ى و پشتيبانى مى كند).
سبب درخواست موسى (ع ) از خداوند كه هارون را به يارى اش بفرستد
جمله (انى اخاف ان يكذبون ) تعليل درخواستى است كه كرده ، و آن اين بود كه : برادرم هارون را با من بفرست ، و از سياق برمى آيد كه آن جناب از اين ترس داشته كه فرعونيان تكذيبش كنند، و او خشمگين شود، و نتواند حجت خود را بيان نمايد، چون در حال خشم لكنتى كه در زبانش بوده ، بيشتر مى شده ، نه اينكه معنايش اين است كه : هارون را با من بفرست تا مرا تكذيب نكنند، زيرا آنهايى كه وى را تكذيب مى كردند باك نداشتند از اين كه هارون را هم همراه او تكذيب كنند، كسى كه بخواهد زير بار موسى نرود و او را تكذيب كند هارون هم با او باشد باز تكذيب خواهد كرد.
دليل بر گفتار ما در معناى جمله ، آيه (قال رب انى اخاف ان يكذبون و يضيق صدرى و لا ينطلق لسانى فارسل الى هرون ) است ، كه سخن موسى (عليه السلام ) را در همين مورد حكايت مى كند.
بنابراين ما حصل معناى آيه مورد بحث اين مى شود كه برادرم هارون فصيح تر از من است ، و زبانى گوياتر از من دارد، پس او را به ياريم بفرست ، تا صدق مرا در مدعايم تصديق كند، و وقتى مردم با من مخاصمه مى كنند، قانعشان سازد، زيرا من مى ترسم تكذيبم كنند، آن وقت ديگر نتوانم صدق مدعايم را برايشان روشن سازم .

قال سنشد عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكما باياتنا انتما و من اتبعكما الغالبون

اينكه فرمود: بازويت را به وسيله برادرت محكم مى كنم ، كنايه است از اينكه : تو را به وسيله او تقويت خواهم كرد، و همچنين عدم وصول فرعونيان به آن دو، كنايه است از اينكه آنان قدرت و تسلط بر كشتن شما نخواهند يافت ، گويا آن دو بزرگوار را در يك طرف و فرعونيان را در طرف ديگر دو گروه فرض كرده ، كه با هم مسابقه دارند، آنگاه فرموده : گروه فرعونيان به شما نمى رسند، تا چه رسد به اينكه از شما سبقت گيرند.
و معناى آيه اين است كه : خداى تعالى فرمود: به زودى تو را به وسيله برادرت هارون تقويت و يارى خواهيم كرد، و براى شما تسلط و اقتدار و غلبه اى برايشان قرار خواهيم داد، تا به سبب آياتى كه ما شما دو نفر را به وسيله آن غلبه مى دهيم ، نتوانند بر شما مسلط شوند، آنگاه همين غلبه دادن آن دو بزرگوار را بر فرعونيان بيان نموده ، و فرموده : (انتما و من اتبعكما الغالبون شما و هر كس كه شما دو نفر را پيروى كند غالب خواهيد بود). و اين بيان را آورد تا بفهماند كه نه تنها آن دو تن غالبند، بلكه پيروان ايشان نيز غالب خواهند بود.
از اين بيان روشن مى شود كه : كلمه (سلطان ) به معناى قهر و غلبه است ولى بعضى از مفسرين گفته اند: به معناى حجت و برهان است ، يعنى ما براى شما دو نفر حجت و برهان قرار مى دهيم ، و اگر سلطان به اين معنا باشد بهتر آن است كه بگوييم جمله (باياتنا) متعلق است به (غالبون ) نه به جمله (فلا يصلون اليكما) (توضيح اينكه : بنا بر وجه اول معنا اين مى شود كه : فرعونيان به سبب آيات و معجزات ما بر شما غلبه نمى كنند و بنابر وجه دوم اين مى شود كه : شما به سبب حجت و برهان ما غالب خواهيد بود). البته در معناى آيه شريفه وجوه ديگرى نيز ذكر كرده اند، كه چون فايده اى در تعرض آنها نديديم از نقل آنها خوددارى نموديم .سخن فرعونيان در تكذيب موسى (عليه السلام ) و جواب آن حضرت بدانان 

فلما جاءهم موسى باياتنا بينات قالوا ما هذا الا سحر مفترى ...

