مال را نداده اند كه خطاب متوجه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و همسرانش ‍ باشد و بس . و اگر ما آن را جزو اقوال ذكر كرديم ، به عنوان اين است كه اين هم يك احتمال است ، و خواستيم با ايراد اين احتمال نظريه آن مفسرينى كه گفته اند: مراد خصوص همسران آن جناب است تصحيح كنيم ،
نه اينكه بگوييم : كسى از مفسرين اين احتمال را هم داده .
و اگر مراد بردن رجس و پاك كردن ، به اراده خدا باشد، و در نتيجه مراد اين باشد كه خدا مى خواهد به طور مطلق ، و بدون هيچ قيدى شما را تطهير كند، نه از راه توجيه تكاليف ، و نه از راه تكليف شديد، بلكه اراده مطلقه اى است از خدا كه شما پاك و از پليديها دور باشيد، چون اهل بيت پيغمبريد، در اين صورت معناى آيه منافى با آن شرطى است كه كرامت آنان مشروط بدان شد، و آن عبارت بود از تقوى ، حال چه اينكه مراد از اراده ، اراده تشريعى باشد، و چه تكوينى ، هر يك باشد با شرط نمى سازد، پس معلوم مى شود اراده مطلقه نيست .اثبات اينكه مراد از (اهل البيت ) و مخاطب آيه تطهير، خمسه طيبه (پيغمبر، على ،فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام ) هستند
با اين بيانى كه گذشت آن رواياتى كه در شان نزول آيه وارد شده تاييد مى شود، چه در آن روايت آمده كه آيه شريفه در شان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على و فاطمه و حسن و حسين (عليهماالسلام ) نازل شده است ، و احدى در اين فضيلت با آنان شركت ندارد.
و اين روايات بسيار زياد، و بيش از هفتاد حديث است ، كه بيشتر آنها از طرق اهل سنت است ، و اهل سنت آنها را از طرق بسيارى ، از ام سلمه ، عايشه ، ابى سعيد خدرى ، سعد، وائله بن الاسقع ، ابى الحمراء، ابن عباس ، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) عبد الله بن جعفر، على ، و حسن بن على (عليهماالسلام ) كه تقريبا از چهل طريق نقل كرده اند.
و شيعه آن را از حضرت على ، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا (عليه السلام )، و از ام سلمه ، ابى ذر، ابى ليلى ، ابى الاسود دولى ، عمرو بن ميمون اودى ، و سعد بن ابى وقاص ، بيش از سى طريق نقل كرده اند.
حال اگر كسى بگويد: اين روايات بيش از اين دلالت ندارد كه على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام ) نيز مشمول آيه هستند، و اين منافات ندارد با اينكه همسران رسول خدا نيز مشمول آن باشند، چون آيه شريفه در سياق خطاب به آنان قرار گرفته .
در پاسخ مى گوييم : بسيارى از اين روايات و بخصوص آنچه از ام سلمه - كه آيه در خانه او نازل شده - روايت شده است ، تصريح دارد بر اينكه آيه مخصوص همان پنج تن است ، و شامل همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نيست ، كه ان شاء الله روايات مزبور كه بعضى از آنها داراى سندى صحيح هستند، از نظر خواننده خواهد گذشت .
و اگر كسى بگويد: آن روايات بايد به خاطر ناسازگارى اش با صريح قرآن طرح شود، چون روايت هر قدر هم صحيح باشد، وقتى پذيرفته است كه با نص صريح قرآن منافات نداشته باشد،
و روايات مذكور مخالف قرآن است ، براى اينكه آيه مورد بحث دنبال آياتى قرار دارد كه خطاب در همه آنها به همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، پس بايد خطاب در اين آيه نيز به ايشان باشد.
آيه تطهير بدنبال آيات مربوط به زنان پيامبرنازل شده است 
در پاسخ مى گوييم : همه حرفها در همين است ، كه آيا آيه مورد بحث متصل به آن آيات ، و تتمه آنها است يا نه ؟ چون رواياتى كه بدان اشاره شد، همين را منكر است ، و مى فرمايد آيه مورد بحث به تنهايى ، و در يك واقعه جداگانه نازل شده ، و حتى در بين اين هفتاد روايت ، يك روايت هم وجود ندارد، كه بگويد آيه شريفه دنبال آيات مربوط به همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده ، و حتى احدى هم از مفسرين اين حرف را نزده اند، حتى آنها هم كه گفته اند آيه مورد بحث مخصوص همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، مانند عكرمه و عروه ، نگفته اند كه : آيه در ضمن آيات نازل شده .
