81).
و كسى كه طمع دارم روز رستاخيز گناهم را بيامرزد(82).
پروردگارا مرا فرزانگى بخش و قرين شايستگانم كن (83).
و نزد آيندگان نيكنام گردان (84).
از وارثان بهشت پر نعمتم كن (85).
و پدرم را بيامرز كه وى گمراه بود(6 8).
و روزى كه مردم بر انگيخته مى شوند مرا خوار مگردان (87).
روزى كه مال و فرزندان سود ندهد(88).
مگر آنكه با قلب پاك سوء خدا آمده باشد(89).
و بهشت به نيكوكاران نزديك گردد(90).
و جهنم به گمراهان نمودار شود (91).
و به آنها گفته شود آن چيرهايى كه غير خدا مى پرستيديد كجايند؟(92).
آيا معبودهاى غير از خدا شما را نصرت دهند و يا نصرت يابند(93).
گمراهان و گمراه شدگان به رو در جهنم انداخته شوند(94).
و سپاهيان ابليس عموما(95).
در آنجا با يكديگر مخاصمه كنند و گويند(96).
قسم به خدا كه در ضلالتى آشكار بوديم (97).
كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مى گرفتيم (98).
و جز تبهكاران ما را گمراه نكردند(99).
و اكنون نه شفيعانى داريم (100).
و نه دوستانى صميمى (101).
كاش بازگشتى داشتيم و مى شديم (102).
كه در اين عبرتى هست و بيشترشان مؤ من نبودند(103).
و پروردگارت نيرومند و رحيم است (104).

بيان آيات

اين آيات بعد از 