احب غايه المرام هم از عبد الله بن احمد بن حنبل ، از پدرش احمد، و او به سند خود از ام سلمه نقل كرده است .
روايات متعدد درباره نزول آيه تطهير درباره پنج تن (عليهم السلام ) كه در زيركساى پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) جمع شده بودند
و در همان كتاب است : كه ابن مردويه ، از ام سلمه روايت كرده كه گفت : آيه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) در خانه من نازل شد، و در خانه هفت نفر بودند، جبرئيل ، ميكائيل ، على ، فاطمه ، حسن ، و حسين ، و من كه دم در ايستاده بودم ، عرضه داشتم : يا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) آيا من از اهل بيت نيستم ؟ فرمود تو عاقبت بخيرى ، تو از همسران پيغمبرى .
باز در همان كتاب است كه ابن جرير، و ابن منذر، و ابن ابى حاتم ، و طبرانى ، و ابن مردويه همگى از ام سلمه همسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده اند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در خانه او عبايى بافت خيبر به روى خود كشيده ، و خوابيده بود، كه فاطمه از در درآمد، در حالى كه ظرفى غذا با خود آورده بود، رسول خدا فرمود: همسرت و دو پسرانت حسن و حسين را صدا بزن ، فاطمه برگشت و ايشان را با خود بياورد، در همان بين كه داشتند آن غذا را مى خوردند اين آيه نازل شد: (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا).
پس رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) زيادى جامه اى كه داشت بر سر آنان كشيد، آن گاه دست خود را از زير كسا بيرون آورد، به آسمان اشاره كرد، و عرضه داشت : بار الها اينها اهل بيت من ، و خاصگان من هستند، پس پليدى را از ايشان ببر، و تطهيرشان كن ، و اين كلام را سه بار تكرار كرد.
ام سلمه مى گويد: من سر خود را در زير جامه بردم ، و عرضه داشتم : يا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) منهم با شمايم ، حضرت دو بار فرمود: تو عاقبت بخيرى .
مؤ لف : اين حديث را صاحب غايه المرام از عبدالله پسر احمد بن حنبل ، به سه طريق از ام سلمه نقل كرده ، و همچنين تفسير ثعلبى نيز آن را روايت كرده است .
و در همان كتاب است كه ابن مردويه ، و خطيب ، از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : روزى كه نوبت ام سلمه بود، و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در خانه او قرار داشت ، جبرئيل بر آن جناب نازل شد، و آيه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس ‍ اهل البيت و يطهركم تطهيرا) را نازل كرد، ابى سعيد سپس مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) حسن و حسين و على و فاطمه را خواست ، بعد از آنكه نزدش حاضر شدند، ايشان را به خود چسبانيد، و جامه اى رويشان افكند، و اين در حالى بود كه ام سلمه در پشت پرده قرار داشت ، آن گاه گفت : بار الها اينان اهل بيت منند، پروردگارا پليدى را از ايشان ببر، و آن طور كه خودت مى دانى پاكشان كن ، ام سلمه گفت : اى پيغمبر خدا! آيا من نيز با ايشان هستم ؟ حضرت فرمود: تو جاى خود دارى ، و عاقبتت بخير است .
باز در آن كتاب آمده كه ابن جرير، و ابن ابى حاتم ، و طبرانى ، از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آيه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) درباره پنج نفر نازل شد، من ، على ، فاطمه ، حسن و حسين .
مؤ لف : اين روايت را صاحب غايه المرام نيز از تفسير ثعلبى نقل كرده .
و نيز در آن كتاب آمده كه ترمذى (وى حديث را صحيح دانسته )، و ابن جرير، ابن منذر، و حاكم (وى نيز حديث را صحيح دانسته )، و ابن مردويه ، و بيهقى ، در سنن خود، از چند طريق از ام سلمه روايت كرده اند كه گفت آيه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ) در خانه من نازل شد، و آن روز در خانه من فاطمه ، على ، حسن و حسين ، بودند، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) ايشان را با عبايى پوشانيد آن گاه گفت : خدايا اينهايند اهل بيت من ، پس پليدى را از ايشان ببر، و پاكشان گردان .)
و در غايه المرام از حميدى روايت كرده كه گفت : شصت و چهارمين حديث متفق عليه از احاديث بخارى و مسلم ، از مسند عايشه ، از مصعب بن شيبه ، از صفيه دختر شيبه ، از عايشه اين حديث است كه گفت : روزى صبح رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از اطاق بيرون شد در حالى كه بر تن خود مرط مرحل از مو و رنگ سياه داشت ، در اين هنگام حسن بن على (عليه السلام ) وارد شد،
رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را داخل جامه برد، پس از او حسين آمد، او را هم داخل كرد، سپس فاطمه آمد، او را هم درون برد، در آخر على آمد، او را نيز داخل برد،آنگاه فرمود: (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا).
مؤ لف : اين حديث به طرق مختلفه از عايشه روايت شده .

رواياتى درباره اينكه رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) مدتى را هر صبحبه در خانه على (عليه السلام ) مى آمد و ايشان رااهل البيت خطاب مى كرد و آيه تطهير را تلاوت مى فرمود
و در الدر المنثور است كه ابن مردويه ، از ابى سعيد خدرى روايت كرده كه گفت : چون على (عليه السلام ) با فاطمه ازدواج كرد، چهل روز صبح رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به در خانه او آمد، و گفت ، سلام بر شما اهل بيت ، و رحمت خدا و بركات او، وقت نماز است ، خدا رحمتتان كند، (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) من در جنگم ، با كسى كه با شما بجنگد، و آشتى و دوستم با كسى كه با شما آشتى و دوست باشد.
و نيز در همان كتاب است كه ابن مردويه از ابن عباس روايت كرده كه گفت : ما نه ماه همه روزه شاهد اين جريان بوديم ، كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) هنگام هر نمازى به در خانه فاطمه آمد، و گفت : سلام بر شما اهل بيت و رحمت خدا و بركات او (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا).
مؤ لف : و نيز اين روايت را الدر المنثور از طبرانى ، از ابى الحمراء نقل كرده ، اما به اين عبارت كه گفت : من شش ماه تمام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را ديدم كه به در خانه على و فاطمه مى آمد، و مى گفت : (انما يريد الله ...). و نيز از ابن جرير، و ابن مردويه ، از ابى الحمراء نقل كرده كه چنين گفت : من از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) حفظ كردم ، درست هشت ماه در مدينه بر آن جناب گذشت ، كه حتى يك روز براى نماز صبح بيرون نشد مگر آنكه به در خانه على مى آمد، و دست خود را بر دو طرف در مى گذاشت ، و سپس مى گفت : نماز نماز (انما يريد الله ليذهب ...).
و نيز همين روايت را از ابن ابى شيبه ، احمد و ترمذى ، (وى حديث را حسن شمرد)، و ابن جرير، ابن منذر، طبرانى ، و حاكم (وى آن را صحيح دانسته ). و ابن مردويه ، از انس نقل كرده كه عبارتش چنين است كه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) همواره وقتى براى نماز صبح بيرون مى شد، به در خانه فاطمه مى گذشت و مى گفت : نماز اى اهل بيت ، نماز، كه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا).
مؤ لف : روايات در اين معانى از طرق اهل سنت ، و همچنين از طرق شيعه بسيار زياد است ، هر كس بخواهد بدان اطلاع يابد، بايد به كتاب غايه المرام بح