ت و فرج خود را حفظ مى كنند، مردان و زنانى كه خدا را بسيار ذكر مى گويند، و ياد مى كنند، خداوند برايشان آمرزشى و اجرى عظيم آماده كرده است (35).

بيان آيات

بيان آيات مربوط به همسران رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم )
اين آيات مربوط به همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است كه اولا به ايشان تذكر دهد كه از دنيا و زينت آن جز عفت و رزق كفاف بهره اى ندارند، البته اين در صورتى است كه بخواهند همسر او باشند،
و گرنه مانند ساير مردمند، و سپس ايشان را خطاب كند كه متوجه باشند در چه موقفى دشوار قرار گرفته اند، و به خاطر افتخارى كه نصيبشان شده چه شدايدى را بايد تحمل كنند، پس اگر از خدا بترسند، خداوند اجر دو چندانشان مى دهد، و اگر هم عمل زشتى كنند، عذابشان نزد خدا دو چندان خواهد بود.
آنگاه ايشان را امر مى كند به عفت ، و اينكه ملازم خانه خود باشند، و چون ساير زنان خود را به نامحرم نشان ندهند، و نماز بگزارند، و زكات دهند، و از آنچه در خانه هايشان نازل و تلاوت مى شود از آيات قرآنى و حكمت آسمانى ياد كنند، و در آخر، عموم صالحان از مردان و زنان را وعده مغفرت و اجر عظيم مى دهد.

مخير كرد پيامبر اكرم (ص ) همسران خود را بين دو امر

يا ايها النبى قل لازواجك ...اجرا عظيما

سياق اين دو آيه اشاره دارد به اينكه گويا از زنان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) يا از بعضى ايشان سخنى و يا عملى سرزده كه دلالت مى كرده بر اينكه از زندگى مادى خود راضى نبوده اند، و در خانه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ايشان سخت مى گذشته ، و نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از وضع زندگى خود شكايت كرده اند و پيشنهاد كرده اند كه كمى در زندگى ايشان توسعه دهد، و از زينت زندگى مادى بهره مندشان كند.
دنبال اين جريان خدا اين آيات را فرستاده ، و به پيغمبرش دستور داده كه ايشان را بين ماندن و رفتن مخير كند، يا بروند و هر جورى كه دلشان مى خواهد زندگى كنند، و يا بمانند و با همين زندگى بسازند، چيزى كه هست اين معنا را چنين تعبير كرد، كه اگر حيات دنيا و زينت آن را مى خواهيد، بياييد تا رهايتان كنم . و اگر خدا و رسول و دار آخرت را مى خواهيد بايد با وضع موجود بسازيد، و از اين تعبير بر مى آيد كه :
اولا جمع بين وسعت در عيش دنيا، و صفاى آن ، كه از هر نعمتى بهره بگيرى و به آن سرگرم شوى ، با همسرى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و زندگى در خانه او ممكن نيست ، و اين دو با هم جمع نمى شوند.
ثانيا دلالت مى كند بر اينكه هر يك از دو طرف تخيير مقيد به مقابل ديگرش است ، و مراد از اراده حيات دنيا و زينت آن ، اين است كه انسان دنيا و زينت آن را اصل و هدف قرار دهد، چه اينكه آخرت را هم در نظر بگيرد يا نه ، و مراد از اراده حيات آخرت نيز اين است كه آدمى آن را هدف و اصل قرار دهد، و دلش همواره متعلق بدان باشد، چه اينكه حيات دنياييش هم توسعه داشته باشد، و به زينت و صفاى عيش نائل بشود، يا آنكه از لذائذ مادى به كلى بى بهره باشد.
تنها ملاك سعادت و كرامت (تقوى ) است و هيچ حسب و نسب از آن جمله همسرى پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) (ص ) ملاك نيست 
مطلب ديگر اينكه جزاء يعنى نتيجه اختيار كردن يكى از اين دو طرف ترديد مختلف است ، اگر حيات دنيا و زينت آن را اختيار كنند، يعنى همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از همسرى او صرفنظر نمايند، نتيجه و جزايش اين است كه آن جناب ايشان را طلاق دهد، و هم از مال دنيا بهره مندشان سازد و اما بر فرضى كه به همسرى آن جناب باقى بمانند و آخرت را بر حيات دنيا و زينت آن ترجيح دهند نتيجه اش اجر عظيمى است در نزد خدا، اما نه به طور مطلق ، بلكه به شرطى كه احسان و عمل صالح هم بكنند.
پس چنين نيست كه صرف همسرى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اجر عظيم داشته باشد، و خدا براى هر كس كه همسر آن جناب شود كرامتى و حرمتى قائل باشد، بلكه كرامت و احترام براى همسرى توام با احسان و تقوى است ، و به همين جهت است كه مى بينيم وقتى براى بار دوم علو مقام ايشان را ذكر مى كند، آن را مقيد به تقوى نموده و مى فرمايد: (لستن كاحد من النساء ان اتقيتن ).
و اين تقييد نظير تقييدى است كه نسبت به كرامت اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) كرده ، و فرموده : (محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم تراهم ركعا سجدا... وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفره و اجرا عظيما)، پس معلوم مى شود همه كسانى كه صحابى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند مشمول اين وعده نيستند، بلكه تنها شامل آن عده است كه ايمان و عمل صالح داشته اند، (پس اگر از يك نفر صحابى انحراف و گناه و ظلمى سرزده باشد، ما نمى توانيم صحبت با رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را كفاره آن حساب كنيم ).
و كوتاه سخن اينكه اطلاق جمله : (ان اكرمكم عند الله اتقيكم ) با اين حرفها تقييد نمى شود، و همچنان به قوت خود باقى است ، و به حكم اطلاق آن حسب و نسب و يا هيچ سببى ديگر ملاك كرامت نزد خدا نخواهد بود.
پس اينكه فرمود (يا ايها النبى قل لازواجك ) دستور به آن جناب است كه اين دو آيه را به همسران خود ابلاغ كند،
و لازمه اش اين است كه اگر شق اول را اختيار كردند، طلاقشان داده ، مهريه شان را بپردازد، و اگر شق دوم يعنى خدا و رسول و خانه آخرت را اختيار كردند، بر همسرى خود باقيشان بدارد.
(ان كنتن تردن الحيوه الدنيا و زينتها)- اراده حيات دنيا و زينت آن به قرينه مقابله ، كنايه است از اختيار دنيا، و دلدادگى به تمتعات آن ، و روى آوردن بدان ، و روى گرداندن از آخرت .

