(62)
 
ترجمه آيات

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، چون زنان مومن را نكاح كرديد و بعد طلاقشان داديد، اگر قبل از نزديكى طلاق داده ايد، لازم نيست عده طلاق شما را نگه دارند، پس مى توانيد با آنان ازدواج كنيد، و (اگر بناى سازش نيست )، مى توانيد به صورتى خوش طلاق دهيد (49).
اى پيامبر اسلام ! ما همسرانت را برايت حلال كرديم ، چه آنها كه حق شان را داده اى ، و چه آنها كه كنيز تو هستند، و خدا به عنوان غنيمت نصيبت كرده ، و نيز دختران عمو، و نيز دختران عمه ، و دختران دايى ، و دختران خاله هايت ، كه با تو مهاجرت كردند، همه را برايت حلال كرديم ، و نيز زن مومن اگر خودش را به پيغمبر ببخشد، و پيغمبر هم بخواهد با او ازدواج كند، تنها اين نكاح بدون مهر براى اوست ، نه همه مؤ منين ، ما مى دانيم چه احكامى درباره همسران مؤ منين و كنيرهايشان واجب كرده ايم ، تا در اين باره حرجى بر تو نباشد، و خدا همواره آمرزنده رحيم است (50).
از آنان هر يك را بخواهى مى توانى قبول پيشنهاد را تاءخير اندازى ، و هر يك را بخواهى مى توانى پيشنهاد ازدواجش را بپذيرى ، و آن را هم كه قبلا طلاق گفته اى مى توانى بگيرى ، اين به خوشنودى آنان ، و اينكه اندوهناك نشوند، و اينكه به همه آنچه به آنان داده اى راضى شوند، نزديكتر است ، و خدا آنچه در دلهاى شماست مى داند، و خدا داناى شكيبا است (51).
بعد از آنچه برايت شمرديم ، ديگر هيچ زنى برايت حلال نيست ، و نيز حلال نيست كه همسرانت را به همسرى ديگر مبدل كنى ، هر چند كه از كمال وى خوشت آيد، مگر كنيزان ، و خدا بر هر چيز مراقب بوده است (52).
اى كسانى كه ايمان آورديد! به خانه هاى پيغمبر در نياييد، مگر آنكه شما را به طعامى دعوت كنند، به شرطى كه به انتظار طعام زودتر نرويد، بلكه وقتى شما را خواندند، داخل شويد، و چون طعام خورديد، متفرق گرديد، و آن جا را محل انس و گفتگو مكنيد، كه اين ، پيغمبر را ناراحت مى كند، او از شما خجالت مى كشد، ولى خدا از بيان حق خجالت نمى كشد، و چون از همسران او چيزى مى پرسيد، از پشت پرده بپرسيد، اين براى طهارت دل شما و دل آنان بهتر است ، و شما حق نداريد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را اذيت كنيد، و بعد از مرگش با همسران او ازدواج نماييد، اين كار تا ابد ممنوع است ، چون نزد خدا كارى عظيم است (53).
چه آنكه چيزى را اظهار كنيد، و چه پنهان داريد، خدا به هر چيزى دانا است (54).
هيچ حرجى براى همسران در خصوص نامبردگان زير نيست ، يعنى لازم نيست خود را در برابر پدران ، فرزندان ، برادران ، و برادرزادگان ، پسران خواهران ، زنان ايشان و كنيزانى كه دارند بپوشانند، و بايد كه از خدا بترسند، كه خدا همواره بر هر چيزى شاهد و ناظر است (55).
خدا و فرشتگان او بر پيامبر اسلام درود مى فرستند، شما هم اى كسانى كه ايمان آورده ايد بر او صلوات بفرستيد، و آن طور كه بايد تسليم شويد (56).
خدا آن كسانى را كه او و پيامبرش را اذيت مى كنند، در دنيا و آخرت لعنت كرده ، و عذابى خوار كننده براى ايشان مهيا نموده (57).
و كسانى كه مؤ منين و زنان مومن را بدون جرم اذيت مى كنند، مرتكب بهتان و گناهى بزرگ مى شوند (58).
هان اى پيامبر! به همسرانت ، و دخترانت و زنان مؤ منين ، بگو تا جلباب خود پيش بكشند، بدين وسيله بهتر معلوم مى شود كه زن مسلمانند، در نتيجه اذيت نمى بينند، و خدا همواره آمرزنده رحيم است (59).
اگر منافقان و بيماردلان و گل آلودكنندگان جو مدينه ، دست بر ندارند، تو را عليه آنان ماءمور مى كنيم ، تا ديگر جز مدتى كوتاه در مجاورتت نمانند (60).
در حالى كه ملعون و رانده باشند، به طورى كه هر جا ديده شوند كشته شوند (61).
سنت خدا در اقوام گذشته و قبل از اين نيز همين بود، و تو هرگز سنت خدا را دگرگون نخواهى ديد (62).

بيان آيات

بيان آيات مربوط به نكاح و طلاق كه بعضى مخصوص پيامبر (صلى الله عليه وآله و سلم ) و برخى راجع به همه مسلمانان است 
اين آيات احكام متفرقى را متضمن است كه بعضى از آنها مخصوص رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و همسران او، و بعضى ديگر مربوط به عموم مسلمانان است .

يا ايها الذين آمنوا، اذا نكحتم المومنات ثم طلقتموهن من قبل ان تمسوهن فما لكم عليهن من عده تعتدونها فمتعوهن و سرحوهن سراحا جميلا

منظور از نكاح زنان ، عقد كردن آنان است ، و كلمه (مس ) به معناى دخول و انجام دادن عمل زناشويى است . و منظور از (متعوهن ) اين است كه چيزى از مال به ايشان بدهند، كه مناسب حال و شاءن ايشان باشد، و كلمه (تسريح به جميل )، به معناى اين است كه بدون نزاع و خصومت طلاق دهند.
و معناى آيه اين است كه : اى كسانى كه ايمان آورده ايد! وقتى زنان را طلاق مى دهيد، بعد از آنكه با ايشان عقد ازدواج بسته ايد، و قبل از اينكه عمل زناشويى با ايشان انجام داده باشيد، ديگر لازم نيست زن مطلقه شما عده نگه دارد، و بر شما واجب است كه اولا بدون خشونت و خصومت طلاق دهيد، و در ثانى با چيزى از مال بهره مندشان كنيد.
اين آيه مطلق است ، و آن موردى را كه مهر براى زن معين كرده باشند، و نيز موردى را كه معين نكرده باشند شامل است ، و خلاصه به اطلاقش شامل مى شود آنجا را هم كه مهر معين كرده اند، و مى فرمايد هم بايد مهر بدهيد، و هم به چيزى از مال بهره مندشان كنيد.
چون هر دو صورت را شامل بود، آيه (و ان طلقتموهن من قبل ان تمسوهن و قد فرضتم لهن فريضه فنصف ما فرضتم ) آن را مقيد به صورتى مى كند، كه مهريه معين نكرده باشند، چون آيه مزبور مى فرمايد: و چون زنان را قبل از آنكه عمل زناشويى انجام داده باشيد طلاق دهيد، در صورتى كه مهر براى ايشان معين كرده ايد، تنها نصف مهر را مى برند، آنگاه آيه مورد بحث در جايى حجت مى شود كه مهر معين نكرده باشند.

يا ايها النبى انا احللنا لك ازواجك اللاتى آتيت اجورهن ...

بيان هفت طائفه از زنان كه خدا در پيامبر(ص )حلال كرده است 
خداى سبحان در اين آيه شريفه براى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى كند از زنان آنچه من حلال كرده ام هفت طايفه اند، طايفه اول : (ازواجك اللاتى آتيت اجورهن ) كه مراد از (اجور) مهريه ها است ، طايفه دوم : (و ما ملكت يمينك مما افاء الله عليك ) يعنى كنيزانى كه به عنوان غنيمت و در جنگها خدا در اختيار شما قرار داد، و اگر ملك يمين (كنيز) را مقيد به (ما افاء الله عليك - آنچه خدا به عنوان غنيمت نصيب تو كرد)، نمود صرفا به منظور توضيح بود، نه احتراز، نظير تقييدى كه در ازدواج كرد، و فرمود: همسرانى كه مهرشان را داده اى .
سوم و چهارمين طايفه از زنانى كه حلالند، يعنى مى توان با آنان ازدواج كرد، (و بنات عمك و بنات عماتك ) دختر عموها و دختر عمه هايند، بعضى از مفسرين گفته اند: منظور از اين دو طايفه زنان قريشند.
پنجم و ششمين طايفه : (و بنات خالك و بنات خالاتك ) دختران دايى و دختران خاله اند، بعضى از مفسرين گفته اند يعنى زنان بنى زهره ، و قيد (اللاتى هاجرن معك - آنهايى كه با تو هجرت كرده اند) - به طورى كه در مجمع البيان گفته - مربوط به قبل از تحليل غير مهاجرات و نسخ آيه مورد بحث است ، يعنى مربوط