ام ) و متصل به آن است ، و بنابر اينكه آيات در اين باره نازل شده باشد، آن گاه معنايى كه ما ذكر كرديم از باب جرى ، و حمل كلى بر مصداق مى شود.
بحث روايتى 
در تفسير قمى در ذيل آيه (و اسروا الندامه لما راوا العذاب ) از معصوم (عليه السلام ) رسيده كه فرمود: وقتى ولى خدا را مى بينند كه در چه ناز و نعمت است ، و خود در آتش دوزخند، ندامت خود را پنهان مى دارند، شخصى پرسيد: يا بن رسول الله اين پوشاندن ندامت چه فايده اى به حال آنان دارد، به اينكه در عذابند؟ فرمود: از شماتت دشمنان كراهت دارند.
مؤ لف : اين روايت را از امام صادق (عليه السلام ) نيز نقل كرده .
رواياتى درباره انفاق و صدقه دادن 
باز در همان كتاب است كه مردى نزد امام صادق (عليه السلام ) سخن از توانگران گفت ، و ايشان را بد گفت ، امام صادق (عليه السلام ) گفت : ساكت باش توانگر اگر صله رحم كند، و به برادران خود نيكى نمايد، خداى تعالى اجر اين عمل را به او دو چندان دهد، براى خاطر اينكه هم نيكى كرده ، و هم فريب دنياى خود را نخورده ، همچنان كه قرآن كريم نيز فرموده : (و ما اموالكم و لا اولادكم بالتى تقربكم عندنا زلفى الامن آمن و عمل صالحا فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فى الغرفات آمنون ) اموال و اولاد شما چنان نيستند كه شما را به درگاه ما نزديك سازند، مگر كسى را كه ايمان به خدا آورد، و عمل صالح كند، كه چنين كسانى پاداششان در برابر اعمالى كه كرده اند، دوچندان خواهد بود، و در غرفه ها ايمن خواهند زيست .
و در امالى ، شيخ به سند خود از امير المومنين (عليه السلام ) روايت كرده ، كه در حديثى فرمود: تا آنكه روز قيامت شود، در آن روز حسابشان را به نفعشان رسيده ، در برابر هر عمل صالح كه كرده اند، ده برابر تا هفتصد برابر پاداش مى دهد، همچنان كه فرموده : (جزاء من ربك عطاء حسابا) و نيز فرموده : (فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم فى الغرفات آمنون )
و در كافى به سند خود از سكونى از امام صادق (عليه السلام ) روايت كرده ، كه از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كردند كه فرمود: كسى كه به پاداش ايمان داشته باشد، نيكو بذل و بخشش مى كند.
و در همان كتاب به سند خود از سماعه ، از امام ابى الحسن (عليه السلام ) و آن جناب از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده اند، كه فرمود: كسى كه به پاداش ايمان و يقين داشته باشد، دلش نسبت به خرج كردن سخى مى شود.
و در الدر المنثور است كه ، ابن مردويه از على بن ابى طالب (عليه السلام ) روايت كرده كه فرموده : از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم مى فرمود: براى هر روزى نحوستى است ، نحوست هر روز را با صدقه دفع كنيد، آنگاه فرمود: آياتى كه متعرض مساله خلف است ، بخوانيد، كه من از خداى تعالى شنيدم مى فرمود: و ما انفقتم من شى ء فهو يخلفه آنچه انفاق كنيد خدا عوض مى دهد آن را، و وقتى كسى انفاق نكند چگونه خدا عوض و پاداش مى دهد.
و در تفسير قمى در روايت ابى الجارود، از ابى جعفر (عليه السلام ) روايت كرده كه در ذيل آيه (قل ما سئلتكم عليه من اجر فهو لكم ) فرمود: جريان چنين بود كه : رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) از قوم خود خواست كه اقارب او را دوست بدارند، و آزار و اذيت نكنند، لذا اين آيه نازل شد كه همين اجر و مزد نيز به نفع شماست ، و ثوابش عايد خودتان مى شود.