فتعالين امتعكن و اسرحكن سراحا جميلا

در كشاف گفته : كلمه (تعال ) در اصل براى اين وضع شده كه هر وقت در مكانى بلند قرار داشتى ، و خواستى كسى را كه در مكانى پايين تر قرار دارد صدا بزنى ، و بگويى بيا، اين كلمه را بكار ببرى ، و ليكن در اثر كثرت استعمال ، كار آن به جايى رسيده كه در همه جا استعمال مى شود، چه مكان بلند، و چه پست ، و معناى كلمه (تعالين )، آمدن با پا نيست ، بلكه روى آوردن بكارى است ، (در فارسى هم مى گوييم بياييد فلان كار را انجام دهيم )، يعنى بياييد با اراده و اختيارتان يكى از دو پيشنهادم را عملى كنيد، نه اينكه با پاى خود بياييد، همچنان كه مى گوييم : فلانى دارد مى آيد تا با من مخاصمه كند، و يا فلانى رفت در باره من حرف بزند، و يا برخاست تا مرا تهديد كند، كه در اين موارد هيچ يك از كلمات مى آيد، رفت و برخاست به معناى لغوى خود استعمال نشده بلكه همه آنها كنايه است .
و تمتيع عبارت است از اينكه وقتى يكى از ايشان را طلاق مى دهد مالى به او بدهد كه با آن زندگى كند، و كلمه (تسريح ) به معناى رها كردن است ، و سراح جميل به اين معنا است كه بدون خصومت و مشاجره و بد و بيراه گفتن او را طلاق دهد.
در اين آيه شريفه بحث هايى از نظر فقه هست ، كه مفسرين آن را ايراد كرده اند، و ليكن حق مطلب اين است كه احكامى كه در اين آيه آمده شخصى است ، و مربوط به شخص رسول خدا (صلى الله ع