ليهم السلام ) است ). همچنان كه در جايى ديگر فرمود: (و لئن اخرنا عنهم العذاب الى امه معدوده - اگر عذاب را از ايشان تاخير اندازيم ، تا امت معدوده ...)، منظور از امت معدوده اصحاب قائم (عليه السلام ) است كه در عرض يك ساعت همه يك جا جمع مى شوند.
وقتى قائم (عليه السلام ) به سر زمين (بيداء) برسد، لشكر سفيان در برابرش صف آرايى مى كند، پس خداى عزوجل زمين را دستور مى دهد، تا پاهاى ايشان را در خود فرو ببرد، و بگيرد، و درباره همين مورد است ، كه خداى عزوجل مى فرمايد: (و لو ترى اذ فزعوا فلا فوت و اخذوا من مكان قريب و قالوا آمنا به ) يعنى مى گويند: اينك ما به قائم آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) ايمان آورده ايم ، (و انى لهم التناوش من مكان بعيد و حيل بينهم و بين ما يشتهون ) يعنى بين آنان و عذاب نشدن ، حائل ايجاد مى شود، (كما فعل باشياعهم ) يعنى آنهايى كه قبل از ايشان مكذبين بودند، و هلاك شدند (من قبل انهم كانوا فى شك مريب ). و الحمد لله رب العالمين<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="777.xml">سوره مباکه فاطر</a><a class="folder" href="784.xml">سوره مبارکه یس</a><a class="folder" href="791.xml">سوره مبارکه صافات</a><a class="folder" href="800.xml">سوره مبارکه ص</a><a class="folder" href="808.xml">سوره مبارکه زمر</a><a class="folder" href="818.xml">سوره مبارکه غافر</a><a class="folder" href="828.xml">سوره مبارکه فصلت</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="widget:text:778.txt:آیه 1">آیه 1</a><a class="text" href="widget:text:779.txt:آیات 2 - 8">آیات 2 - 8</a><a class="text" href="widget:text:780.txt:آیات 9 - 14">آیات 9 - 14</a><a class="text" href="widget:text:781.txt:آیات 15 - 26">آیات 15 - 26</a><a class="text" href="widget:text:782.txt:آیات 27 - 38">آیات 27 - 38</a><a class="text" href="widget:text:783.txt:آیات 39 - 45">آیات 39 - 45</a></body></html>بسم الله الرحمن الرحيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1)

ترجمه آيه 

به نام خداى رحمان و رحيم . 
همه حمدها مخصوص خدا است كه آسمانها و زمين را ايجاد كرد و فرشتگان را رسولانى بالدار كرد دو باله و سه باله و چهار باله و او هر چه بخواهد در خلقت اضافه مى كند كه او بر هر چيزى تواناست .(1)

بيان آيه 

بيان مفاد كلى سوره فاطر
غرض اين سوره بيان اصول سه گانه دين است ، يعنى يگانگى خداى تعالى در ربوبيت ، و رسالت رسول خدا، و معاد و برگشتن به سوى او، كه در اين سوره بر اين سه مساءله استدلال شده ، و خداى تعالى براى اين منظور عده اى از نعمت هاى بزرگ آسمانى و زمينى را مى شمارد، و تدبير متقن امر عالم را به طور عموم ، و امر انسانها را به طور خصوص به رخ مى كشد.
و قبل از شمردن اين نعمت ها و شروع به استدلال ، اشاره اى اجمالى به اين معنا مى كند كه : گشودن در رحمت و بستن آن ، و اضافه نعمت و امساك آن منحصرا كار خداى تعالى است ، و مى فرمايد: (ما يفتح اللّه للنّاس من رحمة فلاممسك لها... خدا در هر رحمتى را كه به سوى مردم باز كند كسى نيست كه آن را ببندد..).
و باز قبل از اينكه اين اشاره اجمالى را بكند، به واسطه هايى اشاره مى كند كه رحمت و نعمت را از خداى تعالى گرفته ، به خلق مى رسانند، و آنان ملائكه هستند، كه واسطه هاى بين خدا و خلقند و به همين جهت مى بينيم سوره فاطر با يادآورى اين وسائط شروع مى شود.
و اين سوره (همان طور كه در آغاز گفته شد) در مكه نازل شده ، و سياق آياتش نيز براين معنا دلالت دارد، الا اينكه بعضى از مفسرين دو آيه از آن را استثناء كرده و گفته اند كه : اين دو در مدينه نازل شده است . و ليكن سياق همان دو آيه نيز ظهورى در گفته آنان ندارد، و آن دو آيه عبارتند از آيه (ان الّذين يتلون كتاب اللّه ... و آيه (ثم اورثنا الكتاب الّذين اصطفينا...
معناى (فطر) و مراد از (فاطرالسموات و الارض )

