مين

اشاره به اينكه اصحاب ايكه چه كسانى بوده اند  
كلمه (ايكه ) به معناى بيشه اى است كه درختان تو در همى داشته باشد. بعضى گفته اند اين بيشه جنگلى بوده در نزديكيهاى مدين كه طايفه اى در آن زندگى مى كرده اند و از جمله پيامبرانى كه به سويشان مبعوث شده شعيب (عليه السّلام ) بوده ، وى اهل آن محل نبوده است و با مردمش بيگانه بوده ، به دليل اينكه در اين داستان مانند داستانهاى قبل ، پيغمبر مورد بحث را برادر آن قوم نخوانده و نفرموده (اخوهم شعيب ) به خلاف هود و صالح كه هم وطن با قوم خود بوده اند، و هم چنين لوط كه از راه مصاهره و سببى فاميل قوم خود بود و لذا درباره اين سه تن فرموده : (اخوهم هود) و (اخوهم صالح ) و (اخوهم لوط) تفسير بقيه الفاظ آيه گذشت .

اوفوا الكيل و لا تكونوا من المخسرين و زنوا بالقسطاس المستقيم

كلمه (كيل ) به معناى مقياسى است كه متاع را از نظر حجم با آن مى سنجند و وفا كردن به كيل به اين معناست كه آن را كم نگيرند، و كلمه (قسطاس ) به معناى ترازويى است كه متاع را از نظر وزن با آن مى سنجند، و (استقامت قسطاس ) به اين است كه آن را عادلانه به كار بزنند. و اين دو آيه دستور مى دهد به اينكه كم فروشى نكنند و در دادن و گرفتن كالا كيل و ترازو را درست به كار ببرند.

و لا تبخسوا الناس اشياءهم و لا تعثوا فى الارض مفسدين

كلمه (بخس ) به معناى نقص در وزن و اندازه گيرى است ، همچنان كه كلمه (اخسار) به معناى نقص در راس المال است .
و از ظاهر سياق بر مى آيد كه جمله (و لا تبخسوا الناس اشياءهم - كالا و متاع مردم را كم ندهيد) متمم جمله (و زنوا بالقسطاس ‍ المستقيم ) است ، همچنان كه جمله (و لا تكونوا من المخسرين ) قيدى است متمم جمله (اوفوا الكيل ) و جمله (و لا تعثوا فى الارض مفسدين ) تاكيد هر دو نهى ، يعنى نهى در (لا تخسروا) و نهى در (لا تبخسوا) است و اثر شوم كم فروشى را بيان مى كند.
(و لا تعثوا فى الارض مفسدين ) - كلمه (تعثوا) از (عثى ) است ، كه مانند (عيث ) به معناى افساد است ، بنا بر اين ، كلمه (مفسدين ) حالى است كه (تعثوا) را تاءكيد مى كند و در داستان شعيب در سوره هود و نيز در تفسير آيه (و زنوا بالقسطاس ‍ المستقيم ذلك خير و احسن تاويلا) گفتارى پيرامون اينكه كم فروشى چه فسادهايى در اجتماع پديد مى آورد گذرانديم ، به آنجا مراجعه فرماييد.

و اتقوا الذى خلقكم و الجبلة الاولين

در مجمع البيان فرموده كلمه (جبلة ) به معناى خلقى است كه هر موجودى بر آن خلق مفطور شده .
پس مراد از جبله ، صاحبان جبلت است و معناى آيه اين است كه : از خدايى كه شما و صاحبان جبلت گذشته را آفريده بترسيد، همان خدايى كه پدران گذشته شما و شما را با اين فطرت آفريده كه فساد را تقبيح نموده به شئامت آن اعتراف كنيد.
و شايد اين نكته اى كه به آن اشاره كرديم باعث شده كه خصوص مساءله جبلت در آيه
بيايد، به هر حال آيه شريفه به توحيد در عبادت دعوت مى كند، چون مشركين از خداى خالق كه رب العالمين است هيچ پروايى نداشتند.

قالوا انما انت من المسحرين ... و ان نظنك لمن الكاذبين

تفسير صدر اين آيه گذشت و كلمه (ان ) در ذيل آيه ، يعنى در جمله (ان نظنك ) مخففه از مثقله است .

فاسقط علينا كسفا من السماء...

كلمه (كسف ) - به كسره كاف و فتحه سين ، به طورى كه گفته اند - جمع كسفه است ، يعنى قطعه ، و معناى آيه اين است كه قطعه اى از آسمان را بر سر ما بينداز، يعنى تو هيچ كارى از دستت بر نمى آيد، هر چه مى خواهى بكن .

قال ربى اعلم بما تعملون

اين جمله پاسخى است كه شعيب به گفته آنان و پيشنهادى كه در خصوص آوردن عذاب كرده اند داده و اين كنايه است از اينكه او هيچ اختيارى در آوردن عذاب از خود ندارد و اين كار مثل همه كارها به دست خداست ، چون او به آنچه مردم مى كنند داناتر است و بهتر مى داند كه آيا عملشان مستوجب عذاب هست يا نه و اگر هست مستوجب چه عذابى است ؟ بنابر اين آيه مورد بحث نظير پاسخى است كه هود به قومش داد و گفت : (انما العلم عند اللّه و ابلغكم ما ارسلت به ).

فكذبوه فاخذهم عذاب يوم الظلة ...

(يوم الظله ) همان روز عذاب قوم شعيب است ، كه ابرى برايشان سايه افكند و تفصيل داستانشان در سوره هود گذشت .

ان فى ذلك لاية ... العزيز الرحيم

تفسير اين آيه نيز گذشت .
بحث روايتى
دو روايت درباره رسالت شعيب عليه السّلام  
در كتاب جوامع الجامع در ذيل آيه (اذ قال لهم شعيب ) گفته است : در حديث آمده
كه شعيب برادر اهل مدين بود و به عنوان رسول به سوى ايشان و نيز به سوى اصحاب ايكه فرستاده شده بود.
و در تفسير قمى در ذيل جمله (و اتقوا الذى خلقكم و الجبلة الاولين ) آمده كه مقصود از (جبلة الاولين )، خلق اولين است ، و اينكه فرمود: (فكذبوه ) يعنى قوم شعيب آن جناب را تكذيب كردند، و مقصود از عذاب در جمله (فاخذهم عذاب يوم الظلة ) حرارت و بادهاى مسموم است .وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (192) 
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (193) 
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ (194) 
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ (195) 
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ (196) 
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ (197) 
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ (198) 
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ (199) 
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ (200) 
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ (201) 
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ (202) 
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ (203) 
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ (204) 
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ (205) 
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ (206)‏ 
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ (207) 
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ (208) 
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ (209) 
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ (210) 
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ (211) 
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (212) 
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ (213) 
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ (214) 
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ (215) 
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ (216) 
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ (217) 
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ (218) 
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ (219) 
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (220) 
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (221) 
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (222) 
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (223) 
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (224) 
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (225) 
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ (226) 
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ 