ر بندگان حكم كند كه تنها او را عبادت كنند، و يگانه معبود مستحق عبادت است ، پس بر بندگان هم واجب است حكم او را گردن نهاده و تنها او را بپرستند.
سه وجه براى اينكه فقط خدا مستحق پرستش است : (له الحمد فى الاولى و الاخرة وله الحكم و اليه ترجعون ) 
آنگاه آنچه در ذيل آيه است ، كه مشتمل بر سه دليل است : 1- له الحمد 2- له الحكم 3- اليه ترجعون ، وجوهى است كه انحصار خدا را در استحقاق پرستش توجيه مى كند.
اما اينكه فرمود: (له الحمد فى الاولى و الاخره )، آن انحصار را به اين بيان توجيه مى كند كه هر كمالى كه در دنيا و آخرت وجود دارد نعمتى است كه از ناحيه خداى تعالى نازل شده ، و در ازاى هر يك از آنها مستحق ثناى جميل است ، و جمال هر يك از اين نعمت هاى موهوبه از كمال ذاتى و از صفات ذاتى او ترشح شده ، كه در ازايش مستحق ثناء است ، و غير از خداى تعالى هيچ موجود و هيچ كس مستقل در ثناى بر خدا نيست ، و هر كس هم كه خدا را ثنا گويد، ثنايش هم منتهى به اوست و عبادت هم ثناى زبانى و يا عملى است ، پس تنها اوست كه مستحق پرستش است .
و اما اينكه فرمود: (و له الحكم ) علتش اين است كه : خداى سبحان مالك على الاطلاق همه عالم است ، و غير از او كسى چيزى را مالك نيست ، مگر آنچه را كه او تمليكش فرموده باشد، و همان را هم كه خدا به كسى تمليك كرده ، باز خود او مالك است ، از سوى ديگر خداى سبحان ، هم در مرحله تشريع و اعتبار مالك است ، و هم در مرحله تكوين و حقيقت ، و از آثار ملك او يكى اين است كه : حكم مى كند بر بندگان و مملوكين خود كه كسى غير از او را نپرستند.
و اما اينكه فرمود: (و اليه ترجعون )، جهتش اين است كه : رجوع به سوى او به خاطر حساب و جزاء است ، و چون تنها او مرجع است ، سپس محاسب و جزاء دهنده نيز همو است و كسى غير از او محاسب و جزاء دهنده نيست ، پس تنها اوست كه بايد پرستش ‍ شود، و پرستش او را بايد تنها بر طبق دين او انجام داد.
اثبات توحيد ربوبى خداى تعالى با بيان عجز آلهه مشركين از آوردن نور يا ياآوردن شب 

قل ارايتم ان جعل الله عليكم الليل سرمدا الى يوم القيمه ...

