ليه و آله و سلم ) است ، و هيچ دليلى از جهت لفظ در آيه نيست ، كه دلالت كند بر اينكه شامل غير از آن جناب نيز هست ، و تفصيل همين مطلب در كتب فقهى آمده .
(و ان كنتن تردن الله و رسوله و الدار الاخره ) - در سابق گذشت كه مقابله بين اين جمله و جمله (ان كنتن تردن الحيوه الدنيا و زينتها...)، هر يك از دو كلام را مقيد مى كند به مخالف آن ديگرى ،
و نبودن آن ، و در نتيجه معناى جمله مورد بحث چنين مى شود (و اگر طاعت خدا و رسول ، و سعادت خانه آخرت را اختيار كرديد، و به همين جهت در مقابل تنگى و سختى زندگى صبر كرديد، و نيز محروميت از زينت زندگى دنيا را تحمل نموديد، چنين و چنان مى شود) كه به طورى كه ديديد مقيد شد، به مخالف مضمون جمله ديگر، و در عين حال كنايه است از اينكه در همسرى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) باقى بمانند و در برابر تنگى معيشت صبر كنند، چون اگر جز اين بود، صحيح نبود كه قيد احسان را هم در آن اجر موعود شرط كند، و اين خود روشن است .
پس معناى آيه اين مى شود كه : و اگر بقاء نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و همسرى او را اختيار كرديد، و بر تنگى زندگى صبر نموديد، خداوند برايتان اجرى عظيم آماده كرده ، اما به شرطى كه نيكو كار باشيد، و خلاصه علاوه بر اين گزينش ، يعنى گزينش ‍ خدا و رسول و خانه آخرت ، در عمل هم نيكو كار باشيد، چه اگر به صرف اين گزينش اكتفاء نموده و در عمل نيكو كار نباشيد، هم در دنيا زيانكار شده ايد و از لذائذ آن محروم مانده ايد، و هم در آخرت ، و هر دو را از دست داده ايد.
اشاره بر مضاعف بودن پاداش و كيفر، زنان پيامبر(ص ) در برابرعمل خوب و بد خود

يا نساء النبى من يات منكن بفاحشه مبينه يضاعف لها العذاب ضعفين ...

در اين آيه از خطابى كه قبلا به خود رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در باره همسران او داشت ، عدول نموده ، روى سخن را متوجه خود آنان كرده ، تا تكليفى را كه متوجه ايشان است مسجل و موكد كند، و اين آيه و آيه بعدش به نحوى تقرير و توضيح جمله (فان الله اعد للمحسنات منكن اجرا عظيما) مى باشد، و هم اثباتا آن را توضيح مى دهد، كه چگونه اجرى عظيم داريد، و هم نفيا كه چرا غير از محسنات از شما آن اجر عظيم را ندارند.
كلمه (فاحشه ) در جمله (من يات منكن بفاحشه مبينه - هر يك از شما كه گناهى آشكار مرتكب شود) به معناى عملى است كه در زشتى و شناعت به نهايت رسيده باشد، مانند آزار دادن به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) افتراء، غيبت ، و امثال اينها، و كلمه (مبينه ) به معناى آشكار است ، يعنى گناهى كه زشتى اش براى همه روشن باشد.
(يضاعف لها العذاب ضعفين ) - يعنى عذاب براى او دو چندان مى شود، در حالى كه مضاعف هم باشد، و (ضعفين ) به معناى دو مثل است و مويد آن اين است كه در طرف ثواب فرموده : (نوتها اجرها مرتين )، اجرش را دوبار مى دهيم ، و بنابراين ديگر نبايد به گفتار بعضى اعتناء كرد كه گفته اند: مراد از مضاعفه عذاب ضعفين ، اين است كه چنين همسرى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سه بار عذاب دارد، به اين بيان كه مضاعفه عذاب به معناى زياد شدن عذاب است ،
و چون بر اين عذاب دو برابر افزوده شود مجموع سه برابر مى گردد.
آيه شريفه با جمله (و كان ذلك على الله يسيرا) ختم شده ، تا اشاره كند به اينكه صرف همسرى پيغمبر جلوگير عذاب دو چندان نمى شود، هيچ ملاكى براى احترام نيست مگر تقوى ، و همسرى پيغمبر وقتى اثر نيك دارد كه توام با تقوى باشد، و اما با معصيت اثرى جز دورتر شدن ، و وبال بيشتر آوردن ندارد.

