تخذ الهه هويه و نيز درباره پيشوايان ضلالت فرموده : (اتخذوا احبارهم و رهبانهم اربابا من دون الله ).
و آنهايى كه مورد نظر آيه مورد بحث هستند از صنف دوم مى باشند، چون صنف اول كه ملائكه و عيسى بن مريم (عليهماالسلام ) هستند، كسى را اغواء نكرده اند، و آيه مورد بحث سخن از (اغواء) به ميان آورده و فرموده كه : پيشوايان شرك گفتند كه ما آنان را اغواء كرديم و از عبادت آنان بيزاريم . پس مراد از (الذين حق عليهم القول )، كه از مشركين بيزارى ميجويند، پيشوايان شركند، هر چند كه مشركين هم مصداق (الذين حق عليهم القول ) هستند، و عذابشان حتمى است ، به شهادت آيه (حق القول منى لاملئن جهنم من الجنه و الناس اجمعين ) كه همه كفار را مصداق (الذين حق عليهم القول ) مى داند، و ليكن مراد در آيه مورد بحث پيشوايانى است كه شرك و ضلالت به ايشان منتهى مى شود.
در اينجا سوالى پيش مى آيد، و آن اين است كه : حق سخن اين بود كه اول خداوند از مشركين بپرسد كه چرا شرك ورزيديد، و چه كسى شما را بر آن واداشت ؟ و سپس از زبان آنان جواب بدهد كه فلان و فلان ما را مشرك كردند، آنگاه آيه مورد بحث را از زبان پيشوايان شرك در دفاع از خود بياورد، ولى اين طور نكرده ، از همان آغاز دفاع پيشوايان كفر را ذكر فرموده ، چرا؟
در پاسخ مى گوييم : شايد نكته آن اين باشد كه خواسته است اشاره كند به اينكه مشركين در اين موقف پيشوايان شرك و خدايان دروغين را نمى يابند، تا به آنان اشاره كنند، كه اينان ما را چنين كردند، همچنان كه آيه شريفه (و يوم يناديهم اين شركاءى قالوا آذناك ما منا من شهيد و ضل عنهم ما كانوا يدعون من قبل ) نيز به اين معنا اشاره مى كند.
(ربنا هولاء الذين اغوينا) - يعنى پروردگار اينان - اشاره به مشركين مى كنند - همان كسانند كه ما گمراهشان كرديم . و اين جمله توطئه و زمينه چينى براى جمله بعدى است .
معناى و مراد از جمله (اءغوينا هم كما غوينا) 
(اغويناهم كما غوينا) - گمراهشان كرديم ، همان طور كه خود گمراه شديم ، يعنى درست است كه گمراهى آنان به اغواى ما بود، چون كه ما خود گمراه بوديم ، و ليكن آن طور نبود كه ما مجبورشان كنيم به گمراهى ، بلكه عين گمراه كردن خودمان بود، همچنان كه خود ما به اختيار خود گمراه شديم ، ايشان نيز به اختيار خود گمراه شدند، و به هيچ وجه پاى اجبار و زور در بين نبود.
دليل بر اين كه معناى آيه اين است ، حكايتى است كه خداى تعالى از زبان ابليس نقل كرده ، كه در آن روز يعنى روز قيامت مى گويد: (و ما كان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى ، فلا تلومونى و لوموا انفسكم ).
و نيز سوال و جواب ستمگران و اقران آنان را حكايت كرده و فرموده : (و اقبل بعضهم على بعض يتساءلون قالوا انكم كنتم تاتوننا عن اليمين قالوا بل لم تكونوا مؤ منين و ما كان لنا عليكم من سلطان بل كنتم قوما طاغين فحق علينا قول ربنا انا لذائقون فاغويناكم انا كنا غاوين ). يعنى از ما كه گمراه بوديم به شما غير از گمراهى چيزى نرسيد.
از اين بيان روشن مى شود اينكه گفتند: (اغويناهم كما غوينا)، معناى ديگرى هم دارد، و آن اين است كه : مشركين از ما نظير همان وصفى را كسب كردند كه در خود ما بود، چيزى كه هست اگر ما از آنان بيزارى مى جوييم براى اين است كه : ما ايشان را مجبور به گمراهى نكرديم ، و اگر ما را خداى خود گرفتند، و ما را پرستيدند به زور و اجبار نبود.
(تبرانا اليك ) - اين جمله بيزارى بى قيد و شرط پيشوايان است ، مى گويند ما اصلا و به تمام معنا از مشركين بيزاريم ، چون ما نمى توانستيم ايشان را مجبور نموده و اختيار از ايشان سلب كنيم .
(ما كانوا ايانا يعبدون ) - يعنى با اجبار ما، ما را نپرستيدند، و يا معنايش اين است كه : ما را نپرستيدند، چون كه ما از اعمال آنان تبرى داريم ، و كسى كه از عملى تبرى دارد، آن عمل را به وى نسب ت نمى دهند، آيات ديگرى هم كه مى فرمايد روز قيامت اثرى از خدايان خود نمى يابند، برگشتش به همين معنا است ، كه خدايان نامبرده ، خود را از پرستش آنان بيزار و برى مى دانند، مانند آيه (و ضل عنهم ما كانوا يفترون ) و آيه (و ضل عنهم ما كانوا يدعون من قبل ) و (و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشركوا مكانكم انتم و شركاوكم فزيلنا بينهم و قال شركاوهم ما كنتم ايانا تعبدون ) و آياتى ديگر - دقت فرماييد -.
بعضى از مفسرين گفته اند: (معناى آيه اين است كه : خدايان دروغى كه در دنيا پرستش مى شدند در قيامت به خداى تعالى مى گويند: ما از اعمال مشركين به درگاهت بيزارى مى جوييم ، چون كه آنان ما را نمى پرستيدند، بلكه هواهاى خود را، و يا شياطين را مى پرستيدند)، و ليكن اين تفسير از سخافت و زشتى خالى نيست (براى اينكه قبل از جمله مورد بحث اقرار كردند كه ما آنان را گمراه كرديم ).
و چون هر يك از دو جمله (تبرانا اليك ) و (ما كانوا ايانا تعبدون ) معناى جمله (اغويناهم كما غوينا) را مى دهد لذا واو عاطفه بر سر آنها نيامد.

