هن من وراء حجاب ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن

ضمير (هن ) به همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بر مى گردد، و در خواست متاع از ايشان ، كنايه است از اينكه مردم با ايشان درباره حوائجى كه دارند سوال كنند، و معنايش اين است كه اگر به خاطر حاجتى كه برايتان پيش آمده ، ناگزير شديد با يكى از همسران آن جناب صحبتى بكنيد، از پس پرده صحبت كنيد، (ذلكم اطهر لقلوبكم و قلوبهن ) اين جمله مصلحت حكم مزبور را بيان مى كند، و مى فرمايد: براى اينكه وقتى از پشت پرده با ايشان صحبت كنيد، دلهايتان دچار وسوسه نمى شود، و در نتيجه اين رويه ، دلهايتان را پاكتر نگه مى دارد.

و ما كان لكم ان توذوا رسول الله و لا ان تنكحوا ازواجه من بعده ابدا...

شما را نمى سزد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را با مخالفت كردن دستوراتش - چه آنها كه در خصوص همسرانش ‍ داده ، و چه غير آنها - او را اذيت كنيد، و نيز سزاوار نيست كه شما بعد از در گذشت او با يكى از همسرانش ازدواج كنيد، چون اين عمل نزد خدا جرمى است بزرگ .
در اين آيه اشعارى هست به اينكه گويا بعضى از مسلمانان گفته اند كه بعد از در گذشت او همسرانش را مى گيريم ، و به طورى كه در بحث روايتى آينده خواهيد خواند، همينطور هم بوده .

ان تبدوا شيئا او تخفوه فان الله كان بكل شى ء عليما

معناى اين آيه روشن است ، و در حقيقت تنبيهى است با لحن تهديد عليه كسانى كه آن جناب را اذيت مى كرده اند، و يا مى گفته اند كه پس از وى با فلان همسرش ازدواج خواهيم كرد.

لا جناح عليهن فى آبائهن ...

ضمير (عليهن ) باز به همسران آن جناب بر مى گردد، و در حقيقت آيه شريفه در معناى استثنايى است از عموميت حكم حجاب ، مى فرمايد: اينكه گفتيم مسلمانها بايد از پس حجاب با ايشان گفتگو كنند، شامل پدران ، فرزندان ، و برادران ، برادر زادگان ، خواهر زادگان ، و خلاصه محرمهاى ايشان نمى شود، نامبردگان مى توانند بدون حجاب با آنان گفتگو كنند بعضى از مفسرين گفته اند: اگر عموها و داييهاى آنان را نام نبرد، براى اين است كه ممكن بود عموى يكى از زنان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بعد از گفتگوى با او برود، و براى پسرش تعريف كند، كه برادر زاده و يا خواهرزاده من فلانى چنين و چنان است .
و نيز زنان قوم و خويش ايشان را نيز استثناء كرده ، و اينكه فرموده : زنان ايشان ، اشاره دارد به اينكه مراد از زنان ايشان تنها آن زنان از فاميل ايشان است كه ايمان داشته با شند، نه كفار، همچنان كه در تفسير كلمه (او نسائهن ) نيز اين معنا خاطر نشان شده ، و نيز از كسانى كه استثناء شده اند، كنيزان و غلامان خود ايشان است .
(و اتقين الله ان الله كان على كل شى ء شهيدا) - در اين جمله حكم مذكور تاكيد شده ، و بخصوص از جهت التفاتى كه از غيبت به خطاب شده ، و با اينكه سياق قبل از اين جمله زنان را غايب گرفته بود، در اين جمله خطاب به خود ايشان كرده ، كه (و اتقين الله - از خدا بترسيد) اين تاكيد روشن تر به چشم مى خورد.