يعنى وقتى موسى نزد فرعونيان آمد، گفتند: اين سحرى است موصوف به مفترى ، و (مفترى ) صيغه اسم مفعول است ، و به معناى مجعول و من درآوردى است ، ممكن هم هست بگوييم مفترى مصدر ميمى است ، كه سحر به عنوان مبالغه موصوف به آن شده ، توضيح اينكه : وقتى بخواهيم مثلا در اتصاف شخصى به عدالت مبالغه كنيم ، كه جرثومه عدالت است ، مى گوييم اصلا خود عدالت است ، در اينجا نيز فرعونيان گفته اند: اين سحر از بس خلاف واقع است كه گويا عين جعل كردن است ، نه اينكه مجعول باشد.
اشاره (هذا) در جمله (ما هذا الا سحر مفترى ) اشاره است به معجزاتى كه آن جناب آورد، يعنى اينها جز سحرى من درآوردى نيست ، چشم بندى يى است كه خودش درست كرده ، و به دروغ به خدا نسبت مى دهد.
و اما اشاره (هذا) در جمله (ما سمعنا بهذا فى آبائنا الاولين ) اشاره است به دعوتى كه آورده ، كه معجزات مزبور را حجت و دليل بر آن قرار داده ، و اما احتمال اينكه مراد از اين اشاره هم همان معجزات بوده باشد، احتمال صحيحى نيست ، چون با تكرار اسم اشاره نمى سازد، علاوه بر اين فرعونيان وقتى معجزات آن جناب را ديدند، بنا بر حكايت قرآن گفتند: (فلناتينك بسحر مثله گفتند ما نيز نظير آن را خواهيم آورد) و حال آنكه در پاسخ موسى گفتند: (ما چنين چيزى در پدران گذشته خود سراغ نداشته ، و از آنان نشنيده ايم ). پس معلوم مى شود مراد از (هذا اين ) در اين جمله دعوت موسى (عليه السلام ) است ، نه معجزات وى ، از اين هم كه بگذريم در مقابل معجزات موسى (عليه السلام ) معنا ندارد كه بگويند: ما سابقه نظير اين را نداريم ، چون سابقه نداشتن از امثال آن معجزات پاسخگوى آن معجزات ، و رد دعوت آن جناب نمى شود.
پس معناى آيه اين است كه : آنچه موسى آورده دينى است نوظهور، كه از پدران گذشته و قديمى ما برايمان نقل نشده ، كه در عصرى از اعصار به آن معتقد بوده باشند، و با اين معنا، جمله (ربى اعلم بمن جاء بالهدى ...)، كه در آيه بعدى است ، نيز تناسب دارد.

و قال موسى ربى اعلم بمن جاء بالهدى من عنده و من تكون له عاقبه الدار...

مقتضاى سياق اين است كه : اين آيه پاسخى باشد از موسى (عليه السلام ) از كلام فرعونيان كه در رد دعوت موسى گفتند: (و ما سمعنا بهذا فى ابائنا الاولين ) و اساس اين جواب بر تحدى و اتمام حجت از راه تعجيز است ، گويا مى فرمايد: پروردگار من - كه همان رب العالمين است و خلقت و امر به دست او است - از شما داناتر است ، به كسى كه هدايتى مى آورد، و كسى كه موفق به دار آخرت مى شود، و همين پروردگار است كه مرا به عنوان رسول فرستاده تا هدايت برايتان بياورم ، - هدايتى كه همان دين توحيد است -، و مرا وعده داده كه هر كس به دينم بگرود دار عاقبت داشته باشد، و دليل بر اين ادعايم آيات بيناتى است كه از ناحيه خود به من داده است .
پس منظورش از عبارت (كسى كه هدايتى آورده ) خودش است ، و مراد از (هدى ) دعوت دينى است كه آورده .
و مراد از (عاقبه الدار) در جمله (و من تكون له عاقبه الدار)، يا بهشت است كه همان خانه آخرت است كه افراد سعيد در آنجا منزل مى كنند، همچنان كه قرآن كريم از زبان ايشان حكايت كرده و گفته : (و اورثنا الارض نتبوا من الجنه حيث نشاء) و يا آنكه مراد از (عاقبه الدار) سرنوشت خوب دنيا است ، همچنان كه در آيه 128 سوره اعراف (عاقبه الدار) به همين معنا است ، مى فرمايد: (قال موسى لقومه استعينوا بالله و اصبروا ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبه للمتقين موسى به قوم خود گفت : به خدا استعانت كنيد، و خويشتن دار باشيد، كه خدا زمين را به هر كس بخواهد ارث مى دهد، و سرانجام نيك از آن پرهيزكاران است ) و يا آنكه مراد از (عا