ا، و كار و كسب شماست در شب و در روز، يعنى خوابتان در شب ، و كار و كسبتان در روز)، چيزى كه هست جمله (بالليل و النهار) بين دو قرين (منامكم و ابتغاوكم ) فاصله شده ، براى اينكه هر دو از جنس زمانند، و زمان و آنچه در زمان واقع مى شود شى ء واحد است ، علاوه بر اين خود لف ، بر مساله اتحاد كمك مى كند.
احتمال هم دارد كه لف و نشرى در كار نباشد، و معناى آيه اين باشد كه : (يكى از آيات خدا خواب شما در شب و روز، و كار و كسبتان در شب و روز است ، و ليكن معناى اول روشن تر است ، چون در قرآن كريم مكرر آمده ، و بهترين معانى آن معنايى است كه قرآن بر آن دلالت كند).
و از آنچه گذشت معلوم شد كه چرا در ذيل آيه فرمود: (ان فى ذلك لايات لقوم يسمعون ).

و من آياته يريكم البرق خوفا و طمعا، و ينزل من السماء ماء، فيحيى به الارض بعد موتها

ظاهرا كلمه (يريكم ) كه فعل است ، در جاى مصدر نشسته ، براى اينكه بايد مى فرمود: يكى ديگر از آيات او نشان دادن برق به شما است ، ولى فرموده يكى از آيات او اين است كه برق را به شما نشان مى دهد، پس فعل (نشان مى دهد) در جاى (نشان دادن ) نشسته ، و به همين جهت نفرمود: (ان يريكم ) همچنان كه در چند آيه قبل فرمود : (ان خلقكم ) و (ان خلق لكم ) براى اينكه خود فعل ، كار مصدر را كرده ، و ديگر احتياج به (ان ) مصدريه نيست .
و نشستن فعل در جاى مصدر از لغت هاى خوب عرب است ، و مثل معروف در زبانها را هم كه مى گويند: (تسمع بالمعيدى خير من ان تراه - نام معيدى را از دور بشنوى بهتر است از اينكه ببينى ) بر همين لغت حمل مى كنند، و مى گويند معنايش اين است كه : شنيدنت بهتر از ديدنت مر اوراست ، و هيچ عيبى ندارد، كه كلام خدا را بر اين معنا حمل كنيم ، چون خداى تعالى در اول آيات مورد بحث تعبيرهاى گوناگون كرده ، يك جا بدون (ان ) مصدريه آورده و فرموده (يريكم )، و يك جا با (ان ) آورده و فرموده : (ان تقوم ) يك جا خود مصدر را آورده و فرموده : (منامكم ).
البته در خصوص كلمه (يريكم ) احتمال هست كه حرف (ان ) مصدريه در آن حذف شده ، و تقدير (ان يريكم ) باشد، مويد اين احتمال اين است كه بعضى كلمه مزبور را با نصب خوانده اند.
احتمال هم دارد از باب حذف مضاف باشد، و تقرير آن (و من آياته آيه ان يريكم البرق - و يكى از آيات او آيت نشاندادن برق به شما است ) باشد، همچنان كه احتمال دارد تقدير آن (و من آياته آيه البرق ) باشد، و جمله (يريكم البرق ...) جمله استينافى باشد، و نيز احتمال دارد جمله (من آياته ) متعلق باشد به جمله (يريكم ) و تقدير كلام (يريكم من آياته البرق ) باشد، و نيز احتمال دارد (من آياته ) حال از (البرق ) باشد و تقدير كلام (و يريكم البرق حال كون البرق من آياته ) باشد، يعنى برق را به شما نشان مى دهد، در حالى كه برق يكى از آيات اوست .
اينها وجوه متفرقى است كه خواننده خود به دورى آنها از ذهن آگاه است ، علاوه بر اين بعضى از آنها كلام را در اين آيه از سياق آيات سابق كه نظير همين آيه هستند خارج مى سازد، مانند دو وجه اخير.
و جمله (خوفا و طمعا) معنايش (خوفا من الصاعقه ، و طمعا فى المطر - ترس از صاعقه و طمع به باران ) است ، و تفسير جمله : (و ينزل من السماء ماء فاحيا به الارض بعد موتها) مكرر در اين كتاب گذشت ، و معناى جمله (ان فى ذلك لايات لقوم يعقلون ) اين است كه : كسانى كه اهل تعقل هستند، مى فهمند كه در اين ميان عنايتى به اين نظام كه سراپا مصلحت است مى باشد، و پديد آمدن ، صرفا از باب تصادف و اتفاق نيست .

