 در اين روايت فرمود: (رهطك المخلصين ) استفاده كرد كه در آن رواياتى كه آيه را به صورت (و انذر عشيرتك الاءقربين و رهطك منهم المخلصين ) قرائت كرده اند و آن را به اهل بيت و نيز به ابى بن كعب نسبت داده اند منظور تفسير آيه بوده ، يعنى جمله و (رهطك منهم المخلصين ) توضيح عشيره اقربين و تفسير آن است ، نه اينكه آيه به اين صورت نازل شده و نيمى از آن در قرآنها ساقط شده باشد.
دو روايت در ذيل (و تقلبك فى الساجدين ) در خطاب بر پيامبر اكرم صلى اللّهعليه و آله است 
و در مجمع در ذيل جمله (و تقلبك فى الساجدين ) گفته : بعضيها گفته اند: معناى آن اين است كه خدا تو را مى ديد كه از صلب پيغمبرى ساجد، به صلب پيغمبرى ديگر منتقل مى شدى ، تا آنكه تو را در حالى كه خودت نيز پيغمبرى بيرونت كرد. و اين معنا را از ابن عباس نقل كرده اند، و ناقل از ابن عباس ، عطاء و عكرمه است ، از امام ابى جعفر و امام ابى عبد اللّه (عليه السّلام ) نيز روايت شده كه فرمودند: يعنى او را كه از صلب اين پيغمبر به صلب آن پيغمبر منتقل مى شد مى ديد، تا آنكه او را از زمان آدم تا زمان پدرش از صلب پدرش از راه نكاح نه زنا بيرون آورد.
مؤ لف : اين روايت را غير طبرسى ساير روات شيعه نيز نقل كرده اند و از غير شيعه سيوطى هم در الدر المنثور از ابن ابى حاتم و ابن مردويه و ابى نعيم ، و غير ايشان از ابن عباس ، و غير او روايت كرده است .
باز در مجمع البيان است كه جابر از ابى جعفر (عليه السّلام ) روايت كرده كه فرمود: رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: قبل از من از ركوع و سجود بر نخيزيد و به ركوع و سجود نرويد، زيرا من همانطور كه پيش روى خود را مى بينم ، عقب سرم را نيز مى بينم ، آنگاه اين آيه را تلاوت كرد.
مؤ لف : در عبارت روايت آمده كه قبل از من بلند نشويد و پايين نشويد و منظورش همان سر به سجده نهادن و از سجده برخاستن است ، كه گفتيم . و اين روايت را الدر المنثور هم از ابن عباس و غير او نقل كرده است .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه و احمد، از ابى سعيد روايت كرده اند كه گفت : در حالى كه ما داشتيم با رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) مى رفتيم ، شاعرى پيدا شد و شروع كرد به سرودن اشعار، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: اگر جوف يكى از شما پر از چرك شود بهتر از آن است كه پر از شعر گردد.
مؤ لف : اين روايت از طرق شيعه نيز از امام صادق (عليه السّلام ) از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت شده است .
و در تفسير قمى مى گويد: مردم را موعظه مى كنند و خود متعظ نمى شوند، نهى از منكر مى كنند و خود از آن دست بر نمى دارند، امر به معروف مى كنند و خود عمل نمى كنند، اينان همان كسانيند كه خداى عز و جل درباره شان فرمود: لم تر انهم فى كل واد يهيمون يعنى در هر مذهب و راهى مى روند (و انهم يقولون ما لا يفعلون ) و مى گويند چيزهايى را كه خود عمل نمى كنند و اينان همان كسانيند كه حق آل محمد (صلى اللّه عليه و آله ) را غصب كردند.
روايتى درباره شعر و شعرا و نزول آيه : (و الشعراء يتبعهم الغاوون ...) 
و در اعتقادات صدوق آمده كه شخصى از امام صادق (عليه السّلام ) از آيه (و الشعراء يتبعهم الغاوون ) سؤ ال كرد، حضرتش در پاسخ فرمود: منظور شعراى داستانسرا هستند.
