ل بالايات الا ان كذب بها الاولون ).

يستعجلونك بالعذاب و ان جهنم لمحيطه بالكافرين يوم يغشيهم العذاب ...

تكرار كلمه (يستعجلونك ) براى اين است كه بر كمال جهل و نادانى كفار و تباهى فهمشان دلالت كند، و بفهماند كه استعجال آنان ، استعجال به امرى است كه به طور قطع خواهد آمد، و به هيچ وجه دروغ نمى شود، چون كيفر اعمالشان است . و كيفر اعمال از صاحب عمل جدا شدنى نيست .
كلمه (يغشيهم ) از (غشاوت ) و (غشايت ) است ، و اين دو كلمه به معناى پوشاندن به طور احاطه است ، و (يوم ) در جمله (يوم يغشيهم )، ظرف براى كلمه (محيطه ) است ، و بقيه الفاظ آيه روشن است .
بحث روايتى 
در مجمع البيان در ذيل آيه (و ما يعقلها الا العالمون ) مى گويد: واحدى به سند خود از جابر روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اين آيه را تلاوت كرد، و سپس فرمود: منظور از (عالمون )، آن كسانى هستند كه وظايف را از خدا الهام مى گيرند و به طاعات او عمل و از سخط او اجتناب مى كنند.
رواياتى در ذيل آيه : (ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر اللهاكبر)
و در همان كتاب در ذيل آيه (ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر)، مى گويد: انس بن مالك از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده كه فرمود: كسى كه نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد، جز دورتر شدن از خدا اثرى برايش ندارد.
مؤ لف : اين روايت را الدر المنثور هم از عمران بن حصين ، و ابن مسعود، و ابن عباس ، و ابن عمر، از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده ، و نيز قمى در تفسير خود آن را از آن حضرت (نام آنحضرت را نبرده ) بدون ذكر سند، روايت كرده .
و نيز در مجمع البيان از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده كه فرموده : (لا صلوه لمن لم يطع الصلوه و طاعه الصلوه ان تنتهى عن الفحشاء و المنكر - نماز نيست نماز كسى كه نماز خود را اطاعت نمى كند، و اطاعت نماز اين است كه از فحشاء و منكر دست بردارد).
مؤ لف : اين روايت را صاحب الدر المنثور نيز از ابن مسعود و غير او آورده .
و نيز در همان كتاب است كه انس روايت كرده كه جوانى از انصار نمازهاى خود را با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خواند، و در عين حال مرتكب فحشاء هم مى شد اين خبر به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، فرمود نماز او روزى او را از فحشاء باز خواهد داشت .
و نيز در همان كتاب است كه علماى اماميه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده اند، كه فرمود: هر كه دوست مى دارد بداند نمازش ‍ قبول شده يا نه ، به خود بنگرد، كه آيا نمازش او را از فحشاء و منكر باز مى دارد يا نه ؟ به همان مقدار كه بازش مى دارد قبول شده .
رواياتى درباره ياد خدا و در ذيل (ولذكر الله اكبر)
و در تفسير قمى در ذيل جمله (و لذكر الله اكبر) مى گويد: در روايت ابى الجارود از امام باقر (عليه السلام ) آمده كه آن جناب در معناى اين جمله مى فرمود: يعنى ، اينكه خدا به ياد نمازگزاران است مهم تر است از اينكه نمازگزاران از او ياد مى كنند، مگر نشنيدى كه فرمود: (اذكرونى اذكركم - مرا به ياد آوريد تا شما را به ياد آورم )؟.
مؤ لف : اين يكى از همان چند معنايى است كه در ذيل آيه شريفه نقل كرديم .
و در تفسير نور الثقلين از مجمع البيان نقل كرده كه گفته است : اصحاب ما اماميه از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده اند، كه فرمود: منظور از (ذكرالله ) ياد خدا است ، در هنگام برخورد به حلال و حرام او، (يعنى در برابر حلالش شكر گفتن ، و از حرامش پرهيز كردن ).
و در همان كتاب از معاذ بن جبل روايت كرده كه گفت : من از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرسيدم كدام يك از اعمال محبوب ترين عمل نزد خدا است ؟ فرمود: اينكه بميرى در حالى كه زبانت از ذكر خداى عز و جل تر باشد.
و نيز در همان كتاب است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به معاذ فرمود: اى معاذ سابقين كسانى هستند كه شبها را با ذكر خدا زنده مى دارند، و كسى كه دوست دارد در باغهاى بهشت گردش كند، زياد ذكر خداى عز و جل بگويد.
چند روايت حاكى از اينكه مراد از (الذين اوتوا العلم ) ائمه (عليهم السلام ) هستند ودرباره شاءن نزول آيه : (اولم يكفهم =اناانزلنا عليك ...)
و در كافى به سند خود از عبدى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه (بل هو آيات بينات فى صدور الذين اوتوا العلم )، فرمود: منظور از اينان كه علم داده شده اند، ائمه اند.
مؤ لف : اين معنا در كافى و در بصائر الدرجات به چند طريق روايت شده ، و منظور در همه آنها تطبيق كلى بر فرد بارز آن است ، به دليل اينكه در روايت بعدى خواهيد ديد كه آيه را منحصر در ائمه ندانسته اند.
و در بصائر الدرجات به سند خود از بريد بن معاويه ، از امام باقر (عليه السلام ) روايت كرده كه گفت : من از آن جناب معناى آيه (بل هو آيات بينات فى صدور الذين اوتوا العلم ) را پرسيدم ، فرمود: شماييد آن كسانى كه علم داده شده اند، شما نباشيد چه كسى ممكن است باشد؟.
و در الدر المنثور است كه : اسماعيلى در معجم خود، و ابن مردويه از طريق يحيى بن جعده ، از ابى هريره روايت كرده اند كه گفت : مردمى از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از تورات چيزهايى مى نوشتند اين خبر به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رسيد، فرمود: احمق ترين احمقان ، و گمراه ترين گمراهان ، مردمى هستند كه از كتابى كه خداوند بر پيغمبرشان نازل كرده ، روى گردان شوند، و علاقمند به كتابى شوند كه خدا بر غير پيغمبر آنان نازل كرده و براى امتى غير از آنان فرستاده ، در همين جريان بود كه آيه شريفه (اولم يكفهم انا انزلنا عليك الكتاب يتلى عليهم ...) نازل شد.
و در همان كتاب است كه ابن عساكر، از ابى مليكه روايت كرده كه گفت : عبدالله بن عامر بن كريز هديه اى براى عايشه فرستاد، عايشه خيال كرد فرستنده آن عبدالله عمر است ، لذا هديه را برگردانيد، و گفت : اين پسر عمر قرآن كريم را رها كرده ، و كتابهاى ديگر را تتبع مى كند، با اينكه خداى تعالى فرمود: (اولم يكفهم انا انزلنا عليك الكتاب يتلى عليهم ) اطرافيان به او گفتند: هديه از عبدالله بن عامر است ، آن وقت هديه را پذيرفت .
از ظاهر دو روايت و مخصوصا روايت اخير برمى آيد كه آيه شريفه درباره بعضى از صحابه نازل شده ، ولى سياق آيه با اين حرف نمى سازد.يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ (56) 
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ (57) 
وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفاً تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ (58) 
الَّذِينَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ (59) 
وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (60)

ترجمه آيات

اى بندگان من كه ايمان آورده ايد به درستى كه زمين من پهناور است پس تنها مرا عبادت كنيد (5