 در باره اش نازل شد.
مؤ لف : در اينكه آيه مذكور در باره اين قصه نازل شده ، چند روايت رسيده ، كه در بعضى از آنها آمده كه : منظور طلحه ، عايشه ، و ام سلمه بوده .
چند روايت درباره معناى صلوات خدا و ملائكه و مؤ منين بر پيامبر (صلى الله عليه وآله و سلم ) و كيفيت صلوات فرستادن بر آن حضرت 
و در كتاب ثواب الاعمال از ابى المعزا از حضرت ابى الحسن (عليه السلام ) روايتى نقل شده كه در ضمن حديثى كه از آن جناب سوال شد معناى صلوات خدا و صلات ملائكه و صلات مومن بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) چيست ؟ فرموده : صلات خدا، رحمت خدا است ، و صلات ملائكه ، تزكيه ايشان وى راست ، و صلات مومن دعايشان براى او است .
و در كتاب خصال ، از امير المؤ منين (عليه السلام ) در ضمن حديث معروف به اربع مائه (چهار صد) آمده كه فرمود: صلوات را بر محمد و آل او بفرستيد كه خداى تعالى دعاى شما را هنگامى كه نام محمد را ببريد، و حق او را رعايت كنيد، مستجاب مى كند، پس ‍ وقتى مى خوانيد (ان الله و ملائكته يصلون على النبى ) چه در نماز آن را بخوانيد، و چه در غير نماز، صلوات را بفرستيد.
و در الدر المنثور است كه : عبدالرزاق ، ابن ابى شيبه ، احمد، عبد بن حميد، بخارى ، مسلم ، ابو داوود، ترمذى ، نسائى ، ابن ماجه ، و ابن مردويه ، از كعب بن عجره ، روايت كرده كه گفت : مردى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پرسيد: ما سلام كردن به تو را فهميديم كه چگونه است ، بفرماييد ببينم صلوات را چگونه بفرستيم ؟ فرمود: (بگو اللهم صل على محمد و على آل محمد كما صليت على آل ابراهيم انك حميد مجيد اللهم بارك على محمد و على آل محمد كما باركت على ابراهيم انك حميد مجيد).
مؤ لف : سيوطى در الدر المنثور غير از اين حديث هجده حديث ديگر آورده ، كه همه دلالت دارند بر اينكه بايد (آل ) را نيز در صلات اضافه نمود، يعنى بايد گفت : (اللهم صل على محمد و آل محمد) و اين روايات را صاحبان سنن ، و جوامع حديث ، از عده اى از صحابه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از آن جمله ابن عباس ، طلحه ، ابو سعيد خدرى ، ابو هريره ، ابو مسعود، كعب بن عجره ، و على (عليه السلام ) نقل كرده اند، و اما روايات شيعه از حد شمار بيرون است .
و در آن كتاب است كه احمد و ترمذى از حسين بن على (عليهماالسلام ) روايت كرده اند كه فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بخيل كسى است كه نام من نزد او برده شود، و صلوات نفرستد.
دو روايت در ذيل آيه مربوط به حجاب زنان و درذيل آيه متضمن تهديد منافقان و بيمار دلان و شايعه پراكنان 
و در تفسير قمى در ذيل آيه (يا ايها النبى قل لازواجك و بناتك و نساء المومنين يدنين عليهن من جلابيبهن ) از معصوم نقل كرده كه فرموده : سبب نزول اين آيه چنين بود، كه زنان از خانه بيرون مى شدند تا به مسجد آيند، و دنبال رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نماز بخوانند، و چون شب مى شد، و زنان براى نماز مغرب و عشاء بيرون مى آمدند، جوانان سر راه آنان مى نشستند، و متعرض ‍ ايشان مى شدند، خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود.
و در الدر المنثور است كه عبد الرزاق ، عبد بن حميد، ابو داود، ابن منذر، ابن ابى حاتم ، و ابن مردويه ، از ام سلمه روايت كرده اند كه گفت : وقتى آيه (يدنين عليهن من جلابيبهن ) نازل شد، زنان انصار طورى از خانه ها بيرون شدند كه گويى كلاغ سياهند، چون كيسه اى سياه به خود پوشانده بودند كه سراپايشان گرفته بود.
و در تفسير قمى در ذيل آيه (لئن لم ينته المنافقون ) از معصوم نقل كرده كه فرموده : اين آيه درباره مردمى از منافقين نازل شد كه در مدينه زندگى مى كردند، و همواره به رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) زخم زبان مى زدند، و چون آن جناب مى خواست به جنگى برود، در بين مسلمانان انتشار مى دادند كه باز هم مرگ و اسيرى ، و مسلمانان اندوهناك مى شدند، و نزد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شكايت مى كردند، خداى تعالى در اين آيه تا جمله (الا قليلا) دستور داد جز اندكى از ايشان همگى را از مدينه بيرون كند.
(ملعونين اين ما ثقفوا اخذوا و قتلوا تقتيلا). و در روايت ابى الجارود از ابى جعفر (عليه السلام ) آمده كه فرمود: معناى (ملعونين ) اين است كه به فرمان خدا واجب شده است بر آنان لعنت بعد از لعنت .يَسْأَلُكَ النَّاسُ عَنِ السَّاعَةِ قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللَّهِ وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ تَكُونُ قَرِيباً (63) 
إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكَافِرِينَ وَأَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً (64) 
خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً لَّا يَجِدُونَ وَلِيّاً وَلَا نَصِيراً (65) 
يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يَا لَيْتَنَا أَطَعْنَا اللَّهَ وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا (66) 
وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا (67) 
رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً (68) 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسَى فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قَالُوا وَكَانَ عِندَ اللَّهِ وَجِيهاً (69) 
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلاً سَدِيداً (70) 
يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَمَن يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزاً عَظِيماً (71) 
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولاً (72) 
لِيُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ وَيَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحِيماً (73)

ترجمه آيات

مردم از تو از قيامت مى پرسند، بگو علم آن تنها نزد خدا است ، و تو چه مى دانى شايد قيامت نزديك باشد (63).
به درستى خدا كافران را لعنت كرده ، و براى آنها عذابى سوزان تهيه ديده است (64).
در حالى كه جاودان در آن باشند، و سرپرستى و ياورى نيابند (65).
روزى كه رويهايشان در آتش دگرگون شود، و بگويند: اى كاش خدا را اطاعت كرده بوديم ، اى كاش پيغمبر را اطاعت كرده بوديم (66).
و گفتند: پروردگارا! ما بزرگان و سالخوردگان خود را اطاعت كرديم ، و آنها ما را گمراه كردند (67).
پروردگارا! پس عذابشان را دو برابر كن ، و به لعنتى بزرگ لعنتشان فرما (68).
هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد! همانند كسانى نباشيد كه موسى را اذيت كردند، و خدا موسى را از آنچه آنان گفتند تبرئه كرد، و او نزد خدا آبرويى داشت (69).
هان اى كسانى كه ايمان آورده ايد! از خدا بترسيد و سخن سنجيده بگوييد (70).
تا خدا اعمالتان را به سودتان اصلاح كند، و گناهانتان را برايتان بيامرزد، و هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند مسلما به رستگارى عظيمى رستگار شده است (71).
ما آن امانت را بر آسمانها و 