ان الله و ملئكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما

معناى صلات خدا و ملائكه و مؤ منين بر پيامبر اكرم (ص )
قبلا گفتيم كه كلمه (صلوه ) در اصل به معناى انعطاف بوده ، و صلات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف او به وى است ، به وسيله رحمتش ، البته انعطافى مطلق ، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدى نكرده ، و همچنين صلات ملائكه او بر آن جناب ، انعطاف ايشان است بر وى ، به اينكه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند، و صلات مؤ منين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براى او.
و در اينكه قبل از امر به مؤ منين كه بر او صلوات بفرستيد، نخست صلات خود و ملائكه خود را ذكر كرده ، دلالتى هست بر اينكه صلوات مؤ منين بر آن جناب به پيروى خداى سبحان ، و متابعت ملائكه اوست ، و اين خود نهى آينده را تاكيد مى كند.
از طريق شيعه و سنى هم روايت بسيار زياد رسيده ، در اينكه طريق صلوات فرستادن مؤ منين بر آن جناب ، اين است كه از خدا بخواهند بر او و آل او صلوات بفرستد. 

ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخره و اعدلهم عذابا مهينا

همه مى دانيم كه خداى تعالى منزه است از اينكه كسى او را بيازارد، و يا هر چيزى كه بويى از نقص و خوارى داشته باشد به ساحت او راه يابد، پس اگر در آيه مورد بحث مى بينيم كه خدا را در اذيت شدن با رسولش شريك كرده مى فهميم كه خواسته است از رسول خود احترام كرده باشد، و نيز اشاره كند به اينكه هر كس قصد سويى نسبت به رسول كند، در حقيقت نسبت به خدا هم كرده ، چون رسول بدان جهت كه رسول است ، هدفى جز خدا ندارد، پس هر كس او را قصد كند، چه به خير و چه به سوء، خدا را قصد كرده است .
معناى اينكه خدا آزاردهندگان پيامبر(صلى الله عليه و آله و سلم ) را در دنيا و آخرتلعنت كرده است 
در آيه مورد بحث افرادى كه در صدد بر مى آيند كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را اذيت كنند، به لعنت در دنيا و آخرت وعده داده شده اند، و (لعنت ) به معناى دور كردن از رحمت است ، و چون رحمت مخصوص به مؤ منين ، عبارت است از هدايت به سوى عقايد حق ، و ايمان حقيقى و بدنبال آن عمل صالح ، در نتيجه دورى از رحمت در دنيا، به معناى محروميت او از اين هدايت است ، و اين محروم ساختن جنبه كيفر دارد، و در نتيجه همان طبع قلوبى است كه در آيه (لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسيه ) و آيه (و لكن لعنهم الله بكفرهم فلا يومنون الا قليلا) و آيه (اولئك الذين لعنهم الله ، فاصمهم و اعمى ابصارهم ) به آن اشاره نموده ، و آيه شريفه مورد بحث با اين آيات منطبق است .
اين معناى لعنت در دنيا، و اما لعنت در آخرت به معناى دور كردن از رحمت قرب است ، كه باز در جاى ديگر فرموده : (كلا انهم عن ربهم يومئذ لمحجوبون ).
در آيه مورد بحث بعد از لعنت آزار كنندگان رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دنيا و آخرت اين تهديد را كرده كه براى آنان و براى آخرتشان عذابى خوار كننده تهيه كرده است . و اگر عذابشان را به وصف خوار كننده توصيف كرده ، بدان جهت است كه تلافى استكبار آنان باشد، چون اينان در دنيا، خدا و رسول را اهانت مى كردند، در مقابل اين رفتارشان عذابشان خوار كننده خواهد بود.

و الذين يوذون المؤ منين و المومنات بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتانا و اثما مبينا

وجه اينكه آزار مؤ منين را (بهتان ) و (اثم مبين ) خواند
در اين آيه ايذاء مؤ منين و مومنات را در گناه بودن ، مقيد كرده به قيد (بغير ما اكتسبوا - بدون اينكه تقصيرى كرده باشند) و اين براى آن است كه شامل صورت قصاص و حد شرعى ، و تعزير نشود، چون ايذاى مؤ منين و مومنات ، در اين چند صورت گناه نيست ، زيرا خود شارع اجازه داده ، تا مظلوم از ظالم خود قصاص بگيرد، و به حاكم شرع اجازه داده تا بعضى از گنهكاران را حد بزند، و بعضى ديگر را تنبيه كند.
و اما در غير اين چند صورت خداى تعالى آزار مؤ منين و مومنات را احتمال (و زير بار و بال رفتن ) بهتان و اثم مبين خوانده . و بهتان عبارت است از دروغ بستن به ك