و من يقنت منكن لله و رسوله و تعمل صالحا نوتها اجرها مرتين ...

كلمه (قنوت ) به معناى خضوع است و بعضى گفته اند: به معناى اطاعت است ، بعضى ديگر به معناى ملازمت و مداومت در اطاعت و خضوع گرفته اند، و كلمه (اعتاد) به معناى تهيه كردن است ، و رزق كريم مصداق بارزش بهشت است .
و معناى آيه اين است كه هر يك از شما همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى خدا و رسول او خاضع شود، و يا ملازم اطاعت و خضوع براى خدا و رسول باشد، و عمل صالح كند، اجرش را دو باره مى دهيم ، يعنى دو برابر مى دهيم ، و برايش ‍ رزقى كريم ، يعنى بهشت آماده مى كنيم .
در اين آيه التفاتى از غيبت (و اين براى خدا آسان است ) به تكلم با غير (مى دهيم - و آماده مى كنيم ) به كار رفته ، تا اعلام بدارد: كه چنين افرادى به درگاه خدا نزديكند، و خدا برايشان احترام قائل است ، همچنان كه سياق غيبت قبلى مى فهماند كه آنهايى كه مرتكب فاحشه مبينه مى شوند، از خدا دورند، و خدا هيچ ارزشى برايشان قائل نيست ، و همسرى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) كمترين اثرى برايشان ندارد.

يا نساء النبى لستن كاحد من النساء ان اتقيتن فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض 

اين آيه برابرى زنان پيغمبر با ساير زنان را نفى مى كند، و مى فرمايد: شما با ساير زنان برابر نيستيد اگر تقوى به خرج دهيد، و مقام آنها را به همان شرطى كه گفته شد بالا مى برد، آنگاه از پاره اى از كارها نهى ، و به پاره اى از كارها امر مى كند، امر و نهيى كه متفرع بر برابر نبودن آنان با ساير زنان است ، چون بعد از آنكه مى فرمايد شما مثل ساير زنان نيستيد، با كلمه (فاء - پس ) آن امر و نهى را متفرع بر آن نموده ، فرموده ، پس در سخن خضوع نكنيد، (و چون ساير زنان آهنگ صدا را فريبنده نسازيد)،
و در خانه هاى خود بنشينيد، و كرشمه و ناز مكنيد...، با اينكه اين امور بين زنان پيغمبر و ساير زنان مشترك است .
پس از اينجا مى فهميم كه آوردن جمله (شما مثل ساير زنان نيستيد) براى تاكيد است ، و مى خواهد اين تكاليف را بر آنان تاكيد كند، و گويا مى فرمايد شما چون مثل ديگران نيستيد، واجب است در امتثال اين تكاليف كوشش و رعايت بيشترى بكنيد، و در دين خدا بيشتر از ساير زنان احتياط به خرج دهيد.
مويد و بلكه دليل بر اننكه تكليف همسران آن جناب سخت تر و شديدتر است ، اين است كه پاداش و كيفرشان دو چندان است ، همان طور كه ديديد آيه قبلى آن را مضاعف خواند، و معقول نيست تكليف از همه يكسان باشد، ولى كيفر و پاداش از بعضى مضاعف ، پس اگر كيفر و پاداش بعضى مضاعف بود، بايد بفهميم كه تكليف آنان موكد، و مسئووليتشان سنگين تر است .
دستوراتى چند به همسران پيامبر اكرم (ص )
(فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض ) - بعد از آنكه علو مقام ، و رفعت منزلت همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به خاطر انتسابشان به آن جناب بيان نموده ، اين علو مقامشان را مشروط به تقوى نموده ، و فرموده كه فضيلت آنان به خاطر اتصالشان به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيست ، بلكه به خاطر تقوى است ، اينك در اين جمله ايشان را از خضوع در كلام نهى مى كند، و خضوع در كلام به معناى اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه ، و خيالهاى شيطانى نموده ، شهوتش را بر انگيزانند، و در نتيجه آن مردى كه در دل بيمار است به طمع بيفتد، و منظور از بيمارى دل ، نداشتن نيروى ايمان است ، آن نيروي