و قيل ادعوا شركاءكم فدعوهم فلم يستجيبوا لهم و راوا العذاب لو انهم كانوا يهتدون

مراد از كلمه (شركائهم - شركاى ايشان ) آلهه اى است كه به خيال آنان شركاى خدا بودند، و لذا (شركاء) را به خود آنان اضافه كرد، و نسبت داد (شركاءشان )، و از اينكه فرمود: (به ايشان گفته مى شود بخوانيد شركاى خود را)، منظور از خواندن آنها اين است كه : بيايند و پرستندگان خود را يارى نموده و عذاب را از ايشان دفع كنند، و به همين جهت جمله (و راوا العذاب - و ديدند عذاب را)، را بعد از جمله (فلم يستجيبوا لهم - پس خدايان ، دعاى پرستندگان را اجابت نكردند) آورد.
(لو انهم كانوا يهتدون ) - بعضى از مفسرين گفته اند: جواب (لو) در اينجا حذف شده ، يعنى نفرمود كه : اگر در پى هدايت بودند چه مى شد زيرا خود كلام بر آن دلالت دارد، و تقدير كلام اين است كه : آنان اگر راه به جايى مى بردند، و هدايت را مى پذيرفتند، هر آينه عذاب را مى ديدند، يعنى در دنيا به عذاب قيامت و حقانيت آن معتقد مى شدند، ممكن هم هست كلمه (لو) در اينجا به معناى آرزو باشد، و معناى آيه اين باشد كه : اى كاش راه به جايى مى بردند، و هدايت را مى پذيرفتند.

و يوم يناديهم فيقول ماذا اجبتم المرسلين

اين آيه عطف است بر چند آيه سابق ، كه مى فرمود: (و يوم يناديهم ...)،
چيزى كه هست در آيه سابق نخست پرسش شده اند از شركايى كه براى خدا قائل شده بودند، و به ايشان دستور داده شده كه آنها را به يارى خود بطلبيد، و در آيه مورد بحث پرسش شده اند از اينكه چه پاسخى به دعوت رسولان ، كه از ناحيه خدا به سويشان آمدند، دادند.
و معناى آيه اين است كه : در پاسخ آن كسى كه خداى تعالى به سوى شما فرستاد، و شما را به سوى ايمان و عمل صالح دعوت كرد چه گفتيد؟ فعميت عليهم الانباء يومئذ فهم لا يتساءلون

معناى اينكه كورى به اخبار نسبت داده شده (فعميت عليهم الانباء) نه به خود مشركين
كلمه (عميت ) ماضى از (عمى ) است كه به معناى كورى است ، و در اينجا معناى كورى مقصود نيست ، بلكه استعاره از اين است كه انسان در موقعيتى قرار گرفته كه به خبرى راه نمى يابد و مقتضاى ظا