مانند و به خاطر اينكه فساد در دلهايشان ريشه دوانيده از آن دل بر نكنند، آن وقت به عذاب استيصال گرفتارشان مى كند و زمين را از لوث وجودشان پاك مى سازد، همچنان كه فرمود: (و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض و لكن كذبوا فاخذناهم بما كانوا يكسبون ) و نيز فرموده : (و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و اهلها مصلحون ).
و نيز فرموده : (ان الارض يرثها عبادى الصالحون ) و اين بدان جهت است كه وقتى
صالح باشند، قهرا عملشان هم صالح مى شود، و چون عمل صالح شد، با نظام عام عالمى موافق مى شود و با اين اعمال صالح ، زمين براى زندگى صالح مى شود.
پس از آنچه گذشت روشن گرديد كه : اولا اينكه : حقيقت دعوت انبياء همانا اصلاح حيات زمينى انسانيت است ، كه خداى تعالى از شعيب حكايت كرده كه گفت : (ان اريد الا الاصلاح ما استطعت ).
و ثانيا اينكه : جمله (و لا تطيعوا امر المسرفين الذين يفسدون ...) در عين اينكه بيانى است ساده ، در عين حال حجتى است برهانى .
و شايد در اينكه بعد از جمله (الذين يفسدون فى الارض ) مجددا فرمود: (و لا يصلحون ) اشاره باشد به اينكه از انسانها به خاطر اينكه بشر و داراى فطرت انسانيتند انتظار مى رود كه زمين را اصلاح كنند و ليكن بر خلاف توقع ، از فطرت خود منحرف گشته ، به جاى اصلاح افساد كردند.
تكذيب و نافرمانى قوم ثمود و گرفتار شدن به عذاب الهى  

قالوا انما انت من المسحرين

يعنى تو از كسانى هستى كه نه يك بار و دو بار، بلكه پى در پى جادو مى شوند و تو را آن قدر جادو كرده اند كه ديگر عقلى برايت نمانده .
بعضى از علما گفته اند: كلمه (سحر) به معناى بالاى شكم است و مسحر كسى است كه داراى جوف و شكم باشد، در نتيجه مسحر در آيه كنايه مى شود از اينكه تو نيز مانند ما بشرى هستى مى خورى و مى نوشى . بنابر اين ، جمله (ما انت الا بشر مثلنا) تاءكيد همان كلمه مى شود.
بعضى ديگر گفته اند مسحر به معناى كسى است كه داراى سحر يعنى ريه باشد، آن وقت معنا چنين مى شود كه تو نيز مانند ما نفس ‍ مى كشى .

ما انت الا بشر مثلنا ... عذاب يوم عظيم

كلمه (شرب ) - به كسره شين - به معناى سهمى از آب است . و بقيه الفاظ آيه روشن است و تفصيل داستان آن جناب در سوره هود گذشت .

فعقروها فاصبحوا نادمين

كشتن ناقه را به همه قوم نسبت داده ، با اينكه مباشر در آن بيش از يك نفر نبود و اين
بدان جهت است كه بقيه قوم نيز مقصر بودند، چون به عمل آن يك نفر رضايت داشتند. و امير المؤ منين (عليه السّلام ) در نهج البلاغه فرموده : اى مردم دو چيز همه مردم را در يك عمل خير و يك عمل زشت جمع مى كند، به طورى كه يك عمل ، عمل همه محسوب مى شود، اول رضايت ، و دوم نارضايى ، همچنان كه ناقه صالح را بيش از يك نفر پى نكرد، ولى خداى تعالى عذاب را بر همه قوم نازل كرد، چون همه به عمل آن يك نفر راضى بودند.
و اينكه فرمود: (فاصبحوا نادمين ) شايد ندامتشان هنگامى بوده كه آثار عذاب را مشاهده كردند و گر نه بعد از كشتن ناقه تازه از در تعجيز و استهزاء به صالح مى گفتند: (يا صالح ائتنا بما تعدنا ان كنت من المرسلين ).