الحمد للّه فاطر السموات و الاءرض 

كلمه (فاطر) از ماده (فطر) است ، كه - به طورى كه راغب گفته - به معناى شكافتن از طرف طول است . و اگر كلمه فاطر بر خداى تعالى اطلاق شده ، به عنايت استعاره اى بوده است ، گويا خداى تعالى عدم را پاره كرده ، و از درون آن آسمانها و زمين را بيرو ن آورده ، بنابراين ، حاصل معناى آيه اين مى شود: (حمد خدا را كه پديد آورنده آسمانها و زمين است ، به ايجادى ابتدايى ، و بدون الگو) و بنابراين كلمه فاطر همان معنايى را مى دهد كه كلمه بديع و مبدع دارند، با اين تفاوت كه در كلمه ابداع ، عنايت بر نبودن الگوى قبلى است ، و در كلمه فاطر عنايت بر طرد عدم و بر ايجاد چيزى است از اصل ، نه مانند كلمه صانع كه به معناى آن كسى است كه مواد مختلفى را با هم تركيب مى كند، و از آن صورتى جديد (از قبيل خانه ، ماشين ، و امثال آن ) كه وجود نداشت ، درست مى كند.
و مراد از آسمانها و زمين مجموع عالمى است كه به چشم مى بينيم ، كه هم شامل آسمانها و زمين مى شود، و هم شامل مخلوقاتى كه در آن دو است ، در نتيجه عبارت آيه از قبيل اطلاق اعضاى بزرگ و اراده كل است مجازا، ممكن هم هست مراد خود آسمانها و زمين باشد، به خاطر اعتنايى كه به شاءن آن دو داشته ، چون خلقت آن دو، بزرگ و امرشان عجيب است ، همچنان كه در جاى ديگر فرموده : (لخلق السموات و الاءرض اكبر من خلق النّاس ).
و به هر حال كلمه (فاطر السموات و الاءرض ) از اسامى خداى تعالى است ، كه به عنوان صفت آورده شده ، و مراد از صفت ، صفت استمرارى است ، نه تنها صفت گذشته ، براى اينكه ايجاد مستمر، و فيض وجود، دايمى و انقطاع ناپذير است ، چون اگر فيض منقطع مى شد، همه چيز نابود مى گشت .
و اگر صفت ديگر (جاعل الملائكة ) را دنبال آن صفت ذكر كرده براى اشاره به اين حقيقت است كه سبب انحصار حمد در خداى تعالى يكى دو تا نيست ، گويا فرموده : (حمد تنها براى خدا است ، كه آسمانها و زمين را ايجاد كرد، و باز حمد براى اوست كه ملائكه را فرستادگان خود قرار داد، ف رستادگانى بالدار...) پس خداى تعالى در آنچه مى كند محمود است ، چون در آنچه مى كند غير از جميل نيست .
اشاره به اينكه همه ملائكه واسطه هاى بين خدا و خلق هستند

جاعل الملائكة رسلا اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع ...

كلمه ملائكه جمع ملك - به فتحه لام - است ، كه موجوداتى هستند مخلوق خدا، و واسطه هايى بين او و بين عالم مشهود، كه آنان را موكل بر امور عالم تكوين و تشريع كرده است ، و بندگان محترمى هستند كه هرگز خدا را در هر صورتى كه به ايشان فرمان بدهد نافرمانى نمى كنند، و به هر چه ماءمور شوند انجام مى دهند.
بنابراين ، جمله (جاعل الملائكة رسلا) اشعار بلكه دلالت دارد بر اينكه تمام ملائكه - چون كلمه ملائكه جمع است و در آيه با الف و لام آمده افاده عموم مى كند - رسولان و واسطه هايى بين خدا و بين خلق هستند، تا اوامر تكوينى و تشريعى او را انجام دهند، و ديگر وجهى ندارد كه ما كلمه (رسل ) را كه در آيه است اختصاص دهيم به آن ملائكه اى كه بر انبياء نازل مى شدند. با اينكه قرآن كلمه (رسل ) را بر ملائكه اى كه واسطه وحى نبودند نيز اطلاق كرده ، از آن جمله ف