ز مفسرين در تفسير جمله هاى آيه مطالبى غير اين را آورده اند، همه ضعيف است ، مثل آن مفسرى كه در جمله : (و اصبح فؤ اد ام موسى فارغ ) گفته : (يعنى قلب مادر موسى وقتى كه شنيد پسرش به دام فرعون افتاده ، از شدت ترس و حيرت ، خالى از عقل شد). يا آن مفسر ديگر كه گفته : (قلب مادر موسى از آن وحيى كه بدو شد فارغ گشت و از ياد آن خالى شد و آن را فراموش كرد). و يا آن مفسر ديگر كه گفته : (يعنى قلب مادر موسى از هر چيزى غير از ياد موسى خالى گشت ، و خلاصه دلش براى موسى فارغ شد)، زيرا هيچ يك از اين نظرات از سياق آيه استفاده نمى شود.
نظير اين اقوال در ضعف ، قول ديگر آنان است كه گفته اند: جواب كلمه (لولا) حذف شده ، و تقدير كلام اين است كه : (لولا ان ربطنا على قلبها لابدته و اظهرته )، و وجه اين تقدير - آن طور كه گفته شده - اين است كه : كلمه (لولا) شبيه به ادوات شرط است كه به همين جهت بايد صدر جمله قرار گيرد، يعنى جوابش از خودش جلوتر نيفتد، اين نكته ، مفسرين نامبرده را وادار كرده كه جواب اين كلمه را در تقدير بگيرند، تا جلوتر از آن نباشد. و ما در اين مطلب در ذيل آيه (و لقد همت به وهم بها لولا ان را برهان ربه ) مناقشه كرديم - به آنجا مراجعه كنيد.
تعقيب و مراقبت خواهر موسى (ع ) او را بدرخواست مادرش 

و قالت لاخته قصيه ، فبصرت به عن جنب و هم لا يشعرون

در مجمع البيان گفته : (كلمه (قص ) به معناى دنباله جاى پا و اثر كسى را گرفتن و رفتن است ، و قصه را هم كه به معناى داستانهاى گذشته است ، به همين جهت قصه مى گويند، كه دومى در نقل آن از اولى پيروى مى كند. و نيز در معناى جمله (فبصرت به عن جنب ) گفته : يعنى وى او را از دور بديد).
و معناى آيه اين است كه : مادر موسى به خواهر موسى - كه دخترش باشد - گفت : دنبال موسى را بگير، ببين چه بر سرش آمد، و آب ، صندوق او را به كجا برد؟، خواهر موسى همچنان دنبال او را گرفت ، تا آنكه موسى را از دور ديد كه خدام فرعون او را گرفته اند، در حالى كه فرعونيان متوجه مراقبتش نشدند.

و حرمنا عليه المراضع من قبل ، فقالت هل ادلكم على اهل بيت يكفلونه لكم و هم له ناصحون

كلمه (حرمنا) از تحريم است ، كه در اين آيه به معناى حرام شرعى نيست ، بلكه به معناى تحريم تكوينى است ، و معنايش اين است كه : ما او را طورى كرديم كه از احدى پستان قبول نكرد، و از مكيدن پستان زنان امتناع ورزيد.
و اينكه فرمود: (من قبل ) معنايش اين است كه موسى قبل از آنكه خواهرش نزديك شود از مكيدن پستان زنان امتناع ورزيده بود، و كلمه (مراضع ) - به طورى كه گفته اند - جمع (مرضعه است ) يعنى زن شيرده .
(فقالت هل ادلكم على اهل بيت يكفلونه لكم و هم له ناصحون ) - اين جمله تفريع بر مطالب قبل است ، چيزى كه هست از سياق برمى آيد كه در اينجا چيزى حذف شده ، گويا فرموده : (و حرمنا عليه المراضع غير امه من قبل ان تجى ء اخته فكلّما اتواله بمرضع لترضعه لم يقبل ثديها فلما جاءت اخته وراءت الحال قالت عند ذلك لال فرعون هل ادلكم على اهل بيت يكفلونه لنفعكم و هم له ناصحون يعنى ما قبل از آنكه خواهر موسى برسد زنان شيرده را بر او حرام كرديم ، و طورى كرديم كه پستان غير مادرش را نگيرد، در نتيجه هر چه زن شيرده آوردند پستانش راقبول نكرد، همين كه خواهرش آمد، و وضع را بديد، به آل فرعون گفت : آيا مى خواهيد شما را به خاندانى راهنمايى كنم كه آنان تكفل و سرپرستى اين كودك را به نفع شما به عهده بگيرند؟ خاندانى كه خيرخواه وى باشند.)
بازگردانيده شدن موسى (ع ) به دامان مادر به لطف الهى 