فاخذهم العذاب ... العزيز الرحيم

لام (العذاب )، لام عهد است ، يعنى آن عذاب موعود، ايشان را گرفت ، چون از آيات سوره هود بر مى آيد كه صالح (عليه السّلام ) ايشان را وعده نزول عذابى داده بود، كه بعد از سه روز مى رسد. و بقيه الفاظ آيه روشن است .كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ (160) 
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ (161) 
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ (162) 
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ (163) 
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ (164) 
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ (165) 
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ (166) 
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ (167) 
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ (168) 
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ (169) 
فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ (170) 
إِلَّا عَجُوزاً فِي الْغَابِرِينَ (171) 
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ (172) 
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَراً فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ (173) 
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ (174) 
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ (175)

ترجمه آيات

قوم لوط نيز پيامبران را دروغگو شمردند (160).
هنگامى كه برادرشان لوط به ايشان گفت : آيا خدا ترس و پرهيزكار نمى شويد؟(161).
من پيغمبرى خيرخواه براى شمايم (162 ).
از خدا بترسيد و اطاعتم كنيد (163 ).
من از شما براى پيغمبريم مزدى نمى خواهم كه مزد من جز به عهده پروردگار جهانيان نيست (164)
چرا به مردان زمانه رو مى كنيد (165).
و همسرانتان را كه پروردگارتان براى شما آفريده وا مى گذاريد راستى كه شما گروهى متجاوزيد(166).
گفتند: اى لوط اگر بس نكنى تبعيد مى شوى (167).
گفت : من عمل شما را دشمن مى دارم (168).
پروردگارا من و كسانم را از (شئامت ) اعمالى كه اينان مى كنند نجات بخش (169).
پس او و كسانش را جملگى نجات داديم (170).
مگر پيرزنى كه جزو باقى ماندگان بود(171).
سپس ديگران را هلاك كرديم (172).
و بارانى عجيب بر آنان بارانديم و باران بيم يافتگان چه بد بود(173).
و در اين عبرتى هست ولى بيشترشان ايمان آور نبودند(174).
و پروردگارت نيرومند و رحيم است (175).

بيان آيات

اين آيات به داستان لوط پيغمبر (عليه السّلام ) كه بعد از صالح (عليه السّلام ) مى زيسته اشاره مى كند.

كذبت قوم لوط المرسلين ... رب العالمين

تفسير اين شش آيه در داستانهاى قبل گذشت .

اتاتون الذكران من العالمين

استفهامى است انكارى كه توبيخ را مى رساند و كلمه (ذكران - نرها) جمع ذكر - نر در مقابل ماده - است و آمدن به نرها كنايه است از لواط با آنان و اين عمل زشت در ميان آن قوم شايع بوده ، و كلمه (عالمين ) به معناى جماعتى از مردم است .
و اما اينكه كلمه عالمين مربوط به كجاست ؟ ممكن است بگوييم مربوط به ضمير فاعل در (تاتون ) است ، كه در اين صورت معنا چنين مى شود كه : آيا شما در ميان عالميان اين عمل زشت را انجام مى دهيد؟ بنابر اين ، آيه شريفه در معناى آن آيه ديگر است كه مى فرمايد: (ما سبقكم بها من احد من العالمين ).
همچنان كه ممكن است متصل به مفعول ، يعنى (ذكران ) باشد، كه در اين صورت معنا چنين مى شود: آيا در بين عالميان با اين همه كثرت كه دارند و اين همه زنان در آنان هست تنها به سر وقت مردان مى رويد؟!

و تذرون ما خلق لكم ربكم من ازواجكم ...

كلمه (تذرون ) به معناى (تتركون ) است ، يعنى زنان را رها مى كنيد، و اين كلمه ماضى ندارد، يعنى از ماده (ذرو) ماضى ساخته نشده است .
توضيح (ما خلق لكم ) كه در سخن لوط عليه السّلام با قوم خود آمده ، با بياناينكه آميزش با همجنس برخلاف نظام خلقت و فطرت انسان است . 
اگر در خلقت انسان و انقسامش به دو قسم نر و ماده و نيز به جهازات و ادواتى كه ه