پس آيه مورد بحث از جهت نزول جزو آيات مربوط به همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و متصل به آن نيست ، حال يا اين است كه به دستور رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) دنبال آن آيات قرارش داده اند، و يا بعد از رحلت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اصحاب در هنگام تاليف آيات قرآنى در آنجا نوشته اند، مويد اين احتمال اين است كه اگر آيه مورد بحث كه در حال حاضر جزو آيه (و قرن فى بيوتكن ) است ، از آن حذف شود، و فرض كنيم كه اصلا جزو آن نيست ، آيه مزبور با آيه بعدش كه مى فرمايد: (و اذكرن ) كمال اتصال و انسجام را دارد، و اتصالش بهم نمى خورد.
پس معلوم مى شود جمله مورد بحث نسبت به آيه قبل و بعدش نظير آيه (اليوم يئس الذين كفروا) است كه در وسط آياتى قرار گرفته كه آنچه خوردنش حرام است مى شمارد، كه در جلد پنجم اين كتاب در سوره مائده گفتيم كه : چرا آيه مزبور در وسط آن آيات قرار گرفته ، و اين بى نظمى از كجا ناشى شده است .
بنابر آنچه گفته شد، كلمه (اهل البيت ) در عرف قرآن اسم خاص است كه هر جا ذكر شود، منظور از آن ، اين پنج تن هستند، يعنى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و على و فاطمه و حسنين (عليهم السلام )، و بر هيچ كس ديگر اطلاق نمى شود، هر چند كه از خويشاوندان و اقرباى آن جناب باشد، البته اين معنا، معنايى است كه قرآن كريم لفظ مذكور را بدان اختصاص داده ، و گر نه به حسب عرف عام ، كلمه مزبور بر خويشاوندان نيز اطلاق مى شود.
مفاد آيه تطهير عصمت اهل بيت (ع ) به اراده تكوينى خداوند است 
كلمه (رجس ) - به كسره را، و سكون جيم - صفتى است از ماده رجاست ، يعنى پليدى ، و قذارت ، و پليدى و قذارت هياتى است در نفس آدمى ، كه آدمى را وادار به اجتناب و نفرت مى نمايد، و نيز هياتى است در ظاهر موجود پليد، كه باز آدمى از آن نفرت مى نمايد اولى مانند پليدى رذائل ، دومى مانند پليدى خوك ، همچنان كه قرآن كريم اين لفظ را در هر دو معنا اطلاق كرده ، در باره پليدى ظاهرى فرموده : (او لحم خنزير فانه رجس ) و هم در پليديهاى معنوى ، مانند شرك و كفر و اعمال ناشايست به كار برده و فرموده : (و اما الذين فى قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الى رجسهم و ماتوا و هم كافرون )، ونيز فرموده : (و من يرد ان يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كانما يصعد فى السماء كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يومنون ).
و اين كلمه به هر معنا كه باشد نسبت به انسان عبارت است از ادراكى نفسانى ، و اثرى شعورى ، كه از علاقه و بستگى قلب به اعتقادى باطل ، يا عملى زشت حاصل مى شود، وقتى مى گوييم (انسان پليد، يعنى انسانى كه به خاطر دل بستگى به عقايد باطل ، يا عمل باطل دلش دچار پليدى شده است ).
و با در نظر گرفتن اينكه كلمه رجس در آيه شريفه الف و لام دارد، كه جنس را مى رساند، معنايش اين مى شود كه خدا مى خواهد تمامى انواع پليديها، و هياتهاى خبيثه ، و رذيله ، را از نفس شما ببرد، هياتهايى كه اعتقاد حق ، و عمل حق را از انسان مى گيرد، و چنين ازاله اى با عصمت الهى منطبق مى شود، و آن عبارت است از صورت علميه اى در نفس كه ان