ود: آگاه باش كه به خدا سوگند من هيچ ملامتى در دشمنى با تو ندارم ، و خلاصه تقصيرى در خود نمى بينم ، و اين بيچارگى تو از اين جهت است كه خواستى خدا را بيچاره كنى ، آن گاه فرمود: اى مردم از آنچه خدا براى بنى اسرائيل مقدر كرده ناراحت نشويد، اين همان سرنوشت و تقديرى است كه خدا عليه بنى اسرائيل نوشته ، و مقدر كرده ، آن گاه نشست و سر از بدن او جدا كردند.
بعد از اعدام جنگجويان عهدشكن بنى قريظه ، زنان و كودكان و اموال ايشان را در بين مسلمانان تقسيم كرد، و عده اى از اسراى ايشان را به اتفاق سعد بن زيد انصارى به نجد فرستاد، تا به فروش برساند، و با پول آن اسب و سلاح خريدارى كند.
مى گويند وقتى كار بنى قريظه خاتمه يافت ، زخم سعد بن معاذ باز شد، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را به خيمه اى كه در مسجد برايش زده بودند برگردانيد، (تا به معالجه اش بپردازند).
جابر بن عبدالله مى گويد: در همين موقع جبرئيل نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمد، و پرسيد اين بنده صالح كيست كه در اين خيمه از دنيا رفته ، درهاى آسمان برايش باز شده ، و عرش به جنب و جوش در آمده ؟ رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مسجد آمد، ديد سعد بن معاذ از دنيا رفته است .
سرانجام حق ستيزى كعب بن اسيد يهودى و شاءننزول (و انزل الذين ظاهروهم ...)
مؤ لف : اين داستان را قمى در تفسير خود به طور مفصل آورده ، و در آن آمده كه كعب ابن اسد را در حالى كه دستهايش را به گردنش ‍ بسته بودند آوردند، همين كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نظرش به وى افتاد، فرمود: اى كعب آيا وصيت ابن الحواس آن خاخام هوشيار كه از شام نزد شما آمده بود سودى به حالت نبخشيد؟ با اينكه او وقتى نزد شما آمد گفت من از عيش و نوش و زندگى فراخ شام صرفنظر كردم ، و به اين سرزمين اخمو كه غير از چند دانه خرما چيزى ندارد آمده ام ، و به آن قناعت كرده ام ، براى اينكه به ديدار پيغمبرى نايل شوم كه در مكه مبعوث مى شود، و بدين سرزمين مهاجرت مى كند، پيغمبرى است كه با پاره اى نان و خرما قانع است ، و به الاغ بى پالان سوار مى شود، و در چشمش سرخى ، و در بين دو شانه اش مهر نبوت است ، شمشيرش را به شانه اش ‍ مى گيرد، و هيچ باكى از احدى از شما ندارد، سلطنتش تا جايى كه سواره و پياده از پا درآيند گسترش مى يابد؟!
كعب گفت : چرا اى محمد همه اينها كه گفتى درست است ، ولى چكنم كه از سرزنش يهود پروا داشتم ، ترسيدم بگويند كعب از كشته شدن ترسيد، و گرنه به تو ايمان مى آوردم ، و تصديقت مى كردم ، ولى من چون عمرى به دين يهود بودم و به همين دين زندگى كردم ، بهتر است به همان دين نيز بميرم ، رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بياييد گردنش را بزنيد، ماءمورين آمدند، و گردنش ‍ را زدند.
باز در همان كتاب آمده كه آن جناب يهوديان بنى قريظه را در مدت سه روز در سردى صبح و شام اعدام كرد و مكرر مى فرمود: آب گوارا به ايشان بچشانيد و غذاى پاكيزه به ايشان بدهيد، و با اسيرانشان نيكى كنيد، تا آنكه همه را به قتل رسانيد و اين آيه نازل شد: (و انزل الذين ظاهروهم من اهل الكتاب من صياصيهم ... و كان الله على كل شى ء قديرا).
و در مجمع البيان آمده كه ابوالقاسم حسكانى ، از عمرو بن ثابت ، از ابى اسحاق ، از على (عليه السلام ) روايت كرده كه فرمود: آيه (رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه ) درباره ما نازل شد، و به خدا سوگند ماييم ، و من به هيچ وجه آنچه نازل شده بر خلاف معنا نمى كنم .يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً (28) 
وَإِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنكُنَّ أَجْراً عَظِيماً (29) 
يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً (30)‏ 
وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحاً نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقاً كَرِيماً (31) 
يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَّعْرُوفاً (32) 
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً (33) 
وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً (34) 
إِنَّ الْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِينَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِينَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِينَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِينَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِينَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِينَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاكِرِينَ اللَّهَ كَثِيراً وَالذَّاكِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً (35)

ترجمه آيات

اى پيامبر! به همسرانت بگو اگر زندگى دنيا و زينت آن را مى خواهيد، بياييد تا چيزى از دنيا به شما بدهم ، و رهايتان كنم ، طلاقى نيكو و بى سر و صدا (28).
و اگر خدا و رسول او و خانه آخرت را مى خواهيد، بدانيد كه خدا براى نيكوكاران از شما اجرى عظيم تهيه ديده است (29).
اى زنان پيامبر! هر يك از شما كه عمل زشتى روشن انجام دهد، عذابش دو چندان خواهد بود، و اين بر خدا آسان است (30).
و هر يك از شما براى خدا و رسولش مطيع شود، و عمل صالح كند، اجر او نيز دو چندان داده مى شود، و ما برايش رزقى آبرومند فراهم كرده ايم (31).
اى زنان پيامبر! شما مثل احدى از ساير زنان نيستيد، البته اگر تقوى پيشه سازيد، پس در سخن دلربايى مكنيد، كه بيمار دل به طمع بيفتد، و سخن نيكو گوييد (32).
و در خانه هاى خود بنشينيد، و چون زنان جاهليت نخست خودنمايى نكنيد، و نماز بپا داريد، و زكات دهيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد، خدا جز اين منظور ندارد كه پليدى را از شما اهل بيت ببرد، و آن طور كه خود مى داند پاكتان كند (33).
و آنچه در خانه هاى شما از آيات خدا و حكمت كه تلاوت مى شود به ياد آوريد، كه خدا همواره داراى لطف و با خبر است (34).
بدرستى كه مردان مسلمان ، و زنان مسلمان و مردان مومن ، و زنان مومن ، مردان عابد، و زنان عابد، مردان راستگو، و زنان راستگو، مردان صابر و زنان صابر، مردان خاشع ، و زنان خاشع ، مردان و زنانى كه صدقه مى دهند، مردان و زنانى كه روزه مى گيرند، مردان و زنانى كه شهو