كلمه (سرمد) بر وزن فعلل به معناى دائم است ، بعضى هم گفته اند: اين كلمه از ماده (سرد) اشتقاق يافته ، و ميم آن زيادى است ، و معناى (السرد) پشت سر هم بودن است ، و اگر فرمود: (به من بگوييد اگر خدا شب را تا روز قيامت يك سره قرار مى داد چه مى كرديد)، و خلاصه اگر شب را مقيد به روز قيامت كرد، براى اين است كه : بعد از رسيدن روز قيامت ديگر شبى نخواهد بود.
(من اله غير الله ياتيكم بضياء) - يعنى در چنين صورتى كدام يك از معبودهاى شما حكم خدا را نقض مى كرد و روز را برايتان مى آورد، و شما را از تاريكى نجات مى داد، تا بتوانيد به دنبال معاش برويد؟ اين آن معنايى است كه سياق ، شاهد آن است و نظير اين معنا در جمله آينده نيز كه مى فرمايد: (من اله غير الله ياتيكم بليل ...) مى آيد.
با اين بيانى كه ما براى آيه مورد بحث كرديم اشكالى كه بر دو آيه مورد بحث كرده اند برطرف مى شود، و آن اشكال اين است كه : اگر فرض كنيم كه شب تا روز قيامت امتداد يابد و عمر روزگار يك سره شب شود، ديگر اصلا تصور ندارد كه روزى و ضيايى بياورند، براى اينكه آورنده روز يا خداى تعالى است و يا غير اوست ، اما غير خدا كه ناتوانى اش از آوردن روز واضح است ، و اما خداى تعالى اگر روزى بياورد لازمه اش آن است كه در يك زمان شب و روز هر دو با هم جمع شوند، و اين محال است ، و اراده و قدرت خداى متعال به محال تعلق نمى گيرد، و همچنين است اگر عمر روزگار تا روز قيامت يك سره روز شود.
بعضى از مفسرين از اين اشكال جواب داده اند به اينكه : (مراد از جمله (ان جعل الله عليكم ) اين است كه : خدا اگر بخواهد، شب را دائمى كند) ولى خواننده عزيز توجه دارند كه گفتيم نه قدرت خدا به محال تعلق مى گيرد، و نه خواست او، پس اين جواب اشكال را دفع نمى كند، جواب صحيح همان بيانى است كه ما براى آيه كرديم (زيرا آيه شريفه در مقام اثبات توحيد در ربوبيت خداى تعالى است مى خواهد بفرمايد: آلهه شما مشركين هيچ سهمى از ربوبيت ندارند به دليل اينكه اگر خداى تعالى شب را تا قيامت يك سره كند آنها نمى توانند اين حكم خدا را نقض كنند. و همچنين اگر عمر دنيا را يك سره روز كند، پس از تدبير عالم هيچ سهمى در دست هيچ كس نيست .
مقتضاى ظاهر كلام اين بود كه بفرمايد: (من اله غير الله ياتيكم بنهار كيست غير از خدا كه برايتان روز بياورد)، چون مقتضاى سياق كلام مقابله ميان شب و روز بود، و ليكن اينطور نفرمود، بلكه فرمود: اگر خدا عمر دنيا را يك سره شب كند كيست غير از خدا كه برايتان نور بياورد، و اين تغيير اسلوب و ذكر نور به جاى روز، از قبيل ملزم كردن خصم است به حداقل و آسانترين لوازم گفتار او، تا بطلان مدعايش به نحو اتم روشن گردد، گويا فرموده است : اگر غير از خداى تعالى كسى امور عالم را تدبير مى كند، اگر خدا عمر دنيا را تا قيامت يك سره شب كند، بايد آن مدبر بتواند روز را بياورد، و ما نمى خواهيم روز بياورد، حداقل بتواند نورى كه پيش پاى شما را روشن كند بياورد، و ليكن هيچ كس چنين قدرتى ندارد، چون قدرت همه اش از خداى سبحان است .
ولى نظير اين وجه و اين نكته در آيه بعدى ، كه مى فرمايد: و اگر خدا عمر دنيا را تا قيامت يك سره روز كند چه كسى برايتان شب را مى آورد، كه در آن سكونت كنيد، جريان ندارد، براى اينكه در آيه بعدى اگر به جاى شب ، ظلمت را نياورد براى اين است كه منظور از آوردن ظلمت سكونت و آرامش بشر است ، و ظلمتى مايه سكونت بشر است كه ممتد باشد، و اگر ممتد باشد همان شب مى شود، و لذا در آيه مذكور نفرمود: (من اله غير الله ياتيكم بظلمه تسكنون فيه ).
و اينكه در آيه مورد بحث كلمه (ضياء) را نكره (بدون الف و لام ) آورد، خود مويد وجهى است كه ما بيان داشتيم ، البته براى آيه وجوهى ديگر گفته اند كه هيچ يك از تعسف و خيالبافى خالى نيست .
(افلا تسمعون ) - آيا گوش تفهم و تفكر نداريد تا تفكر كنيد؟ و بفهميد كه معبودى غير از خداى تعالى نيست .

قل ارايتم ان جعل الله عليكم النهار سرمدا الى يوم القيمه من اله غير الله ياتيكم بليل تسكنون فيه

معناى (تسكنون فيه ) اين است كه : در آن از خستگى و تعبى كه از كار روز به شما مى رسد، بياساييد.
(افلا تبصرون آيا نمى بينيد) منظور از اين ديدن ، تفهم و تذكر است ، و چون چنين بينايى و شنوايى نداشته اند پس ايشان كور و كرند، و در اينكه در آخر يك آيه فرموده : آيا نمى بينيد، و در آخر آيه ديگر فرموده : آيا نمى شنويد، لطيفه اى است ، و شايد اينكه در آيه دوم كه راجع به يكسره شدن روز است صفت نديدن را ذكر كرده ، براى اين باشد كه مناسب با روشنايى است ، و در آيه اول كه راجع به يكسره شدن شب است نشنيدن را آورده است ، كه خالى از مناسبت با آن نيست .

و من رحمته جعل لكم الليل و النهار لتسكنوا فيه و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون

اين آيه در حكم نتيجه گيرى از حجت مذكور در دو آيه قبل است ، كه بعد از ابطال دعوى خصم (شرك مشركين ) به صورت يك گزارش و خبر ابتدايى آورده ، بر