و من آياته ان تقوم السماء و الارض بامره ثم اذا دعاكم دعوه من الارض اذا انتم تخرجون

مراد از، قيام آسمان و زمين در (و من آياته ان تقوم السماء و الاءرض باءمره )
كلمه قيام كه لفظ (تقوم ) مضارع آن است به معناى ايستادن ، و در مقابل قعود است كه به معناى نشستن است ، و چون معتدل ترين حالات آدمى ، كه در آن بر همه كارهايش مسلط است ، حالت ايستادگى است ، لذا در عرب وقتى بخواهند از ثبوت و استقرار چيزى بر معتدل ترين حالاتش خبر دهند، تعبير به قيام آن چيز مى كنند، همچنان كه در قرآن كريم بر تدبير عالم از ناحيه خدا قيام اطلاق كرده ، و فرموده : (افمن هو قائم على كل نفس بما كسبت ).
و مراد از قيام آسمان و زمين به امر خدا، ثبوت آن دو است بر حالاتى كه عبارت است از حركت و سكون و تغيير و ثبات كه خدا به آنها داده ، و اما اينكه كلمه (امر) به چه معناست ؟ آيه (انما امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون ) جوابگوى آن است .
(ثم اذا دعاكم دعوه من الارض اذا انتم تخرجون ) - كلمه (اذا) ى اولى شرطيه ، و (اذا) ى دومى فجائيه ، (ناگهان ) است ، كه در جاى (فا) ى جزاء نشسته ، و كلمه (من الارض ) متعلق است به كلمه (دعوه ) و جمله دومى عطف است بر محل جمله اولى ، چون مراد از جمله (ثم اذا دعاكم ...) بعث و رجوع به سوى خدا است ، كه جزء آيات نيست ، بلكه جمله اى است خبرى كه از امرى خبر مى دهد كه قبلا بر آن استدلال كرده ، و بعدا نيز استدلال مى كند.
و اما اينكه بعضى گفته اند: (جمله مذكور بعد از تاويل به مصدر مفرد مى شود، و عطف بر (ان تقوم ) مى گردد، و تقديرش اين است كه : (و من آياته قيام السماء و الارض بامره ثم ، خروجكم اذا دعاكم دعوه من الارض ) - يكى ديگر از آيات او قيام آسمان و زمين به امر اوست ، و سپس بيرون شدن شما از زمين هنگامى كه شما را بخواند) صحيح نيست . زيرا لازمه اش اين است كه : مساله بعث نيز از آيات باشد، و حال آنكه گفتيم جزء آيات نيست ، بلكه يكى از اصول سه گانه اى است كه آيات زمين و آسمان بر آن دلالت مى كند، به شهادت اينكه اگر مساله معاد آيت بود، بايد با اين مساله بر اثبات توحيد استدلال شود و چنين استدلالى معقول نيست ، و به فرضى هم كه ممكن باشد با يكى از اصول سه گانه اعتقادى بر ديگرى استدلال شود، مساله توحيد است كه با آن مى توان معاد را اثبات كرد، نه اينكه با معاد توحيد اثبات شود - دقت بفرماييد -.
و از آنجايى كه آيات مذكور در اين فراز يعنى خلقت بشر از خاك ، خلقتشان به صورت زوج ، اختلاف زبانها و رنگها، خوابيدنشان در شب ، و كار و كسبشان در روز، نشان دادن برق به ايشان ، و نازل كردن آب از آسمان ، همه آياتى بود مربوط به تدبير امر انسان ، قهرا جمله (ان تقوم السماء و الارض ) هم به كمك سياق مربوط به تدبير امور انسانها مى شود، و مى خواهد بفرمايد: ثبات آسمان و زمين بر وضع طبيعى و حال عاديشان به طورى كه سازگار با زندگى نوع انسانى و مرتبط با آن باشد يكى از آيات اوست ، و آن وقت جمله (ثم اذا دعاكم ...)، مترتب بر آن مى شود، ترتبى تاخيرى ، و معنايش اين مى شود كه : خروج انسانها از زمين بعد از اين قيام است ، و وقتى است كه ديگر آسمان و زمين قائم نيستند، يعنى ويران شده اند، همچنان كه آيات بسيارى ديگر در مواردى از كلام مجيد بر اين خرابى دلالت دارد.
و نيز از اينجا معلوم مى شود كه مراد از جمله سابق هم كه مى فرمود (و من آياته خلق السموات و الارض ) خلقتى است كه : مربوط و نافع به زندگى بشر است ، نه اصل خلقت آنها.
يادآورى آيات الهى ديگر: خوابيدن در شب ، تلاش در روز، رعد و برق ،فروفرستادن باران و..