مؤ لف : داستان سرايان يكى از مصاديق اين گونه شعرايند و گر نه معناى جامع آيه همان بود كه ما در ذيل آيه گذرانديم .
و در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، از ابن مسعود، از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) روايت كرده كه فرمود: بعضى از اشعار حكمت و پاره اى از بيانات ، سحر است .
مؤ لف : جمله اولى از ابن ابى شيبه ، از بريده ، و از ابن عباس از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) نقل شده ، و نيز از ابن مردويه ، از ابو هريره از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به اين عبارت روايت شده كه فرمود: بعضى از اشعار، حكمت است و شعر پسنديده آن شعرى است كه در آن از حق يارى شود و چنين شعرى مشمول آيه نيست .
و در مجمع البيان از زهرى روايت كرده كه گفت : عبدالرحمان پسر كعب بن مالك برايم حديث كرد، كه پدرش كعب بن مالك از رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) پرسيد: درباره شعراء چه مى فرمايى ؟ فرمود: مؤ من تنها با شمشير جهاد نمى كند، زبان او نيز شمشير است ،
الميزان ج : 15 ص : 479
به آن خدايى كه جانم به دست اوست ، مطمئنا بدانيد كه شما با اشعار خود جهادى مى كنيد، كه گويا با تير بدنهايشان را خون آلود كرده باشيد.
آنگاه مرحوم طبرسى اضافه مى كند كه : رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) به حسان بن ثابت ( شاعر مخصوص خود ) فرمود: (اهجهم ) و يا فرمود: (هاجهم و روح القدس معك ) كه معنايش - چه آن باشد و چه اين اين است كه كفار را هجو كن ، كه روح القدس با توست و تو را مدد مى كند و اين روايت را بخارى و مسلم در دو صحيح خود آورده اند.
و در الدر المنثور است كه ابن شيبه و عبد بن حميد و ابو داود، (در كتاب ناسخ خود) و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابن مردويه ، از ابى الحسن سالم براد (برده فروش )، روايت كرده كه گفت وقتى آيه (و الشعراء...) نازل شد، عبداللّه بن رواحه ، و كعب بن مالك و حسان بن ثابت ، با چشم گريان به خدمت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) وارد شده عرضه داشتند: يا رسول اللّه (صلى اللّه عليه و آله ) خداى تعالى كه اين آيه را فرو فرستاده مى داند كه ما از شعراييم ، آيا ما نيز هلاك شديم ؟ دنبال اين سؤ ال اين جمله نازل شد: (الا الّذين آمنوا و عملوا الصالحات )، رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) فرستاد نزد سؤ ال كنندگان و اين آيه را برايشان خواند.
مؤ لف : اين روايت و روايات ديگرى كه به اين معنا رسيده بعضى را واداشته بگويند كه آيات پنجگانه آخر سوره در مدينه نازل شده ، كه خواننده عزيز به اشكال وارده بر كلام آنان در تفسير آيات مذكور توجه فرمود.
و در كافى به سند خود از ابى عبيده از امام صادق (عليه السّلام ) روايت كرده كه فرمود: از سختترين وظايفى كه خداى تعالى بر خلق خود واجب فرموده ، ذكر كثير خداست ، آنگاه فرمود: منظورم از ذكر بسيار خدا (سبحان اللّه و الحمد لله و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر) نيست ، هر چند كه اينها نيز ذكر خدا است ، و ليكن ذكر خدا اين است كه انسان در هنگام برخورد به حرام خدا و حلال او، به ياد خدا بيفتد، اگر طاعت است بدان عمل كند و اگر معصيت است ترك گويد.
مؤ لف : اين روايت تفسيرى را كه ما در ذيل آيه مذكور گذرانديم تاءييد مى كند.يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ (178)
 وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (179)

ترجمه آيات

اى كسانى كه ايمان آورده ايد قصاص (جناياتى كه واقع ميشود) بر شما واج