م مى شود، و حاجتى به نقل آنها و اطاله كلام به جواب از آنها نيست .إِنَّمَا يُؤْمِنُ بِآيَاتِنَا الَّذِينَ إِذَا ذُكِّرُوا بِهَا خَرُّوا سُجَّداً وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَكْبِرُونَ (15) (س) 
تَتَجَافَى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَطَمَعاً وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (16) 
فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا أُخْفِيَ لَهُم مِّن قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزَاء بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (17) 
أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَن كَانَ فَاسِقاً لَّا يَسْتَوُونَ (18) 
أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ جَنَّاتُ الْمَأْوَى نُزُلاً بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (19) 
وَأَمَّا الَّذِينَ فَسَقُوا فَمَأْوَاهُمُ النَّارُ كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا أُعِيدُوا فِيهَا وَقِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذَابَ النَّارِ الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ (20)‏ 
وَلَنُذِيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنَى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (21) 
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنتَقِمُونَ (22) 
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَلَا تَكُن فِي مِرْيَةٍ مِّن لِّقَائِهِ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ (23) 
وَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ (24) 
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (25) 
أَوَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ أَفَلَا يَسْمَعُونَ (26) 
أَوَلَمْ يَرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاء إِلَى الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً تَأْكُلُ مِنْهُ أَنْعَامُهُمْ وَأَنفُسُهُمْ أَفَلَا يُبْصِرُونَ (27) 
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْفَتْحُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (28)
قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ (29) 
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَانتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُونَ (30)

ترجمه آيات

به آيات ما فقط آن كسانى ايمان دارند كه چون بدان اندرزشان دهند سجده كنان بيفتند، و به ستايش پروردگارشان تسبيح گويند، بدون اينكه تكبر بورزند (15).
پهلوهايشان را از رختخوابها دور مى كنند، پروردگارشان را با بيم و اميد مى خوانند، و از آنچه روزيشان كرديم انفاق مى كنند (16).
هيچ كس نداند به سزاى آن عملها كه مى كرده اند چه مسرتها براى ايشان نهان كرده اند (17).
آنكه مومن است با آنكه عصيان پيشه است چگونه همانند و يكسانند (18).
(هرگز نيستند)، اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند، به پاداش اعمال صالح ، منزلگاه پر نعمت در بهشت ابد يابند (19).
اما كسانى كه عصيان ورزيده اند، جايشان جهنم است ، و هر وقت بخواهند از آن برون شوند، بدان جا بازشان گردانند و گويند: عذاب جهنمى را كه تكذيبش مى كرديد بچشيد (20).
ما عذاب نزديك را زودتر از عذاب بزرگ به آنها مى چشانيم ، شايد باز گردند (21).
ستمگرتر از آن كس كه چون به آيه هاى پروردگارش پندش دهند از آن روى برمى گرداند، كيست ؟ ما به يقين از تبهكاران انتقام مى گيريم (22).
موسى را آن كتاب داديم ، از ديدار او به شك مباش ، و آن را براى بنى اسرائيل هدايتى كرديم (23).
و از آنان پيشوايانى كرديم ، كه چون صبور بودند و به آيه هاى ما يقين داشتند، به فرمان ما هدايت مى كردند (24).
پروردگارت روز رستاخيز در مورد چيزهايى كه در آن اختلاف داشته اند ميانشان حكم مى كند (25).
مگر ندانسته اند كه پيش از آنان چه نسلهايى را هلاك كرده ايم ؟ كه اينان در مسكنهايشان گام مى زنند، و بدرستى كه در اين هلاك پيشينيان عبرتهاست ، چرا نمى شنوند؟ (26).
مگر نمى بينند كه ما اين آب را به زمين باير مى رانيم و با آن روئيدنى پديد مى آوريم ، كه حيواناتشان و خودشان نيز از آن مى خورند، چرا نمى بينند؟ (27).
گويند اگر راست مى گوييد پى روزى موعودتان كى مى رسد؟ (28).
روز پيروزى ، كافران را ايمان آوردنشان سود ندهد، و مهلتشان ندهند (29).
از آنان روى بگردان و منتظر باش كه آنها نيز منتظرند (30).

بيان آيات

اين آيات بين مؤ منين واقعى و به حقيقت معناى ايمان ، و بين فاسقان و ظالمان فرق مى گذارد، و آثار و لوازم هر يك را بيان نموده سپس ‍ ظالمان را به عذاب دنيا تهديد مى كند، و رسول گرامى اش را دستور مى دهد كه منتظر باشد تا فتح و پيروزى فرا رسد، آنگاه سوره مورد بحث ختم مى شود.

انما يومن باياتنا الذين اذا ذكروا بها خروا سجدا و سبحوا بحمد ربهم و هم لا يستكبرون

بعد از آنكه مقدارى درباره كفار و منكرين معاد سخن گفت ، كه اينان در دنيا از ايمان و عمل صالح استكبار مى ورزند، اينك در اين فصل از آيات شروع مى كند به بيان خصوصيات افرادى كه به پروردگار خود ايمان دارند، كه وقتى حق را به يادشان بياورند، و پند و اندرزشان دهند، دلهايشان در برابر آن خاضع مى شود.
پس جمله (انما يومن باياتنا)، ايمان به حقيقت معناى كلمه را منحصر در آنان مى كند، و معنايش اين است كه علامت آمادگى براى ايمان حقيقى چنين و چنان است .

از نظر اوصافشان 
و جمله (الذين اذا ذكروا بها خروا سجدا)، بيان پاره اى از اوصاف و رفتار مؤ منين است ، اما آنچه مربوط به اوصاف ايشان است ، اين است كه نسبت به مقام ربوبيت پروردگارشان تذلل دارند، و از خضوع در برابر آن مقام و تسبيح و حمد او استكبار نمى ورزند، (اذا ذكروا بها) يعنى وقتى به آيات پروردگارشان - كه دلالت بر وحدانيت او در ربوبيت و الوهيت دارد - تذكر داده مى شوند، و همچنين لوازم ربوبيت او را كه همان مساله معاد و دعوت نبى به سوى ايمان و عمل صالح است به يادشان بياورند (خروا سجدا)، بى اختيار به زمين مى افتند، و به حالت سجده براى خدا در مى آيند تا تذلل و استكانت خود را اظهار كنند. (و سبحوا بحمد ربهم )، و او را توام با ثناى جميل از هر نقصى منزه مى دارند.
و اين سجده و تسبيح و تحميد هر چند مربوط به اف عال است ، ليكن در عين حال مظاهر همان صفات مؤ منين است ، يعنى صفت تذلل و خضوعشان در برابر مقام ربوبيت و الوهيت ، و به همين جهت دنبال اين سه عمل با اينكه از مقوله عمل بودند صفتى آورد كه ملازم آنهاست ، و آن اين است كه (و هم لا يستكبرون ) در حالى كه استكبار نمى كنند.
معرفى مؤ منين از نظر اعمالشان 

تتجا فى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفا و طمعا و مما رزقناهم ينفقون

اين آيه معرف مؤ منين است از نظر اعمالشان ، همچنانكه آيه قبلى معرف ايشان بود از نظر اوصاف .
و بنابراين جمله (تتجافى جنوبهم عن المضاجع )، با در نظر گرفتن اينكه (تجافى ) به معناى اجتناب و دورى است ، و (جنوب ) جمع جنب به معنى پهلو است و (مضاجع ) جمع مضجع به معناى 