رواياتى در باره اينكه آيات (و لوترى اذ فزعوا) ناظر بر فرو رفتن لشكرسفيانى در زمين (در زمان ظهور حضرت مهدى 
و در الدر المنثور است كه حاكم - وى حديث را صحيح دانسته - از ابى هريره روايت كرده كه در ذيل آيه (و لو ترى اذ فزعوا) گفته است رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: در آينده مردى در عمق دمشق خروج مى كند كه او را (سفيانى ) مى گويند، و عموم پيروانش از قبيله كلب هستند، دست به كشتار مى زند، و حتى شكم زنان را پاره مى كند، و كودكان را به قتل مى رساند، تا آنكه قبيله قيس عليه او قيام كند و او قيس را بكشد، و جايى را از ستم خود خالى نگذارد و در اين هنگام مردى از اهل بيت من خروج مى كند، تا به سفيانى مى رسد، و ستونى از لشكر خود را به سركوبى وى مى فرستد، و ايشان را منهزم نموده شكست مى دهند، سفيانى با همراهان خود راه مى افتد تا به (بيداء) مى رسد، در آن سرزمين دچار خسف مى شوند، و در زمين فرو مى روند، و احدى از ايشان باقى نمى ماند، مگر كسى كه سرگذشت آنان را براى مردم خبر دهد.
مؤ لف : اين روايت از طرق اهل سنت بسيار زياد آمده بعضى مختصر و بعضى مفصل ، و آن را از طرق مختلفه از ابن عباس ، ابن مسعود، حذيفه ، ابى هريره ، جد عمرو بن شعيب ، ام سلمه ، صفيه ، عائشه ، و حفصه ، همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و نفيره ، همسر قعقاع ، و نيز از سعيد بن جبير، به طور موقوف روايت كرده اند.
و در تفسير قمى در ذيل آيه (و لوترى اذ فزعوا فلا فوت ) گفته است : پدرم از ابن ابى عمير، از منصور بن يونس ، از ابى خالد كابلى ، برايم حديث كرد، كه گفت امام ابى جعفر (عليه السلام ) فرمود: به خدا سوگند، گويا همين الان مى بينم قائم (عليه السلام ) را كه به حجر تكيه داده است ، آنگاه مردم را در رعايت حقش به خدا سوگند مى دهد، و آنگاه مى فرمايد: ايها الناس هر كس با من درباره خدا محاجه كند، من اولاى به خدا هستم ، ايها الناس هر كس با من درباره آدم محاجه كند، من اولى و نزديكتر از سايرين به آدم هستم ، ايها الناس هر كس با من درباره نوح محاجه كند، من از هر كس ديگر اولاى به نوحم ، ايها الناس هر كس با من درباره ابراهيم سخن گويد، و احتجاج كند، من خود از هر كس ديگر نزديك تر به ابراهيمم ، ايها الناس هر كس با من درباره موسى محاجه كند، من خود اولاى به موسى هستم ايها الناس هر كس با من در خصوص عيسى محاجه كند و آن جناب را به رخ من بكشد، من خود از هر كس ديگر نزديك تر به عيسى هستم ، ايها الناس هر كس با من در خصوص محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) محاجه كند من خود از هر كس ‍ ديگر به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) نزديك تر و اولايم ، ايها الناس هر كس با من در خصوص كتاب خدا محاجه كند، من از هر كس ديگر به كتاب خدا نزديك ترم ، آنگاه به مقام ابراهيم مى آيد، و در آنجا دو ركعت نماز مى خواند، و با سوگند به خدا حق خود را بيان مى كند.
امام ابى جعفر (عليه السلام ) سپس فرمود: اوست به خدا سوگند مضطر در آيه شريفه : (امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض ).
و اولين كسى كه با او بيعت كند، جبرئيل ، و سپس سيصد و سيزده نفرند، و اين عده هر كدام بتوانند، راه افتاده ، خود را به وى برسانند، كه مى رسانند، و هر يك به اين صورت به وى نرسند، در رختخوابشان ناپديد مى شوند، و منظور امير المومنين (عليه السلام ) از عبارت (هم المفقودون عن فرشهم - ايشان از رختخواب مفقود مى شوند) همين است ، و نيز منظور از آيه (فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يات بكم الله جميعا - پس در عمل به خيرات سبقت جوييد، كه هر جا باشيد خدا همگى تان را مى آورد) همين است و فرمود: منظور از خيرات ، ولايت (و محبت اهل بيت (ع