اهل و شكاك بوديد، يقين به چنين روز نداشتيد، و به همين جهت امروز امر بر شما مشتبه شده است .
از اينجا معلوم مى شود كه مراد از علم و ايمان در جمله (اوتوا العلم و الايمان ) يقين و التزام به مقتضاى يقين است ، و اصولا (علم ) در زبان قرآن عبارت است از يقين به خدا و آيات او، و (ايمان ) به معنى التزام به آنچه يقين اقتضاى آن را دارد كه خود موهبتى است الهى .
و نيز از اينجا روشن مى شود كه مراد از (كتاب الله )، كتابهاى آسمانى ، و يا خصوص قرآن كريم است ، و اينكه بعضى از مفسرين گفته اند در آيه تقديم و تاخيرى به كار رفته است ، و تقدير آيه : (و قال الذين اوتوا العلم و الايمان فى كتاب الله لقد لبثتم الى يوم البعث ) مى باشد صحيح و قابل اعتنا نيست .

فيومئذ لا ينفع الذين ظلموا معذرتهم و لا هم يستعتبون

(استعتاب ) به معناى طلب عتبى است ، و (عتبى ) به معناى از بين بردن عتاب است ، و معناى آيه اين است كه : آن روز معذرت خواهى از ظلم سودى به حالشان ندارد، و از ايشان نمى خواهند تا عتاب را از خود زايل كنند.

و لقد ضربنا للناس فى هذا القرآن من كل مثل ... الا مبطلون

اين آيه اشاره است به اينكه اشخاص مورد بحث به روگردانى از حق مبتلا شدند، به حدى كه ديگر هر چه مثلها برايشان آورده شود، و هر قدر آن مثلها، حق را به دلها نزديك كند، سودى به حالشان ندارد، چون مهر بر لبهايشان زده شده ، و حالت روگردانى جزو طبيعتشان شده است .
و لذا دنبال اين بيان فرموده (و لئن جئتهم بايه ليقولن الذين كفروا ان انتم الا مبطلون ) يعنى هر آيتى برايشان بياورى آنها كه كافر شدند خواهند گفت چيزى جز باطل نياورده اى ، و اين را بدان جهت مى گويند كه روگردان از حق شدند، و هر حقى را باطل مى بينند. در اين جمله مى توانست به آوردن ضمير كفار اكتفا نموده ، بفرمايد: (و لئن جئتهم بايه ليقولون ان انتم ...)،
ولى به جاى ضمير، كلمه موصول (الذين ) و صله (كفروا) را آورده ، براى اين كه منشا و علت اين حرفشان را بيان كند و بفهماند كه اگر اين حرف را مى زنند به خاطر كفرشان است .

كذلك يطبع الله على قلوب الذين لا يعلمون

منظور از جمله (نمى دانند) اين است كه درباره خداو آيات او كه يكى از آنها مساله بعث است جاهلند، و تازه بر جهل و شك خود اصرار هم مى ورزند.

فاصبر ان وعد الله حق و لا يستخفنك الذين لا يوقنون

يعنى به هر عكس العملى كه با تو روبرو مى شوند بساز، و در برابر اينكه مى گويند: (ان انتم الا مبطلون ) و ساير زورگوييهايشان صبر كن ، كه وعده خدا حق است و اگر او وعده داده كه ياريت كند، قطعا خواهد كرد، همچنان كه در آيات قبل نيز فرموده : (و كان حقا علينا نصر المومنين )، پس كسانى كه يقين به وعده خداى سبحان ندارند، تو را سست نسازند.
و اينكه بعضى گفته اند مراد از (لا يوقنون )، اين است كه به آنچه از آيات بينات كه برايشان مى خوانى يقين ندارند، و آن را تكذيب نموده تو را با اباطيل خود اذيت مى كنند، صحيح نيست ، چون همان طور كه گفتيم وعده آخر آيه و اول آن يكى است ، و آن وعده به نصرت است .<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:752.txt:آیات 1 - 11">آیات 1 - 11</a><a class="text" href="widget:text:753.txt:آیات 12 - 19">آیات 12 - 19</a><a class="text" href="widget:text:754.txt:آیات 20 - 34 (1)">آیات 20 - 34 (1)</a><a class="text" href="widget:text:755.txt:آیات 20 - 34 (2)">آیات 20 - 34 (2)</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم

الم (1) 
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ (2) 
هُدًى وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ (3) 
الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُم بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4) 
أُوْلَئِكَ عَلَى هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5) 
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ (6) 
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَن لَّمْ يَسْمَعْهَا كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ (7) 
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِيمِ (8) 
خَالِدِينَ فِيهَا وَعْدَ اللَّهِ حَقّاً وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (9) 
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَأَلْقَى فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَبَثَّ فِيهَا مِن كُلِّ دَابَّةٍ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ (10) 
هَذَا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ (11)

ترجمه آيات

به نام خدا، كه رحمتى عمومى ، و رحمتى خاص مؤ منين دارد، الم (1).
اين آيه هاى كتابى است سراسر حكمت ، (كتابى كه جايى براى لهو در آن نيست ) (2).
كتابى كه هدايت و رحمت براى نيكوكاران است آن كسانى كه نماز گزارند و زكات دهند، و خود به دنياى ديگرى يقين دارند (4).
آنان قرين هدايتى از پروردگار خويشند، و آنان خود رستگارانند (5).
بعضى از مردم گفتار بازيچه را ميخرند، تا بدون علم مردم را از راه خدا گمراه كنند، و راه خدا را مسخره گيرند، آنان عذابى خفت آور دارند (6).
و چون آيه هاى ما را بر آنان بخوانند، تكبركنان پشت كنند و بروند، گويى آن را نشنيده اند، تو گويى گوشهايشان كر است ، اينگونه افراد را به عذابى غم انگيز نويد ده (7).
(در مقابل ) كسانى كه ايمان آورده ، و كارهاى شايسته كرده اند، بهشتهاى پر از نعمت دارند (8).
كه جاودانه در آن متنعم باشند، و اين وعده درست خدا است ، كه نه ضعف در او راه دارد، و نه لغو، بلكه نيرومند و حكيم است (9).
آسمان ها را بدون ستونى كه شما ببينيد بيافريد، و در زمين لنگرها انداخت ، تا كه شما را نلرزاند و در آن از همه گونه جانوران پراكنده كرد، و از آسمان آبى نازل كرديم ، و در آن همه گونه گياه خوب رويانديم (10).
اين خلقت خدا است ، پس شما هم به من نشان دهيد، غير از خدا كه شما خدايشان پنداشته ايد چه چيزى خلق كرده اند، (خودشان اعتراف دارند كه جز خدا خالقى نيست ، پس علت شركشان خلقت نيست )، بلكه علت شرك اين ستمكاران اين است كه در ضلالتى آشكار قرار دارند (11).

بيان آيات

مضامين سوره مباركه لقمان و غرض از نزول آن 
غرض اين سوره - به طورى كه آغاز و انجام آن ، و نيز سياق تمامى آيات آن اشاره مى كند - دعوت به توحيد و ايقان و ايمان به معاد، و عمل به كليات شرايع دين است .
از ابتداى سوره پيداست كه درباره بعضى از مشركين نازل شده ، كه مردم را از راه خدا و شنيدن قرآن ، به وسيله تبليغاتى دروغ جلوگيرى نموده ، مى خواستند مساله خدا و دين را از ياد مردم ببرند، اتفاقا روايت وارده در تفسير آيه (و من الناس من يشترى لهو الحديث ...) - به طورى كه خواهيد ديد - نيز همين را مى گويد.
پس اين سوره نازل شد تا اصول عقايد و كليات شرايع حق را بيان نمايد، و در برابر احاديث سرگرم كننده آنان مقدارى از داستان لقمان و مواعظش را ايراد كرده است .
و اين سوره - 