فرددناه الى امّه كى تقرّ عينها و لا تحزن و لتعلم انّ وعد اللّه حقّ و لكنّ اكثرهم لا يعلمون

اين آيه با حرف فايى كه بر سرش آمده تفريع بر مطالب قبل شده ، البته با مطالبى كه در آيه نيامده ، ولى سياق بر آن دلالت دارد، و حاصل معنايش اين است كه : خواهر موسى گفت : آيا شما را راهنمايى كنم بر اهل بيتى چنين و چنان ؟ پس فرعونيان پيشنهادش را پذيرفتند، و او ايشان را راهنمايى به مادر موسى كرد، پس موسى را تسليم مادرش كردند، در نتيجه او را با اين نقشه ها به مادرش ‍ برگردانيديم .
(كى تقر عينها و لا تحزن و لتعلم ...) - اين جمله تعليل و بيان علت اين است كه چرا او را به مادرش برگردانديم . و مراد از كلمه (لتعلم تا بداند) اين است كه با مشاهده فرزندش يقين پيدا كند، و تحقق وعده خدا را به چشم ببيند، چون مادر موسى قبل از اين جريان وعده خدا را شنيده بود، و مى دانست كه وعده او حق است ، و ايمان به آن نيز داشت ، ولى ما موسى را به او برگردانديم تا با ديدن او يقين به حقانيت وعده خدا كند.
و مراد از (وعده خدا) تنها وعده برگرداندن موسى نيست ، بلكه مطلق وعده الهى است ، به دليل اينكه فرموده (و لكن اكثر الناس ‍ لا يعلمون ولى بيشتر مردم نمى دانند) يعنى يقين پيدا نمى كنند، و غالبا در وعده هاى خدا گرفتار شك و ريبند، و دلهايشان مطمئن به آن نيست و حاصل معناى آيه اين است كه : مادر موسى با مشاهده حقانيت اين وعده اى كه خدا به او داد، يقين پيدا كرد، به اينكه مطلق وعده هاى خدا حق است .
و چه بسا بعضى از مفسرين گفته اند كه : مراد از وعده خدا، مطلق وعده هاى او نيست ، بلكه همان وعده برگرداندن موسى است به مادرش ، كه در آيه قبلى آمده بود. ولى اين تفسير با جمله (ولكن ...)، به بيانى كه گذشت نمى سازد.

و لما بلغ اشده و استوى اتيناه حكما و علما و كذلك نجزى المحسنين

(بلوغ اشد) به معناى اين است كه : انسان آن قدر زنده بماند و عمر كند تا نيروهاى بدنش به حد قوت و شدت برسد، و اين غالبا در سن هجده سالگى صورت مى گيرد. و كلمه (استوى ) از (استواء) است ، كه به معناى اعتدال و استقرار مى باشد، پس استواء در حيات ، به معناى اين است كه : آدمى در كار زندگى اش استقرار يابد و اين در افراد، مختلف است ، بيشتر بعد از بلوغ اشد يعنى بعد از هجده سالگى حاصل مى شود.
و ما در سابق درباره بقيه الفاظ آيه يعنى داده شدن حكم و علم و نيز درباره احسان در چند جا از اين كتاب بحث كرديم .
بحث روايتى
بحث روايتى 
چند روايت در ذيل آيه : (و نريد ان نمن على الذين الستضعفوا...) و جرى تطبيق آنبر ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) 
در الدر المنثور است كه ابن ابى شيبه ، ابن منذر، و ابن ابى حاتم ، از على بن ابى طالب (عليه السلام )، روايت كرده اند كه در ذيل آيه (و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض )، فرموده : (مستضعفين فى الارض ) عبارتند از: يوسف و فرزندانش .
مؤ لف : شايد مراد همان بنى اسرائيل باشند وگرنه ظهور آيه در خلاف معناى مزبور روشن است .
و در معانى الاخبار به سند خود از محمد بن سنان ، از مفضل بن عمر، روايت كرده كه گفت : از امام صادق (عليه السلام ) شنيدم ، مى فرمود: رسول خدا (صلى الله اليه و آله و سلم ) نگاهى به على و حسن و حسين (عليهماالسلام ) كرد و گريست و فرمود: شما بعد از من مستضعف خواهيد شد، مفضل مى گويد عرضه داشتم معناى اين كلام رسول خدا (صلى الله اليه و آله و سلم ) چيست ؟ فرمود: معنايش اين است كه : بعد از من شما اماميد، چون خداوند عزوجل مى فرمايد: (و نريد ان نمن على ال